۲۴۰_ خوشبختی۲
کی دنبال خوشبختیه؟ دومین حقیقت رو یاد بگیریم. از گفتن: من اشتباه کردم نترسیم. وگرنه در باتلاق خاطرات گذشته خفه میشیم. چون چیزی به اسم شانس یا بد شانسی وجود نداره. چون همه ی ماها اشتباه میکنیم. اشتباه باعث پیشرفتمون میشه. خدا گفته انسان موجودیه عجول جهول کفور هلوع... پس نترس. بگو آره من اشتباه کردم و شتابزده تصمیم گرفتم. توی انتخابم با کسی وارد رابطه شدم که اشتباه بود. معامله ای کردم که حسابی باخت دادم. ولی عیبی نداره عوضش تجربه شد برام. الان کوهی از تجربیات همراهمه. کسی که بیشتر اشتباه کرده بیشتر درس گرفته. تا وقتی: من اشتباه کردم رو یاد نگرفتیم درجا میزنیم و دنبال مقصر میگردیم و دائم یا در گذشته ای اسیریم که گذشته.. و یا هول آینده ای رو داریم که نیومده. مثله بچه ای که پیاپی زمین میخوره تا راه رفتن رو یاد بگیره. بعد از زمین خوردن فورا بلند بشیم و خودمون رو بتکانیم و بخندیم و بگیم خوبه چون چیز جدیدی یاد گرفتم و با امیدواری و تجربه ای بیشتر از نو شروع کنیم. یه روز خبرنگار جواني از اديسون پرسيد: آقاي اديسون شنيدم براي اختراع لامپ تلاش هاي زيادي کردی، اما موفق نشدی، چرا؟ پس از ۹۹۹ بار شکست همچنان با سماجت به فعاليت خودت ادامه میدی؟ اديسون با خونسردی میخنده و جواب میده: ببخشيد آقا من ۹۹۹ بار شکست نخوردم، بلکه همش ۹۹۹ تجربه گرفتم که لامپ چگونه ساخته نمیشه.😀 آره ادیسون ۱۰۰۰۰ بار بله درسته ده هزار بار شکست رو با لبخند تجربه حساب کرد و سه بار کلا کارگاه بزرگش در آتیش سوزی خاکستر شد ولی دست نکشید تا برق رو اختراع کرد و جالبه بدونید که این آقای ادیسون ۱۰۹۳ اختراع (بله هزارو نودو سه اختراع) به ثبت رسوند که برق مهمترینشه. پس از این به بعد اسم شانس رو از زندگیمون حذف کنیم و اسم شکست رو توی زندگیمون تجربه بذاریم و یاد بگیریم که مسئولیت خطاهامون رو گردن بگیریم و بگیم آره من اشتباه کردم و تجربه شد برام. خودم درستش میکنم. هیچوقت دیگرون رو مقصر ندونیم چون این نشونه ی حماقته. هیچوقت خودمون رو هم مقصر ندونیم چون نشونه جهالته. اصلا کسی مقصر نیست. مقصّر یعنی (کوتاهی کننده). ما کوتاهی نکردیم. تلاش خودمون رو کردیم فقط اشتباهمون کمی (کم دقتی و کم تجربگی) بوده که برامون عبرت شده و ازش تجربه گرفتیم. میکلآنژ چهار سال مداوم کار مداوم مجسمه ی سنگی مرمری داود(ع) با ارتفاع بیش از پنج متر رو تراش داد تا این شاهکار رو خلق کرد. جالبه وقتی از مجسمه پرده برداشتن جمعیت انبوه شگفت زده شدند و خبرنگار ازش پرسید: چطوری این مجسمه ی به این بزرگی رو اینقدر با ظرافت و با شکوه ساختی؟

میکلآنژ خیلی خونسرد میگه: منکه کاری نکردم فقط تکه های اضافی سنگ رو تراشیدم و صیقل دادم همین. یادمون باشه که ما همین مجسمه هستیم و این ضربات شکست نیستند بلکه باعث میشه روح ما تراش و صیقل بخوره و ما روز بروز پخته تر و با ارزش تر میشیم.💐 آرزوم اینه که همتون رو شاد و موفق ببینم و تنی سالم و دلی آروم داشته باشین. دوستای گلم🪻 دوستتون دارم پس بهمدیگه قول بدیم که توی زندگی هیچوقت دنبال مقصر نباشیم. مهم اینه که فقط خودمون رو مسئول تمام ناکامیها بدونیم نه دیگران و تنها به خودمون متّکی باشیم. هیچکس جز خودمون رو مسئول ندونیم. و دستمون به زانوی خودمون باشه تا اصلاحش کنیم. به گفته ی خدا در سوره الطور
كُلُّ امْرِئٍ بِمَا كَسَبَ رَهِينٌ
ﻫﺮ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ ﺩﺭ ﮔﺮﻭ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﺧﻮﻳﺶ ﺍﺳﺖ .(٢١) ادامه داره...
منطق ماشین دودی
يکي از دوستان ما که مرد نکته سنجي است، يک تعبير بسيار لطيف داشت که اسمش را گذاشته بود: « منطق ماشين دودي». مي گفتيم منطق ماشين دودي چيست؟ مي گفت من يک درسي را از قديم آموخته ام و جامعه را روي منطق ماشين دودي مي شناسم.
وقتي بچه بودم منزلمان در حضرت عبدالعظيم بود و آن وقتها قطار راه آهن به صورت امروز نبود و فقط همين قطار تهران - شاه عبدالعظيم بود. من مي ديدم که قطار وقتي در ايستگاه بود، بچه ها دورش جمع مي شوند و آن را تماشا مي کنند و به زبان حال مي گويند: « ببين چه موجود عجيبي است!» معلوم بود که يک احترام و عظمتي براي آن قائل هستند. تا قطار ايستاده بود با يک نظر تعظيم و تکريم و احترام و اعجاب به او نگاه مي کردند تا کم کم ساعت حرکت قطار مي رسيد و قطار راه مي افتاد. همين که راه مي افتاد، بچه ها مي دويدند، سنگ بر مي داشتند و قطار را مورد حمله قرار مي دادند. من تعجب مي کردم که اگر به اين قطار بايد سنگ زد چرا وقتي که ايستاده يک ريگ کوچک هم به آن نمي زنند و اگر بايد برايش اعجاب قائل بود، اعجاب بيشتر در وقتي است که حرکت مي کند. اين معما برايم بود تا وقتي که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم. ديدم اين قانون کلي زندگي ما ايرانيان است که هر کسي و هر چيزي تا وقتي که ساکن است، مورد احترام است. تا ساکت است مورد تعظيم و تجليل است. اما همين که به راه افتاد و يک قدم برداشت نه تنها کسي کمکش نمي کند بلکه سنگ است که به طرف او پرتاب مي شود و اين نشانه يک جامعه مرده است. ولي يک جامعه زنده فقط براي کساني احترام قائل است که متکلم هستند نه ساکت، متحرکند نه ساکن و باخبرترند نه بي خبرتر».
استاد شهيد مرتضي مطهري
دو قطره آب كه به هم نزديك شوند، تشكيل يك قطره بزرگتر مي دهند...
اما دوتكه سنگ هيچگاه با هم يكی نمی شوند!
پس هر چه سخت تر و خشک تر باشيم
فهم ديگران برايمان مشكل تر و در نتيجه
امکان بزرگتر شدنمان نيز كاهش می یابد...
آب در عين نرمی و لطافت در مقايسه با سنگ
به مراتب سر سخت تر و در رسيدن به هدف خود
لجوجتر و مصمم تر است.
سنگ، پشت اولين مانع جدی می ايستد.
اما آب راه خود را به سمت دريا می يابد.
در زندگی، معنای واقعی
سرسختی، استواری و مصمم بودن را
در دل نرمی و گذشت بايد جستجو كرد.
گاهی لازم است كوتاه بيايی...
گاهی نمی توان بخشید و گذشت اما می توان چشمان را بست
و عبور کرد...
گاهی مجبور می شوی نادیده بگیری...
گاهی نگاهت را به سمت ديگر بدوزي که نبینی ولی با آگاهی و شناخت
و آنگاه بخشیدن را خواهی آموخت...
روشهای بهتر خواندن و بهتر یاد گرفتن:
1. عنوان هر فصل را نگاه کنید. به این فکر کنید که در آن فصل راجع به چه مطالبی باید بحث شود چون ذهن انسان در مقابل سئوال کنجکاو شده و آمادگی پیدا می کند تا مطالب را بهتر بیاموزد.
2. صفحات را ورق بزنید. عناوین اصلی را در کاغذ بنویسید.
3. به اول فصل برگردید. جلوی عناوین اصلی عناوین فرعی مربوط به آن را بنویسید و زیر شکلها و نمودارها رابخوانید.
4. خلاصه فصل را بخوانید تا یک دید کلی بیابید. مطالعات نشان می دهد که کل هر چیز زودتر از اجزای آن در ذهن جای می گردد. ذهن یک چهارچوب می یابد و اجزای آن با یکدیگر یکپارچه می شوند و در نتیجه یادآوری آن آسانتر می شود.
5. به اول فصل برگردید و دقیق بخوانید.
6. به هنگام مطالعه زیر مطالب مهم خط نکشید زیرا ذهن را تنبل می کند. باید مطالب را یادداشت کنید.
7. خلاصه فصل را به زبان خودتان بنویسید.
8. مطالب خوانده شده برای جای گرفتن در حافظه نیاز به زمان دارد.
9. علت عمده فراموشی تداخل آموخته های بعدی در قبلی یا اصطلاحا منع بعدی است. برای جلوگیری از این موضوع پس از یادگیری یک مطلب حتما استراحت کنید. طبق این اصل یادگیری در آخر شب پایدارتر از اول صبح است.
10. آموخته های خود را به کار ببرید. این اصل باعث می شود مطالب کمتر فراموش شود.
11. عوامل مزاحم را حذف کنید. یعنی افکار بی فایده، کشمکشهای درونی با دیگران و ...این اصل در مطالعه در اولویت اول برخوردار است.
12. محل مناسب را انتخاب کنی. این اصل در مطالعه در اولویت دوم قرار دارد.
13. با فواصل زمانی مطالعه کنید. اگر روزی چند صفحه بخوانید کارایی شما خیلی بیشتر است از زمانی که در شب امتحان همه مطالب را یکجا بخوانید.
14. نقش معلمی را در پیش بگیرید. آنچه را خوانده اید به دیگران یاد بدهید. اگر فردی نبود در ذهن، خود را در جماعتی تصور کنید که شما این مطلب را به آنها یاد می دهید.
15. مطالب جدید را با آنچه از پیش می دانید ارتباط دهید تا منجر به تکرار شود و در نتیجه مطالب بهتر یکپارچه می شوند.
16.روش تداعی را به کار ببرید.
17.روش محلها را به کار ببرید. این روش مثال دیگری از تداعی های غیرعادی است که به یادگیری خیلی کمک می کند.
18.از کلمات کلیدی استفاده کنید. این روش بخصوص در یادگیری زبان خیلی موثر است.
19. از علایم اختصاری استفاده کنید.
20. سریع پیش بروید. یعنی بر روی یک فصل زیاد معطل نکنید.
21. مهمتر از همه موضوعها را دوست داشته باشید.
موفق باشید/ مرد تنهایی شب