قلب دنیا غصه داره قصه‌های غزه است
غزه تنها نیست، دنیا هم‌صدای غزه است
اَبرهه اندیشه‌ی بیت‌المقدس دارد و
وقتِ پروازِ اَبابیل از فضای غزه است
ای مسلمانان نجات قُدس در دست شماست
اتحادِ مسلمین مشکل‌گشای غزه است
ای امیدِ جانِ مظلومان عالَم اَلعَجَل
ذکرِ تعجیل فرج در ربنای غزه است
اللهم عجل لولیک الفرج


🌹🌹🌻🌹چی بخوریم برای چه بیماری ای خوبه؟ درمان طبیعی با خوراکی های مفید
اگه کم خوابی دارید: موز، دمنوش به لیمو، بادام، شیر گرم، عسل
اگه یبوست دارید: آلو خشک، انجیر، روغن زیتون، سبزیجات پرفیبر، آب گرم با لیمو
اگه کم اشتها شدین: زنجبیل تازه، عرق نعناع، لیمو، انار، زیتون
اگه حساسیت فصلی دارید: عسل طبیعی، دمنوش بابونه، زردچوبه، چای گزنه، سیر
اگه درد قاعدگی دارید: دمنوش رازیانه، دارچین، موز، زنجبیل، شکلات تلخ
اگه جوش و آکنه دارید: آب کرفس، چای سبز، خیار، ماست، دمنوش گل همیشه بهار
اگه ورم معده دارید: ژل آلوئه ورا، برنج سفید، ماست کم چرب، سیب پخته، عرق نعناع
اگه خشکی چشم دارید: تخم کتان، ماهی سالمون، گردو، هویج، روغن زیتون
اگه ضعف حافظه دارید: زعفران، رزماری، گردو، تخم مرغ، بلوبری
اگه کم تحرک هستید: آب پرتقال، موز، شکلات تلخ، چای زنجبیل، گردو
اگه مشکل گوارش دارید: رازیانه، ماست پروبیوتیک، نعناع، زنجبیل، آب لیمو
اگه سنگ کلیه دارید: آب هندوانه، عرق خارشتر، آب لیمو، جوشانده خارمریم، جعفری
اگه تب دارید: آب نارگیل، دمنوش نعناع، عرق بیدمشک، خیار، هندوانه
اگه ریزش مو دارید: تخم مرغ، عدس، اسفناج، دانه چیا، روغن نارگیل
اگه دچار اضطراب هستید: دمنوش اسطوخودوس، چای سبز، شکلات تلخ، موز، روغن ماهی
اگه کبودی سریع می گیرید: ویتامین C (پرتقال)، آناناس، کلم بروکلی، فلفل دلمه ای، جعفری
اگه دچار تعریق زیاد هستید: مریم گلی، سرکه سیب، لیمو، چای سبز، گوجه فرنگی
اگه سردردهای مکرر دارید: بادام، موز، زنجبیل، چای بابونه، آب زیاد
اگه گوش درد دارید: روغن زیتون گرم، سیر، پیاز، دمنوش آویشن، بخور نعناع
اگه ترک لب دارید: ویتامین B2 (بادام)، شیر، ماست، آووکادو، تخمه آفتابگردان
اگه ضعف بینایی دارید: هویج، زغال اخته، تخم مرغ، فلفل دلمه ای، اسفناج
اگه زگیل پوستی دارید: سرکه سیب، سیر له شده، عسل، روغن درخت چای، آناناس
اگه بوی بد دهان دارید: جعفری، ماست، دارچین، سیب، آب لیمو
اگه التهاب پوست دارید: خیار، آلوئه ورا، روغن نارگیل، بلغور جو دوسر، نعناع
اگه دیسک کمر دارید: زردچوبه، زنجبیل، ماهی، دمنوش گزنه، بادام
اگه عرق سوز شدید دارید: ماست، خیار، ژل آلوئه ورا، نشاسته، بابونه
اگه گرگرفتگی دارید: تخم کتان، دمنوش مریم گلی، سویا، چای سبز، هویج
اگه مشکل تمرکز دارید: رزماری، زعفران، بلوبری، گردو، چای سبز
اگه بی حسی دست و پا دارید: ویتامین B12 (تخم مرغ، جگر)، اسفناج، موز، ماهی
اگه بدن درد بدون علت دارید: منیزیم (بادام، اسفناج)، زنجبیل، دمنوش نعناع، سیر، زردچوبه
🌹🌹🌹
حضرت آقا امام صادق (علیه السلام) فرمود:
همانا آخرین بنده ای که در روز قیامت دستور داده می شود که به سوی آتش دوزخ رود، به چپ و راست خود می نگرد پس خداوند جلّ جلاله می فرماید: با شتاب بیاوَریدش.
پس چون به محضر پروردگار آورده می شود خداوند می فرماید:
ای بنده من! چرا به چپ و راست خود می نگری؟
عرض می کند: ای پروردگار من! من چنین گمانی به تو نداشتم.
خداوند جلّ جلاله می فرماید: ای بنده من! چه گمانی به من داشتی؟؟
عرض می کند: ای پروردگار من! گمان من به تو این بود که از گناهم در می گذری و مرا به بهشت وارد می کنی.
خداوند جلّ جلاله می فرماید: ای فرشتگان من! سوگند به عزّت و بزرگی و نعمتها و بلندیِ جایگاهم که این بنده در زندگیش هرگز ساعتی چنین گمانِ خوبی به من نداشت و اگر در تمام زندگیش ساعتی چنین گمان خیری به من داشت او را با آتش نمی ترساندم و لرزه بر اندامش نمی افکندم. حال که چنین گفت این دروغش را بر او روا دارید و او را به بهشت داخل کنید.
سپس امام صادق(ع) فرمود:
هیچ بنده ای به خداوند خوش گمان نبوده جز اینکه خداوند در نزد گمانش حاضر است و با او به خوبی رفتار می کند و هیچ بنده ای به خداوند بد گمان نبوده جز اینکه خداوند در نزد گمان وی حاضر است و او را به بدی کیفر می دهد و این همان معنای گفتار خداوند عزّوجلّ است که می فرماید:
و این گمان بدی بود که به پروردگارتان داشتید و همان موجب هلاکت شما شد پس از زیانکاران گردیدید
🌹🌹🌹
اگر حق با شماست،
به خشمگین شدن نیازی نیست...
و اگر حق با شما نیست،
هیچ حقی برای عصبانی بودن ندارید....
صبوری با خانواده عشق است،
صبوری با دیگران احترام است،
صبوری با خود، اعتماد به نفس است
و صبوری در راه خدا، ایمان است.
اندیشیدن به گذشته اندوه،
و اندیشیدن به آینده هراس می آورد.
به حال بیاندیش تا لذت را به ارمغان آورد.
در جستجوی قلب زیبا باش نه صورت زیبا.
زیرا هر آنچه زیباست،
همیشه خوب نمی ماند،
اما آنچه خوب است، همیشه زیباست.....
حال پریشان نیاز به آرامش دارد نه سرزنش.
🌹🌹🌹
تكامل تدريجي موجودات زنده
نكته مهمي كه از مطالعه طبقات زمين و آثار حياتي آن دستگير ميشود توجه به قرابت و يا پيوستگي نسلي است كه در سلسله موجودات زنده به چشم ميخورد. (چون درخت‌ها و حیوانات و پرنده و چرنده و انسان همه از همون موجود تک سلولی بوجود اومدن. / الأنعام
وَمَا مِن دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا طَائِرٍ يَطِيرُ بِجَنَاحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثَالُكُم مَّا فَرَّطْنَا فِي الْكِتَابِ مِن شَيْءٍ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ
ﻭ ﻫﻴﭻ ﺟﻨﺒﻨﺪﻩ ﺍﻱ ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻦ ﻧﻴﺴﺖ ، ﻭ ﻧﻪ ﻫﻴﭻ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺍﻱ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺩﻭ ﺑﺎﻝ ﺧﻮﺩ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ ، ﻣﮕﺮ ﺁﻧﻜﻪ امتهایی ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺷﻤﺎﻳﻨﺪ ; ﻣﺎ ﭼﻴﺰﻱ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻛﺘﺎﺏ [ ﺗﻜﻮﻳﻦ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺛﺒﺖ ﺟﺮﻳﺎﻧﺎﺕ ﻫﺴﺘﻲ ﻭ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎﻱ ﺁﻓﺮﻳﻨﺶ ] ﻓﺮﻭﮔﺬﺍﺭ ﻧﻜﺮﺩﻩ ﺍﻳﻢ ، ﺳﭙﺲ ﻫﻤﮕﻲ ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺷﺎﻥ ﮔﺮﺩﺁﻭﺭﻱ ﻣﻰ ﺷﻮﻧﺪ .(٣٨) . ) خب.. با تذكر به آنكه هر طبقه داراي اثر ( مقصود طبقاتي از زمين است كه وضع اوليه و عادي آنها تغييرنكرده باشد و هر طبقه قديمتردر زير طبقه جديدترقرار گرفته باشد.) از مطالعه طبقات پي در پي و منظم زمين جانداران زمان تشكيل آن طبقه ميباشد، چنين مستفاد ميشود كه به طوركلي
لايه هاي جديدتر داراي آثار و شواهدي از موجودات عاليتر و «تكامل يافته تر!» است. پس در مطالعه طبقات متوالي زمين به پيدايش تدريجي موجودات زنده ميتوان توجه نمود. اينك درعبارت فوق كلمه مركب و نامأنوس«تكامل يافته تر»بهعنوان صفت تفضيلي به كار برديم براي اجتناب از استعمال كلمه «كاملتر» براي موجودات جديدالخلقه است زيرا مفهوم مخالف كاملتر «نقص نسبي» است كه صفت جانداران قديمتر واقع ميشود و مسلم است كه با اعضاء ناقص اصلاً زندگي نميتواند برقرار باشد. ( یعنی موجودات قبلی مثله نسناس یا درخت و غیره.. ناقص نبودن که الان کامل شده باشند. بلکه هر کدوم تکامل داشتن و کامل بودن و با انسان شدن تکامل یافته تر شدیم) نقص در اعضاء موجود زنده را مثلاً با نبودن عضو تنفس يا وسيله جذب غذا ميتوان مثال زد. اگر چنين اعضايي نباشند تنفس و يا جذب غذا صورت نميگيرد. چون اين قبيل كارها اعمال اصلي حيات ميباشند، پس زندگي برقرار نخواهد بود و
بنابراين فرقي ميان موجود زنده و غير زنده وجود نخواهد داشت. از نظر حياتي و تكاملي مقصود از موجود زنده عاليتر جانداري است كه براي هر عمل حياتي، اعضاء مفصلتر از يك موجود ساده تر از خود داشته باشد. مثالي اين مقصود را بهترروشن ميكند :
يك آميب تك سلولي و يك گوسفند چند سلولي هر دو موجود زنده و هر دو حيوان هستند و حركت ميكنند و تمام مظاهر اساسي حيات (مادام الحيات) از هر دو
آنها سر ميزند منتها در آميب فقط همان يك سلول است كه محل انجام كليه آثار حياتي است اما در گوسفند براي هر عمل حياتي عضو مخصوصي وجود دارد (معده و امعاء و غدد هاضمه براي جذب غذا ، ريه و اعضاء ضميمه براي تنفس ، عضو راه رفتن، اعضاء حس، عضو توليد، اعضاء دفع و غيره وغيره) وهر عضو ضمائم تكميلي داشته و هر يك از اينها از نسوج مختلف ساخته شده و هر نسج متعهد به انجام يك
جزء از عمل اصلي عضو است و بالاخره هر نسج از ميليونها و يا ميلياردها سلول تشكيل يافته است. آميب حيواني است ساده و حتي خيلي ساده و ابتدايي و گوسفند عالي آن هم مرتبه اي بالا از مراتب عالي تكاملي. بين اين دو حد نيز بسي از حيوانات
هستند كه در مراتب تكاملي و سطحي قرار دارند.
مثالي ديگر:
در ميان گياهان، خزه ( گياهي كه روي سقفهاي مرطوب و جاهاي نمناك و روشن ميرويد) و درخت سيب هر دو گياه هستند. خزه گياهي است ساده تر زيرا فقط داراي ساقه و برگ است و تمام اعمالي كه تأمين حيات گياه را مينمايند از همين دو عضو صورت ميگيرد، در صورتي كه درخت سيب داراي ريشه ، ساقه ،
برگ و گل بوده كه از گل ميوه و از ميوه تخم به وجود ميآيد. هر كدام از اين اعضا، عملي جداگانه از اعمال حياتي را انجام ميدهند و ضمناً اعضاء رابطي هم
دارند و چنانكه ميدانيم هر عضو از بافتهاي متعدد و هر نسج از ميليونها و يا ميلياردها سلول ساخته شده است. پس خزه گياهي است ساده ترو درخت سيب گياهي مفصله الاعضاء.
جلبكها ، قارچها و باكتريها، اقسام ساده تر از خزه ها هستند كه هيچ يك از اعضاء معمولي گياهان را دارا نيستند و سلولهاي آنها كه تماماً شبيه به هم هستند
كليه اعمال حياتي را انجام ميدهند.
گياهان ديگر نيز از نظر تكاملي در مراتب وسط ميان خزه و امثال درخت سيب قرار دارند.
در بحثها و مطالعات پالئونتولوژي
( یعنی. علم به احوال موجودات زنده گذشته)
معلوم شده است كه خلقت حيوانات و يا نباتات ساده تر قبل از جانوران و گياهان عاليتر صورت گرفته است و در هر دسته از گياهان و جانوران نيز پيدايش اقسام
ساده تراز اقسام مفصله الاعضاء پيشتر وقوع يافته است . مثلاً :
در ميان گياهان گلدار عاليتر، گياهان بازدانه مثل سرو و كاج زودتر از نهان دانگان دو لپه اي و يك لپه اي خلقت يافته اند و يا در سلسله جانوران مهره دار
استخواندار كه به ترتيب مرتبه تكامليشان عبارت از ماهيها، ذوحياتين، خزندگان، پرندگان و پستانداران ميباشند ؛ ماهي ها خلقت بسيار قديمي داشته و مربوط به اواسط دوران اول هستند در صورتي كه پستانداران پر عضوتر در دوران سوم تنوع پيدا ميكنند. (یعنی اول گیاهان بوجود اومدن و بعد ماهیها و بعد ماهی‌های دوزیست مثله مار و قورباغه و لاک پشت و سوسمار که دو زیست هستند که زندگی روی خاک رو تجربه کردند و حیوانات خاکی مثله پرندگان و چرندگان و درندگان بوجود اومدند.)
شناسايي اوضاع طبيعي و حياتي گذشته
چنانكه قبلاً هم متذكر شدهايم تماماً اوضاع طبيعي و حياتي و جغرافيايي گذشته را از مطالعه در خواص سنگهاي طبقات زمين و فسيل محتوي در آنها ميفهمند . مثلاً
سنگهاي طبقه اي كه از ذرات ماسه هاي سخت و زبر تشكيل شده باشد، با مقايسه به آنكه چنان ماسه ها امروز در كناره سطح درياها ديده ميشود نتيجه ميگيرند كه در زمان تشكيل آن طبقه ، محل مورد مطالعه كناره مسطح يك دريا بوده است. 🍓 شاید بگی به من چه؟ ماسه و گچ و سنگ به چه درد من میخوره؟ خدا گفته تفکر کنید.. فاطر
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ ثَمَرَاتٍ مُّخْتَلِفًا أَلْوَانُهَا وَمِنَ الْجِبَالِ جُدَدٌ بِيضٌ وَحُمْرٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهَا وَغَرَابِيبُ سُودٌ
ﺁﻳﺎ ﻧﺪﺍﻧﺴﺘﻪ ﺍﻱ ﻛﻪ ﺧﺪﺍ ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺁﺑﻲ ﻧﺎﺯﻝ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ، ﭘﺲ ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺁﻥ ﻣﻴﻮﻩ ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺭﻧﮓ ﻫﺎﻳﺶ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻥ ﺍﺳﺖ ، ﭘﺪﻳﺪ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﻳﻢ ، ﻭ ﺩﺭ ﺑﺮﺧﻲ ﺍﺯ ﻛﻮﻩ ﻫﺎ ﺭﺍﻩ ﻫﺎﻳﻲ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺭﻧﮓ ﻫﺎﻱ ﻣﺨﺘﻠﻒ : ﺳﭙﻴﺪ ﻭ ﺳﺮﺥ ﻭ ﺳﻴﺎﻩ ﭘﺮ ﺭﻧﮓ ،(٢٧) 🌻خب.. قشرهاي گچ و نمك كه در ميان طبقات ديگر در اغلب محل ها ديده ميشود
(مثل كوه نرداقي جنوب قم ـ كوه نمك شمال غربي آن شهر ـ مشرق تهران تا سمنان ـ حومه شمال شرقي تبريز ـ اطراف كازرون و بسي از شهرهاي ديگر) نشانه از درياهاي شور و كم عمق و پرتبخير ميباشد كه در شرف از بين رفتن و خشك شدن
بوده اند و هرگاه در جاهايي مثل اطراف شيراز تا جهرم و لار و مغرب اصفهان و جنوب تهران و يا محل بسترهاي تنگ رودهاي شمالي ايران و يا كارون كه از
سنگهاي آهكي فسيل دار دريايي تشكيل شده است با توجه به آنكه سنگ آهك (كربنات كلسيم) در آبهاي گرم و نيم عميق رسوب مينمايد نتيجه ميگيرند كه
قطعاً در زمان تشكيل اين طبقات در محلهاي مورد نظر، درياي گرم نسبتاً عميقي احاطه داشته است. فسيل محتوي در سنگها، غير از آنكه معرف نوع و جنس
حيوانات و يا گياهاني است كه در گذشته در زمان تشكيل سنگ مزبور وجود داشتند، شرايط طبيعي محيط زندگي خود را نيز معين مينمايند. مثلاً مرجانهايي كه در سنگهاي آهكي جنوب تهران و تا تنگه ولي آباد از درة راه چالوس و يا در كوههاي شمالي شهميرزاد و كوه پيغمبران در شمال شرقي سمنان و شمال دماوند و اطراف درياچه تار به فراواني يافت ميشود، با ملاحظه آنكه شرايط حياتي مرجانها
منحصراً در آبهاي دريايي گرم و كم عمق و زلال ميباشد، همين نتايج را براي محيط زندگي آن حيوانات فسيل در زمان حياتشان به دست ميآوريم. 🌺 (جالب اینکه اکثر این مناطق کوهستانی رو از نزدیک دیدم و فسیل ماهی زیادی پیدا کردم که نشونه هستش زمانی این کوهها کف دریا بوده) اگر در خلال سنگها از گياهان تك سلولي سيليسي (از نوع جلبكها كه به نام دياتمه Diatomés موسوم است) يافت شود معلوم ميشود كه آب تشكيل دهنده آن سنگ ، درياي معتدل و نسبتاً سردي بوده است و امثال ديگر.
طبقات همسن و همزمان در نقاط مختلف زمين
از مطالعه سنگهاي طبقات زمين هر محل و محتويات آن وضع طبيعي و حياتي آن محل را دريافت ميكنند.
اما در زمينشناسي دانستن اوضاع طبيعي گذشته تمام سطح زمين و تغييرات آن نيزمورد تحقيق است.
براي اين كار كافي است كه طبقات هم سن، يعني لايه هايي كه در يك زمان بر تمام سطح زمين (چه در درياها و يا بر خشكيها) تشكيل شده اند را معلوم كنيم و با تعيين خصوصيات طبيعي هر محل كه مورد مطالعه قرار ميگيرد، وضع جغرافيايي عمومي تمام سطح زمين را در زمان تشكيل طبقات همسن ، معلوم ميداريم. ( خب پس تا اینجا معلوم شد که با تحقیق در مورد لایه های سنگ و خاک یک منطقه میشه فهمید در قرنهای گذشته چه حیواناتی اونجا زندگی میکردند)
وسيله چنين مطالعه در زمين شناسي زياد است و فعلاً موردي براي توضيح در باره آنها نيست (چون فقط مرور میکنیم) با همين وسايل ومطالعات است كه موفق شده اند تاريخچه تغييرات كلي جغرافيايي زمين را در ادوار گذشته تنظيم نمايند واز جمله :
در زمان تشكيل طبقات آهكي سياه رنگ كوه بي بي شهربانو واقع در جنوب تهران،درياي تشكيل دهنده اين طبقات درتمام شمال ايران بسط داشت و رسوبهاي
آهكي نظير كوه بي بي شهربانو در اغلب نقاط شمال ايران باقي گذاشت. چنانكه طبقات آهكي ضخيم در بستر علياي چالوس در مجاورت ولي آباد و يا مبارك آباد و امامزاده هاشم و يا شمال دماوند و همچنين تا حد گدوك مازندران (گدوک یعنی گذرگاه بین دو کوه صعب العبور و خطری) تا وِرِسك و شمال سمنان تا دامغان و نقاط ديگر البرز همه رسوب همزمان همان دريا ميباشند. ضمناً همين درياي شمال ايران تا تركيه و مسكو و كوههاي اورال توسعه داشت🎁 چون اول سراسر زمین آب بوده و بعد زمین‌ها از دل دریاها بیرون اومده. قبل از اون هم اصلا زمینی و خورشیدی نبوده.. قبل از اون هم اصلا زمان و مکانی نبوده.. الإنسان
هَلْ أَتَىٰ عَلَى الْإِنسَانِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيْئًا مَّذْكُورًا
ﺁﻳﺎ ﺑﺮ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﮔﺬﺷﺖ ﻛﻪ ﭼﻴﺰﻱ ﺩﺭ ﺧﻮﺭ ﺫﻛﺮ ﻧﺒﻮﺩ ؟(١) خب. ادامه.. همان موقع كه درياي مزبور شرق اروپاو مغرب آسيا را فرا گرفته بود در مغرب اروپا تا شرق امريكا و حوضه آپالاش خشكي وسیع با هواي گرم و پر رطوبت وجود داشت. اين هواي گرم و مرطوب باعث شد كه جنگلهاي متراكم و مردابهاي پر
درخت در كناره هاومحل مساعد در قاره مزبور درميليونها سال ازاواخر دوران اول تشكيل گردد و از بقاياي آنها طبقات ضخيم و پر وسعت زغال سنگهايي كه امروزه در شرق امريكا و اروپاي شمال غربي و مركزي استخراج ميشود، به وجود آمد.
تعيين سن نسبي طبقات زمين
با توضيح فوق وضع طبيعي سطح زمين را در يك موقع معين ميتوان معلوم ساخت. اما يكي از مقصودهاي عمده در زمين شناسي، دانستن تغييرات متوالي زمين از نظر جغرافيايي واز نظر حياتي ميباشد. براي اين منظور كافي است كه توالي اصلي طبقات را نسبت به يكديگر تعيين كنيم يعني معلوم کنیم كه در مجموعه اي از طبقات رسوبي، ترتيبشان از نظر قدمت آنها چگونه است تا با ملاحظه خواص سنگهاي طبقات جديدتر ، تغييرات تدريجي را در آن مجموعه معلوم نمائيم. باز مثالي، اين تعريف مجمل را روشن تر میکنه :
در زير طبقات آهكي سياه رنگ كوه بي بي شهربانو ، مذكور در فوق ، قشر ضخيمي از سنگهاي ماسه اي سرخ رنگ قرار دارد و مسلم است كه اين طبقات
سرخ، قبل از سنگهاي آهكيِ روي آن تشكيل شده است. طبقات سنگهاي ماسه اي، با مقايسه به وضع امروز، ميرساند كه متعلق به كنار دريا ميباشد و در زمان
تشكيل آنها، جنوب تهران كنارهاي از دريا بوده است. طبقات آهكي روي آن ، چنانكه قبلاً اشاره شد مربوط به آب عميق تري از دريا است . پس معلوم ميشود كه
در زمان رسوبِ اين طبقات آهكي، درياي سابق پيشرفت كرده و كناره خود را جلوتر برده است به طوريكه جنوب تهران قسمت عميق تري از دريا گرديده است . وضع خاص طبقات روي سنگهاي سياه آهكي ميرساند كه در اواخر دوران اول مجدداً دريا اين منطقه را رها كرده و جنوب تهران مثل بسياري از نقاط شمالي ايران به كلي از آب خارج گرديده است.
در جنوب تهران وضع اوليه طبقات چندان زياد تعيير نكرده است. يعني طبقات قديمتر در زير قشرهاي جديدتر قرار دارند اما در همه جا وضع چنين نيست. طبقات رسوبي بر اثر فشارهاي فوق العاده مولد كوهها چنان پيچيده و در هم ميشوند كه اغلب طبقات جديدتر درزيرقشرهاي قديمتر واقع ميگردند دراينصورت تشخيص سن نسبي يعني تعيين قديمتر و جديدتر بودن طبقات، بدون كمك فسيل شناسي،
مشكل و يا غير ممكن خواهد بود.
در فسيل شناسي از صفات تكاملي موجودات زنده براي دانستن تازگي و كهنه گي طبقات نسبت به یكديگرو به عبارت ديگربراي تعيين سن نسبي طبقات استفاده ميكنند. طبقاتي كه داراي اثر موجودات زنده عاليتر يا تكامل يافته تر باشند از طبقاتي كه داراي اثر موجودات ساده تر هستند جديدتر تشكيل شده اند. مثلاً لايه هايي كه ضمن انواع متعدد حيوانات داراي فسيل پستانداران هم باشد از طبقاتي كه عاليترين فسيل آن طبقات از خزندگان باشد جديدتر است و طبقات داراي خزندگان هم به نوبه خود از طبقاتي كه غوكان و ماهيها را به عنوان بالاترين رديف تكاملي دارا باشند جديدتر خواهند بود. ضمناً با همين توضيح متوجه ميشويم كه در دوره هاي جديدتر، تنوع موجودات زنده زيادتر گرديده بنابراين طبقات تازه تر نسبت به لاية قديمتر فسيل، اقسام زيادتري از جانداران را در بردارند.
حالا مبحث جالب و مهم
موجودات واسط
در مطالعه آثار سنگ شده ي موجودات زنده ي گذشته، اغلب به اقسامي از موجودات فسيل برخورد ميكنيم كه امروز نظير آنها وجود ندارد. اين قسم فسيلها از آن جهت قابل ملاحظه اند كه صفات طبيعي مشترك با اقسام متفاوتي از جانداران امروز دارند و به همين جهت آنها را واسط و رابط نسلي دو و يا چند قسم مختلف از حيوانات و يا گياهان ميدانند. اينك چند مثال :
چنانكه ميدانيم گياهان عادي امروز به وسيله تخم يا دانه توليد مثل مينمايند،
دانه در ميوه ي گياه است و ميوه از گُل به وجود ميآيد. ضمناً امروزه اقسام بيشماري از گياهان را ميشناسيم كه اصلاً گُل ندارند و به همين جهت آنها را گياهان بي گل ميخوانند.
توليد مِثل اين قبيل نباتات به وسيله گَرده مخصوصي به نام هاگ (Spore (صورت ميگيرد. گَرده مزبور در محفظه اي به نام هاگ دان جمع ميشود و هاگدانها در
بعضي اقسام، در زير برگ و در بسياري ديگر در كنار، روي سلولهاي سازنده جسم گياه قرار ميگيرند. سرخسها از جمله گياهان دسته اخير واز نظر تكاملي عاليترين آنها هستند زيرا همه اعضاء گياه از ريشه و ساقه و برگ را دارا هستند اما گُل ندارند.
با اين توضيح معلوم ميشود كه ازدياد و توليدمثل گياهان منحصراً به وسيله گُل صورت نميگيرد و از نظر بود و نبود گُل، عالم گياهان را به دو شاخه بزرگ و
متمايز تقسيم مينمايند : گياهان بيگل يا هاگزا و گياهان گلدار يا تخمزا .🍒خدا دوست داره ما به زراعت ها نگاه کنیم و عبرت بگیریم..الزمر
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَلَكَهُ يَنَابِيعَ فِي الْأَرْضِ ثُمَّ يُخْرِجُ بِهِ زَرْعًا مُّخْتَلِفًا أَلْوَانُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَجْعَلُهُ حُطَامًا إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَذِكْرَىٰ لِأُولِي الْأَلْبَابِ
ﺁﻳﺎ ﻧﺪﺍﻧﺴﺘﻪ ﺍﻱ ﻛﻪ ﺧﺪﺍ ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺁﺑﻲ ﻧﺎﺯﻝ ﻛﺮﺩ ، ﭘﺲ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﭼﺸﻤﻪ ﻫﺎﻳﻲ ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻦ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩ ، ﺁﻥ ﮔﺎﻩ ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺁﻥ ﺯﺭﺍﻋﺘﻲ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺭﻧﮓ ﻫﺎﻳﺶ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻥ ﺍﺳﺖ ، ﺑﻴﺮﻭﻥ ﻣﻰ ﺁﻭﺭﺩ ، ﺳﭙﺲ [ ﺁﻥ ﺯﺭﺍﻋﺖ ] ﺧﺸﻚ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ ، ﺩﺭ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﻧﮓ ﺯﺭﺩ ﺑﻴﻨﻲ ، ﭘﺲ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺭﻳﺰ ﺭﻳﺰ ﻭ ﺩﺭ ﻫﻢ ﺷﻜﺴﺘﻪ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ ; ﺑﻲ ﺗﺮﺩﻳﺪ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ [ ﺩﮔﺮﮔﻮﻧﻲ ﻫﺎ ] ﺑﺮﺍﻱ ﺧﺮﺩﻣﻨﺪﺍﻥْ ﻫﺸﺪﺍﺭ ﻭ ﻋﺒﺮﺗﻲ ﺍﺳﺖ .(٢١) خب ادامه...
در نيمه دوم از دوران اول زمين شناسي گياهان درختي فراواني وجود داشته اند كه سهم بزرگي در ايجاد تشكيلات وسيع و ضخيم زغال سنگهاي شرق امريكا و
اروپاي غربي و مركزي داشته اند. (این جنگلها تبدیل به ذعال سنگ شده که روزی انسان بهره برداری کنه و تفکر کنه به اینکه چطوری بوجود اومدن) اين گياهان چنانكه از اثر فسيلي آنها معلوم ميشود تمام صفات و خصوصيات طبيعي سرخسها از قبيل ريشه و ساقه و برگهاي پهن، طويل و بريده بريده را داشته اند و به علاوه در انتهاي آزاد بعضي برگهايشان، داراي
دانه ي بيش و كم درشت نيز بوده اند و به همين جهت اين گروه از گياهان فسيل را سرخسهاي دانه دار ناميده اند ؛ با توجه به آنكه دانه از گُل به وجود ميآيد پس در اواخر دوران اول، دسته اي از سرخسها وجود داشته اند كه گل پيدا كرده اند و ضمناً چون سرخسها را عاليترين اقسام گياهان بي گل ميشناسيم، پس اگر سرخسهاي دانه دار اواخر دوران اول زمين شناسي را واسط و رابط گياهان بيگل و گلدار محسوب كنند، تشخيص بي منطقي نخواهد بود.
سرخسهاي دانه دار در اوايل دوران دوم به طوركلي از بين ميروند و پس از آنها بازدانگان اوليه كه ساده ترين اقسام از گياهان گلدار هستند ، نشو و نما و تنوع پيدا
ميكنند. مثال ديگر:
در طول دوران سوم زمين شناسي و قريب ۵۰ ميليون سال از اوايل آن دوران، انواع متعددي از پستانداران تدريجاً پيدا شدند كه پس از چندين نسل شكل دست و پا و طرز راه رفتن وهمچنين وضع دندانها و كيفيت تغذيه آنها تغيير بسيار نمود.
بر طبق مطالعه دقيقي كه روي انواع فسيلهاي موجود در طبقات متوالي اوايل دوران سوم اروپاي غربي و امريكا به عمل آورده اند معلوم داشته اند كه در ابتداي
دوران سوم، انواع پستانداران چندان زياد نبوده اند اما با تغييرات تدريجي اعضا و تفرع از يكديگر، خلقتهاي جديدي از آنها پيدا شد كه نتيجه آن در اواخر آن
دوران و ابتداي دوران چهارم، اقسام متعدد علف خواران فرد سم (پنج انگشتيها از جنس فيلها ، سه انگشتيها از جنس كرگدنها ، يك انگشتيها از جنس اسب) و جفت سم (اقسام مختلف نشخواركنندگان و غير نشخوار كنندگان دو سم و چهار سم) يا گوشتخواران (از جنس گربه و جنس سگ) و يا جوندگان (از جنس موش و خرگوش) و بسي اقسام ديگر گرديد. 🪻البقره
إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِمَا يَنفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِن مَّاءٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَابَّةٍ وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ
ﺑﻲ ﺗﺮﺩﻳﺪ ﺩﺭ ﺁﻓﺮﻳﻨﺶ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﻭ ﺯﻣﻴﻦ ﻭ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺁﻣﺪ ﺷﺐ ﻭ ﺭﻭﺯ ﻭ ﻛﺸﺘﻲ ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺩﺭﻳﺎﻫﺎ [ ﺑﺎ ﺟﺎﺑﺠﺎ ﻛﺮﺩﻥ ﻣﺴﺎﻓﺮ ﻭ ﻛﺎﻟﺎ ] ﺑﻪ ﺳﻮﺩ ﻣﺮﺩم ﺭﻭﺍﻧﻨﺪ ﻭ ﺑﺎﺭﺍﻧﻲ ﻛﻪ ﺧﺪﺍ ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻧﺎﺯﻝ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺁﻥ ﺯﻣﻴﻦ ﺭﺍ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﮔﻲ ﺍﺵ ﺯﻧﺪﻩ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻧﻮﻉ ﺟﻨﺒﻨﺪﻩ ﺍﻱ ﭘﺮﺍﻛﻨﺪﻩ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﮔﺮﺩﺍﻧﺪﻥ ﺑﺎﺩﻫﺎ ﻭ ﺍﺑﺮِ ﻣﺴﺨّﺮ ﻣﻴﺎﻥ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻭ ﺯﻣﻴﻦ ، ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎﻳﻲ ﺍﺳﺖ [ ﺍﺯ ﺗﻮﺣﻴﺪ ، ﺭﺑﻮﺑﻴّﺖ ﻭ ﻗﺪﺭﺕ ﺧﺪﺍ ]ﺑﺮﺍﻱ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﻛﻪ ﻣﻰ ﺍﻧﺪﻳﺸﻨﺪ .(١٦٤) ،😀 تعجب نکن.. نظم دقیق آفرینش هم در کهکشان و هم در دریا و هم در موجودات خشکی دقیق و منظم هستش.
تغييرات تدريجي كه در اعضاء پستانداران در طول دوران زمين شناسي صورت گرفت و در نتيجه آن، تنوع بسيار كه در دوره مزبور انجام يافت، از نمونه هاي شايان توجه زمين شناسي حياتي است. با اين مطالعه، مثالهاي بارز و نمايان در قرابت نسلي
و ارتباط تكاملي خانواده ها و جنسها و انواع متعدد اين رده بزرگ از حيوانات میشه ذكر کرد.
مهره داران فسيل حيواناتي را كه داراي اسكلت داخلي استخواني و يا غضروفي و رشته اي از مهره هاي
پشتي باشند به نام مهره داران يا ذي فقار مينامند.
مطالعه فسيل شناسي مهره داران (ذيفقاران) نسبت به بي مهرگان توسعه زياد ندارد زيرا اولاً مهره داران با تعدد بسياري كه دارند معذلك در مقابل انواع بيشمار
حيوانات بي استخوان (بي مهرگان مانند کرم ها) چندان زياد نيستند. و ثانياً چون مهره داران بيشتر
حيوانات برّي یعنی خشکی ميباشند و شرايط فسيل شدن در هوا مثل محيط آبها مساعد نيست لذا از اقسام گذشته مهره داران هم كمتر در طبقات زمين مانده است. اما از طرف ديگر چون استخوان جسم سخت و محکمی ميباشد و شكل و قالب آن در خلال طبقات رسوبي بهتر. محفوظ ميماند اين است كه مطالعه روي آنها با دقت بيشتر معمول گرديده و نتيجه
حاصل از اين مطالعات به وسيله علماي مختلف نيزيكسان ومنطبق است. اينك بي مناسبت نيست كه در باره تغييرات تكاملي رده هاي بزرگ مهره داران، به
نحوي كه متفق عليه همه محققين است، اشاره اي شود و اينكه در اين موضوع به توضيح بيشتر ميپردازيم براي آن است كه اقسام مهره داران بيشتر در دسترس انسان بوده و ساختمان تشريحي و وضع محل زندگي آنها بيشتر محسوس انسان ميباشد و نيز هر قسم تذكري راجع به صفات طبيعي آنها داده شود دور از توجهات عادي نخواهد بود.
مرد تنهایی شب