آمدی درخواب من دیشب چه کاری داشتی
ای عجب از این طرف ها هم گذاری داشتی

راه را گم کرده بودی نیمه شب شــاید عزیز
یا که شاید با دل تنــــــــــگم قراری داشتی

مهربانی هم بلد بـــــــــودی عجب نامهربان
بعد عمری یادت افــــــتاده که یاری داشتی

سر به زیرانداخــــتی و گفتی آهسته سلام
لب فروبستی نگــــــــاه شرمساری داشتی

خواستم چیزی بگویم گریه بغضم راشکست
نه نگفتــــــــم سالها چشم انتظاری داشتی

با نوازش می کشیدی آه و می گفتی ببخش
سربه دوشم هق هق بــی اختیاری داشتی

وقت رفتن بغض کردی خیره ماندی سوی من
شاید از دیـــــــــوانه ی خود انتظاری داشتی

صبح بـــــــــــوی گل تمام خانه را پر کرده بود
کاش می شد باز در خـــــوابم گذاری داشتی

عشق یعنی بی گلایه لب فرو بستن، سکوت
دلخوش از اینکه شبی با او قراری داشتی.

عکس کوهستان

طرح آغــــوش تو ای دوست، معما دارد !!

اینکـــه تنها، به انــــــــدازه ی من، جا دارد

اینکه لبخند تو را، بوسه ی من می شکند

اینکه موی من و دستــــــــان تو معنا دارد

یک شب از مهر، مرا مهلـــــت بودن بسپار

تا ببینی غــــــزلم با تـــــــو سخن ها دارد

نوبهار است و شبانگـــــاه اگر کوتاه است

شب من با تن تــــــــــــــو معنی یلدا دارد

قصـــــــــه های تب پنهان مرا می شنوی

چشم های تو، مرا، قصـــــــــد مدارا دارد

آه، امروزم اگر رفت، و دیــــــروزم.... هیچ

لب من با لب تو صحبـــــــــــــت فردا دارد

من جهان را همه آیینـــه ی چشمت دیدم

مثل ابری که نظر بر دل دریـــــــــــــا دارد

باز باران پر از خـــــــــــــاطره ای می بارد

لحظه هایم عطش خشکــــی صحرا دارد

من بیابــــــــــــــانم و تو از دل باران خزان

وَه که روییــــــــــــدنِ من از تو تماشا دارد

چشم های تو مــرا می شکفد می بینی؟

چه غریبـــــــــــــــــــانه دلم با تو تمنا دارد

اینکه آغوش تو اندازه مــن، وا شده است

چه کسی دید،که آغوش تو، من را دارد...؟

دل هنوزم عاشق صهبای تو است

کنج ذهنش غربت دنیای تو است

گیرم اصلا بر مرادت نیستم

باشد اما میل من بر رای تو است

زندگی اندر برم سودای تو است

زورق جان ساکن دریای تو است

گرم شوقت بر ره و اقسای تو است

هر دم آن جستن زیبای تو است

سوز دی سهل از غم مانای تو است

ای بهاران هر گلی شیدای تو است

انشاء الله همیشه تحت توجهات وعنایات حضرت صاحب الامر(عج)باشید

سروده طلبه نجفی سعید حریری اصل شعبان1446ق