حکایت جالب و واقعیه اگه دوست داشتین بخونید.
تهران زندگی میکردم ، کارم در زمینه ی کامپیوتر بود ، روزی از تلویزیون نماز آقا بهجت (ره) را دیدم و هوایی شدم.
تصمیم گرفتم به قم برم و نماز جماعتم را به امامت ایشون بخونم ، همین کار را هم کردم ، دیدم بله همان نماز با شکوهی که در تلویزیون دیدم در قم اقامه میشه ، نماز پشت سر آقا برام شیرین بود ، برنامه رو جوری تنظیم کردم که هر روز صبح برم قم و نماز صبحم رو با آقا بهجت بخونم و به تهران برگردم


یکسال کارم همین شده بود ، هر روز صبح میرفتم قم نماز میخوندم و بر میگشتم ، در این زمان شیطان هم بیکار نبود ، هر روز منو وسوسه میکرد که چرا از کار و زندگی میزنی و قم میری ؟ خوب همین نماز رو تهران بخوان و ....
کم کم نسبت به فریاد های آقا بهجت (ره) هنگام سلام آخر نماز حساس شده بودم ، آخه چرا فریاد میکشه ؟ چرا زار میزنه؟ چرا با درد سلام میده؟ حساسیتم طوری شده بود که خودم قبل از سلام آقا سلام میدادم .
به خودم گفتم من اگر نفهمم چرا آقا موقع سلام آخر نماز فریاد میکشه دیگه نمیام قم نماز بخونم ، همون تهران میخونم ، این هفته هفته ی آخرمه....
رفتم دم درب منزل آقا ، در زدم ، گفتم باید بپرسم دلیلش چیه ، دیدم آقا میهمان دارن ، گوشه ی اتاق نشستم و در افکار خودم بودم ، تو ذهنم با آقا حرف میزدم ، آقا اگر بهم نگی میرم ها ! آقا دیگه نمیام پشتت نماز بخونما ! تو همین افکار بودم که آقا بهجت انگار حرفامو شنیده باشه سر بلند کرد و به من خیره شد ، به خودم لرزیدم ، یعنی آقا فهمیده من چی گفتم ؟ من که تو دلم گفتم ، بلند حرفی نزدم ، یعنی چطور شنید ؟
سرم را پایین انداختم و آرام از مجلس خارج شدم و به تهران برگشتم ، در راه دائما با خودم می گفتم آقا چطور حرف های منو شنید ؟ در همین افکار بودم تا اینکه شب شد و خوابیدم ، در خواب دیدم پشت سر آقا بهجت در صف اول نماز می خوانم ، تعجب کردم ، در بیداری اصلا نمیتوانستم به چند صف جلو برسم از بس شلوغ بود.
خوشحال بودم و پشت آقا نماز میخوندم ، یک دفعه تعجب کردم ، دیدم در جلوی آقا ، روبروی محراب یک درب بازه و یک باغ بزرگ و آباد ، آخه این در رو کی باز کردند ؟ اصلا قم چنین باغ بزرگی نداره ، عجبا ، باغ سرسبز و پر از میوه ای بود. در همین افکار بودم که به سلام آخر رسیدیم ،در انتهای نماز و هنگام سلام نماز درب باغ محکم بسته شد ، یک لحظه از خواب پریدم .
یعنی من خواب بودم ؟ آقا جواب سوال من رو در خواب داد ، پس راز این فریاد بلند آقا هنگام سلام نماز در دل کندن از آن باغ آباد معنوی و بازگشت به زمین خاکی بود ؟ به دلیل این آقا فریاد میکشید؟ ، من جواب سوالم رو گرفته بودم و پس از آن سه سال دیگر عاشقانه هر روز صبح برای نماز به قم میرفتم و بر میگشتم تا آقا رحلت کردند. روحشون شاد. روح همه ی در گذشتگان شما هم شاد باشه.

گفتم که خدا مرا مرادی بفرست🌺
طوفان زده ام راه نجاتی بفرست🪻
فرمود که با زمزمه یا مهدی🌻
نذر گل نرگس صلواتی بفرست💐
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.


فصل سوم 🌺
خلقت آدم و برگزيدگي او
راجع به برگزيدگي آدم و صاحب علم و فكر شدن او، آيات متعددي در قرآن وجود دارد. اما راجع به خلقت وي و اينكه چگونه آدم داراي چنان استعداد گرديد تا به امر الهي منشأ تحول بزرگ در عالم بشري شود، تصريحي موجود نيست. از آنجايي كه تأييدات الهي ، جز به تناسب استعداد و نيت و عمل نيك ، شامل حال افراد نميشود و عدل پروردگار ، جز به اين حكم نمي كند، پس يقيناً آدم هم داراي سابقه و مزيتي بوده كه مشمول آن موهبت عظیم واقع گرديده . هر چند در قرآن ، بيان مخصوصي راجع به خلقت آدم و اوايل عمر او ديده نميشود اما با تشبيهي كه در آية 59 از سورة آل عمران(3) و بعضي قرائن ديگر شده، ميتوان راجع به آفرينش مزبور كسب اطلاعي كرد و يا اظهار نظري نمود. آية 59 از سورة آل عمران(3) چنين است :
آل عمران. إِنَّ مَثَلَ عِيسَىٰ عِندَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُن فَيَكُونُ . ﻗﻄﻌﺎً ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻋﻴﺴﻲ ﻧﺰﺩ ﺧﺪﺍ [ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﭼﮕﻮﻧﮕﻲ ﺁﻓﺮﻳﻨﺶ ] ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺁﺩم ﺍﺳﺖ ﻛﻪ [ ﭘﻴﻜﺮ ] ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﺎﻙ ﺁﻓﺮﻳﺪ ، ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩ : [ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺯﻧﺪﻩ ] ﺑﺎﺵ ; ﭘﺲ ﺑﻲ ﺩﺭﻧﮓ [ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺯﻧﺪﻩ ] ﺷﺪ .(٥٩) 🌺
چون در هر تمثيل و يا تشبيه قطعاً وجوه مشترك و مشابهي ميان طرفين تمثيل وجود دارد، معرفي هر طرف موجب شناسانيدن طرف ديگر ميگردد. در آيه فوق، عيسي و آدم (ع) مورد تمثيل و تشبيه قرار گرفته اند، پس اگر در سوابق نسلي و زندگي حضرت عيسي(ع) كه در قرآن اشاراتي وجود دارد، مطالعه اي بنمائيم ، نتيجه حاصل و يا اقلاً حدودي از آن را براي خلقت آدم و اوايل زندگي او نيز، ميتوانيم تطبيق دهيم. با اين توضيح ، فصل حاضر كتاب بيشتر و يا نزديك به تمام آن در مطالعه راجع به زندگي حضرت عيسي(ع) و مقدمه و نتايج زندگي اين پيغمبر مصروف خواهد شد و در زير آن چند سطري از زندگي آدم(ع) ، بر طبق آنچه از قرائن دستگيرمان ميشود اضافه خواهيم كرد. زندگي مسيح و سوابق نسلي او راجع به زندگي حضرت عيسي(ع) و انساب او غير از قرآن هيچ سند مدون و قطعي در دست نيست و آنچه در تواريخ به صحت راجع به زندگي اين پيغمبر اولوالعزم نوشته شده، مستقيم و يا غيرمستقيم مأخوذ از قرآن است. مطالبي كه در اناجيل خود مسيحيان راجع به حضرت عيسي(ع) ضبط شده خالي از خدشه و سستي نيست و چهار انجيل رسمي دين مسيح در اين شرح احوال متفق نميباشند. مضافاً به آنكه قسمتي از اين مطالب هم كفرآميز و مباين عقايد توحيدي است. آياتي از قرآن كه مبين احوال مسيح و مادر و خاندان پاك اوست در متن اين فصل، به تدريج مورد استناد واقع خواهد شد و فهرستي از آنها هم به تناسب، در وسط و در آخر فصل ذكر خواهد شد. براي مقايسه مندرجات اناجيل دين مسيح با آنچه در قرآن راجع به زندگي حضرت عيسي(ع) مذكور است مستخرجه اي از هر يك از چهار انجيل را نيز در آخر همين فصل نقل ميكنيم تا با مطالعه آن ملاحظه شود اولاً چه اندازه اختلاف در بيان كتب مقدس مزبور راجع به موضوع مورد بحث وجود دارد و ثانياً مطالب كم مايه و احياناً ناشايسته و كفرآميز اين كتابها كه بي ترديد ساخته فكر و قلم ناقلان است و به اصل الهي انجيل مربوط نيست، با آيات و بيانات حكمت بار قرآن ، مورد مطالعه و تطبيق قرار گيرد. از اين مطالعه كه راجع به حضرت عيسي (ع) از مندرجات قرآن نموده ايم، معلوم ميشود كه قرآن چه خدمت بزرگي براي روشن ساختن حقايق دين مسيح، از ظهور پيغمبر دين مزبور، سوابق نسلي او و جريان زندگي و كرامات و دعوتهاي توحيدي وي و به طور كلي براي دين مسيح و مسيحيت انجام داده است.🌺
اين قرآن است كه مدرك محكم وموثقي براي توحيدي بودن دين مسيح ميباشد و بي آن هيچ سند اصيل و بي خدشه اي را براي الهي بودن آن دين نميتوان ارائه كرد. حضرت عيسي(ع) نسبت به ساير انسانها ، خلقت غير عادي داشته و بعضي از آثار زندگي او هم غير عادي بوده است. خداوند هم در آيات متعدد قرآن ، سوابق و آثاري را كه در مقدمه اين خلقت غيرعادي پيش بيني و اجرا شده، به تفصيل بيان فرموده است. تفصيل و توضيحي كه پروردگار در آفرينش مسيح(ع) داده است، به نظر ما چند جهت دارد : يكي براي مردم عادي است تا اين خلقت غير عادي را غيرممكن ندانند و دانشمندان زمان هم با تطبيق با مباني علمي، آفرينش مزبور را غير طبيعي نگويند. يكي ديگر براي مردم پيرو دين مسيح است تا در باره پيغمبر خويش مبالغه نكرده و آثار زندگي غيرعادي او را جنبه الهي نداده و به خطا او را فرزند خدا نخوانند. و ديگر براي تكرار و تسجيل اين است كه پروردگار با آنكه قدرت بي منتها در آفرينش هر موجود و به هر طريق دارد معذلك بنا به حكمت ذاتي اش هيچ مخلوق و مصنوعي را بدون مقدمه و آمادگي خلق ننموده و خلقت غير عادي مسيح بن مريم را بدون سابقه و بدون تهيه موجبات ايجاد نكرده است. اشارات قرآن راجع به مسيح بن مريم عليهما السلام را به سه دسته ميتوان تقسيم كرد:
الف- انساب حضرت عيسي (ع)
ب- خلقت و زندگي مريم (ع)
ج- ولادت مسيح بن مريم و بعضي از مظاهر زندگي او. در اين بحث به آياتي از سورة آلعمران(3) و 18 آيه از سورة مريم(19) و آيات متفرق ديگر استناد واز آنها استفاده شده كه اينك به توضيح در باره آنها مي پردازيم.
الف- انساب حضرت عيسي(ع) آيات 33 تا 35 از سورة آل عمران(3)، اجداد عيسي(ع) را كه به پاكي شناخته شده و از نيكان راهنمايان انسانهاي زمان خود بودند معرفي مينمايد. آيات مزبور به اين بيان است:
🌺
آل عمران. إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَىٰ آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ. ﺑﻲ ﺗﺮﺩﻳﺪ ﺧﺪﺍ ﺁﺩم ﻭ ﻧﻮﺡ ﻭ ﺧﺎﻧﺪﺍﻥ ﺍﺑﺮﺍﻫﻴﻢ ﻭ ﺧﺎﻧﺪﺍﻥ ﻋﻤﺮﺍﻥ ﺭﺍ [ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺷﺎﻳﺴﺘﮕﻲ ﻫﺎﻱ ﻭﻳﮋﻩ ﺍﻱ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﻮﺩ ] ﺑﺮ ﺟﻬﺎﻧﻴﺎﻥ ﺑﺮﮔﺰﻳﺪ .(٣٣)
آل عمران. ذُرِّيَّةً بَعْضُهَا مِن بَعْضٍ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ. ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﻲ [ ﺭﺍ ﺑﺮﮔﺰﻳﺪ ] ﻛﻪ [ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﭘﺎﻛﻲ ، ﺗﻘﻮﺍ ، ﺩﺭﺳﺘﻲ ﻭ ﺭﺍﺳﺘﻲ ] ﺑﺮﺧﻲ ﺍﺯ [ ﺁﻧﺎﻥ ﺍﺯ ﻧﺴﻞ ] ﺑﺮﺧﻲ ﺩﻳﮕﺮﻧﺪ ; ﻭ ﺧﺪﺍ ﺷﻨﻮﺍ ﻭ ﺩﺍﻧﺎﺳﺖ .(٣٤)
آل عمران. إِذْ قَالَتِ امْرَأَتُ عِمْرَانَ رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ مَا فِي بَطْنِي مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنِّي إِنَّكَ أَنتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
[ ﻳﺎﺩ ﻛﻨﻴﺪ ] ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﻫﻤﺴﺮ ﻋﻤﺮﺍﻥ ﮔﻔﺖ : ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ ! ﺑﺮﺍﻱ ﺗﻮ ﻧﺬﺭ ﻛﺮﺩم ﻛﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺷﻜﻢ ﺧﻮﺩ ﺩﺍﺭم [ ﺑﺮﺍﻱ ﺧﺪﻣﺖ ﺧﺎﻧﻪ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻭﻟﺎﻳﺖ ﻭ ﺳﺮﭘﺮﺳﺘﻲ ﻣﻦ ] ﺁﺯﺍﺩ ﺑﺎﺷﺪ ، ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺑﭙﺬﻳﺮ ; ﻳﻘﻴﻨﺎً ﺗﻮ ﺷﻨﻮﺍ ﻭ ﺩﺍﻧﺎﻳﻲ .(٣٥)🌺
به موجب آيات 33 و 34 ، آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران كه از اخيار برگزيدگان الهي بودند، بعضي از نسل بعضي ديگر بودند و چنانچه آيات ديگر روشن ميكند عيسي(ع) هم از آل عمران بود. زوجه عمران كه يكي از آل عمران و بنابر اين آل ابراهيم بود، به بيان آية 35 از سورة آل عمران(3) نذر كرده بود فرزندي را كه در شكم دارد براي خدا آزاد سازد و شايد به اين معني و منظور كه او را منحصراً براي خدا و خدمت به دين خدا پرورش دهد. بنا به آية ،35 زوجه عمران به تنهايي و بدون مشاركت و رضاي پدر ، براي آزاد ساختن فرزند قريب الولاده خود ، نذر كرده بود. اين موضوع و همچنين به مصداق آية ديگر از همان سورة آل عمران(3) (آية 37) كه زكريا كفالت مولود تازه را به عهده گرفت ، معلوم ميشود كه زوجه عمران در اواسط بارداري ، شوهر خود را از دست داده است و در هر صورت ، از نوع درخواست اين زن معلوم ميشود كه وي داراي طهارت نفس، و مانند خاندانش از پاكان بوده است. عمران، شوهر اين زن، هم از نيكوكاران بوده زيرا در بيان آية ،35 زوجه پاكدامنش با انتساب به او معرفي شده است. مضافاً به آنكه بنا به روايتي كه از حضرت باقر (ع) در «بحار» مجلسي نقل شده، عمران يكي از انبياء بني اسرائيل بوده است. بنا به بيان آية بعد يعني آية 36 از سورة آلعمران(3)ج 🌺
آل عمران. فَلَمَّا وَضَعَتْهَا قَالَتْ رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُهَا أُنثَىٰ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا وَضَعَتْ وَلَيْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنثَىٰ وَإِنِّي سَمَّيْتُهَا مَرْيَمَ وَإِنِّي أُعِيذُهَا بِكَ وَذُرِّيَّتَهَا مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ. ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺯﺍﻳﻴﺪ ، ﮔﻔﺖ : ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ ! ﻣﻦ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺧﺘﺮ ﺯﺍﻳﻴﺪم . ﻭ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﺍﻭ ﺯﺍﻳﻴﺪ ﺩﺍﻧﺎﺗﺮ ﺑﻮﺩ ; ﻭ ﺁﻥ ﭘﺴﺮ [ ﻛﻪ ﺯﺍﻳﻴﺪﻥ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺁﺭﺯﻭ ﺩﺍﺷﺖ ، ﺩﺭ ﻛﺮﺍﻣﺖ ، ﻋﻈﻤﺖ ، ﺍﺭﺯﺵ ﻭ ﺷﺨﺼﻴﺖ ] ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺍﻳﻦ ﺩﺧﺘﺮ ﻧﻴﺴﺖ ; [ ﭘﺲ ﺩﺭ ﻣﻘﺎم ﻧﺎم ﮔﺬﺍﺭﻳﺶ ﮔﻔﺖ : ] ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻣﻦ ﻧﺎﻣﺶ ﺭﺍ « ﻣﺮﻳﻢ » ﻧﻬﺎﺩم ، ﻭ ﺍﻭ ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﻄﺮﺍﺕ ﻣﻬﻠﻚ ﻭ ﻭﺳﻮﺳﻪ ﻫﺎﻱ ﺑﻨﻴﺎﻥ ﺑﺮﺍﻧﺪﺍﺯ ﺷﻴﻄﺎﻥ ﺭﺍﻧﺪﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﻪ ﭘﻨﺎﻩ ﺗﻮ ﻣﻰ ﺁﻭﺭم .(٣٦)🌺
وقتي زوجه عمران وضع حمل كرد، از اينكه زاده خود را دختر ديد، ملول شد و اين ملالت از جمله كه در آية فوق مذكور است معلوم ميشود. بعضي گفته اند كه جمله مزبور براي اخبار و اطلاع است، اما اطلاع به كي؟ خدا كه بهتر ميداند او چه زائيده و حتي قبلاً هم حقيقت را ميدانسته است ؛ پس چنين تعبير درست نيست. بيان مادر جز براي اظهار حسرت نبوده است و موجب اين اندوه شايد از آن جهت بوده كه زوجه عمران تصور ميكرده است با داشتن پسر، نذر و عهدي را كه نزد پروردگار داشته بهتر انجام ميگيرد.
در مقابل ملالتي كه به زوجه عمران از دختر بودن فرزند دست داد، بيان الهي به بعد ميرساند كه برعكس قسمت اخير آية 36 از جمله آنی سمیته مریم. مضمون اوايل آيه، مادر مريم از دختري كه زائيده است خرسند و شكرگزار ميباشد و حراست فرزند را از شرور و وسوسه هاي شيطان از خدا مسئلت ميكند. آرامش و رضايتي كه مادر مريم پس از وضع حمل خويش پيدا كرد با توجه به نگراني و ناراحتي كه در ابتداي زائيدن داشت، بي جهت نبود، قطعاً آشنايي به استعداد و منزلت نوزاد، او را آرام و شكرگزار ساخته است. اين آشنايي نيز جز با الهام الهي حاصل نشده است. به مضمون والله اعلم بما وضعت. در كتب تفسير، بحث زياد به عمل آمده راجع به جمله ولیس الذکر کل انثی است: بعضي از مفسران اين جمله را مانند جمله هاي بعد آيه، كلام مادر مريم دانسته و با تعبيرهايي كه نموده اند، آن را در بيان اندوه آن زن در زادن دختر گفته اند.🌺
علامه طباطبايي در تفسير «الميزان» و بعضي ديگر از مفسران، جمله مذكور را مثل عبارت قبل از آن ، گفتاري از طرف خود پروردگار ميدانند و چنين تفسير ميكنند چون خداوند با علم خود مرتبه والا و برتر مريم را نسبت به پسري كه مورد آرزوي مادر بوده است مي دانسته لذا جمله منظور را در آية 36 قيد فرموده است. البته اين تفسير دلچسب است معذلك همين تفسير را ميتوان به زبان حال مادر مريم نيز قرار داد منتهي نه زبان اندوه وي، بلكه بيان آرامش و رضاي او كه پس از آشنايي به حقيقت وجود مريم، با الهام الهي داشته است. بيان حال مادر مريم پس از رضايتي كه از نوزاد خويش يافت به اين مضمون است: كجا آن پسري كه خواهان آن بودم به پاي چنين دختر بلند مرتبه كه برحسب استعداد، مورد عنايت خاص پروردگار و واسط بروز خير و اصلاح است، ميرسد. (مفهوم جمله از اين جهت است كه تدريجاً به مقام شكر از پروردگار در آمده و مسئلت ميكند كه فرزند او را از پليديها و وسوسه هاي شيطان در امان بدارد توضيح فوق كه با استفاده از آيات 33 تا 36 از سورة آل عمران(3) داده شد براي روشن ساختن اين مسئله است كه فردي از انسان مثل مسيح بن مريم(ع) كه ولادت و زندگي غيرعادي داشته و عامل تحول عمده در فكر و عواطف انساني بوده است خلقت و پيدايش وي بدون مقدمه و شايستگي نسلي نبوده است. مسيح بن مريم (ع) از نسل نيكان و برگزيدگان نوع بشر بوده و صفات ارثي شايسته اي داشته و بنابراين خلقت وي به تقدير الهي، بر زمينه هاي مستعد و آماده اي استوار شده است.
ب : خلقت مريم(ع) و آثاري از زندگي وي
-1 پرورش مريم(ع) ـ آية 37 از سورة آل عمران(3) مبين دوره كودكي مريم(ع) و احوال او پيش از بلوغ كامل او ميباشد. آيه مزبور به اين بيان است.🌺
آل عمران. فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا وَكَفَّلَهَا زَكَرِيَّا كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزْقًا قَالَ يَا مَرْيَمُ أَنَّىٰ لَكِ هَٰذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَن يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ. ﭘﺲ ﭘﺮﻭﺩﮔﺎﺭﺵ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻧﻴﻜﻮﻳﻲ ﭘﺬﻳﺮﻓﺖ ، ﻭ ﺑﻪ ﻃﺮﺯ ﻧﻴﻜﻮﻳﻲ ﻧﺸﻮ ﻭ ﻧﻤﺎ ﺩﺍﺩ ، ﻭ ﺯﻛﺮﻳﺎ ﺭﺍ ﻛﻔﻴﻞِ [ ﺭﺷﺪ ﻭ ﺗﺮﺑﻴﺖ ﻣﻌﻨﻮﻱ ] ﺍﻭ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ . ﻫﺮ ﺯﻣﺎﻥ ﻛﻪ ﺯﻛﺮﻳﺎ ﺩﺭ ﻣﺤﺮﺍﺏ [ ﻋﺒﺎﺩﺕ ] ﺑﺮ ﺍﻭ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﻰ ﺷﺪ ، ﺭﺯﻕ ﻭﻳﮋﻩ ﺍﻱ ﻧﺰﺩﺵ ﻣﻰ ﻳﺎﻓﺖ . ﮔﻔﺖ : ﺍﻱ ﻣﺮﻳﻢ ! ﺍﻳﻦ ﺭﺯﻕ ﻭﻳﮋﻩ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻛﺠﺎﺳﺖ ؟ ! ﮔﻔﺖ : ﺍﺯ ﺳﻮﻱ ﺧﺪﺍﺳﺖ ، ﻳﻘﻴﻨﺎً ﺧﺪﺍ ﻫﺮ ﻛﺲ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ، ﺭﺯﻕ ﺑﻲ ﺣﺴﺎﺏ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ .(٣٧) 🌺
مضمون اين آيه تماماً ، مربوط به مريم و چگونگي پرورش او در كودكي است. ميرساند كه پروردگار موجب رشد و پرورش نيكوي مريم را فراهم فرمود. جمله مزبور، با حرف «واو» به جمله اول معطوف است پس مرجع ضمير اين جمله مریم است. با وجود اين، حرف «فاء» كه درابتداي جمله و آية 37 مذكوراست، ميرساند كه مفهوم آيات 36 و 37 سورة آل عمران(3) به هم بستگي دارد: جمله آخر آية 35 حاكي از در خواست زوجه عمران از پيشگاه الهي براي حراست فرزند نسبت به وسوسه هاي شيطان است. حرف «فاء» در ابتداي آية 37 مي فهماند كه در خواست زوجه عمران به اجابت رسيده زيرا فرزندش، براي پرورش نيكو ، مورد «حسن قبول» پروردگار واقع گرديده است. پرورش مريم، به تقدير الهي ، با دقت خاص ادامه يافت ، چنانكه كودكي او را تحت كفالت زكريا كه از انبياء بنامِ بني اسرائيل که به زهد و تقوي معروف بود، قرار داد. ارتزاق اين دختر هم عادي نبود زيرا هر نوبت كه زكريا بر او (محراب خاص مريم) در مي آمد، نزد او غذايي مخصوص (به مفهوم رزقاً) مي يافت، «زكريا» ميگفت: اي مريم اين غذا از كجا و چگونه براي تو فراهم شده است؟ «وي» ميگفت اين از جانب خدا است...» از اين تصريح معلوم ميشود كه براي پرورش و تربيت انساني ، نوع غذا و چگونگي تغذيه نيز تأثير به سزا دارد و مريم هم تحت چنين مراقبت قرار داشت.🌹
راجع بهكلمه «رزق» كه در آيه، با مذكور است جمله وجد عنده رزقا. بعضي مفسران و مخصوصاً در «تفسير الميزان» بحث قابل توجهي نموده اند: كلمه مزبور چون به صورت نكره آورده شده است، دلالت بر رزق مشخص و معلوم ندارد و قطعاً از نوع غذاهاي عادي نبوده است. غيرعادي بودن غذاي مريم از اينجا هم معلوم مي شود كه به صرف جواب مريم، (يا به قول آقاي طباطبايي در «الميزان» با يك پاسخ مريم) زكريا قناعت و قبول پيدا كرد كه غذا از جانب پروردگار است در حالي كه اگر روزي مزبور عادي بود ممكن بود جواب مريم را باور نداشته و تصور كند شايد كسي آن غذا را براي مريم آورده است.
در جمله آخر آيه. بعضي ها بي شمار و بي حساب، ترجمه كرده اند و چنين ترجمه به نظر درست نمي آيد. آنچه محقق است جمله مزبور در تأييد و تكميل مفهوم آيه ميباشد و از نكات ادبي آن دريافت ميشود كه بايد آن را به معني «هر كه را خدا بخواهد ، بوجهي كه به حساب نمي آيد و يا حساب كرده نميشود روزي ميدهد تعبير كنيم و بدين وسيله مفهوم كامل آيه را دريافت نمائيم. بنابر آنچه از زندگي حضرت مريم(ع) ميدانيم، وي داراي بعضي از صفات طبيعي بوده است كه از نظر بشري غيرعادي است. توضيح اجمالي فوق كه به استناد آياتي از قرآن ميباشد براي ارائه آن است كه آن صفات غيرعادي، بدون آمادگي مقدماتي و زمينه مساعد و تربيت هاي خاص، پديد نيامده و در چنين خلقت نيز، ناموس كلي آفرينش ، يعني آمادگي و تكامل تدريجي ، حاكم و برقرار بوده است. 🌹بارداري مريم(ع) با دقت و بررسي در آيات زير 🌹
آل عمران. وَإِذْ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَىٰ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ. ﻭ [ ﻳﺎﺩ ﻛﻨﻴﺪ ] ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﻓﺮﺷﺘﮕﺎﻥ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﺍﻱ ﻣﺮﻳﻢ ! ﻗﻄﻌﺎً ﺧﺪﺍ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺮﮔﺰﻳﺪﻩ ﻭ [ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺁﻟﻮﺩﮔﻲ ﻫﺎﻱ ﻇﺎﻫﺮﻱ ﻭ ﺑﺎﻃﻨﻲ ] ﭘﺎﻙ ﺳﺎﺧﺘﻪ ، ﻭ ﺑﺮ ﺯﻧﺎﻥ ﺟﻬﺎﻧﻴﺎﻥ ﺑﺮﺗﺮﻱ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ .(٤٢)
آل عمران. يَا مَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّكِ وَاسْجُدِي وَارْكَعِي مَعَ الرَّاكِعِينَ. ﺍﻱ ﻣﺮﻳﻢ ! ﻓﺮﻭﺗﻨﺎﻧﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﺑﻪ ﻃﺎﻋﺖ ﺑﺮﺧﻴﺰ ﻭ ﺳﺠﺪﻩ ﺑﻪ ﺟﺎﻱ ﺁﻭﺭ ﻭ ﺑﺎ ﺭﻛﻮﻉ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﺭﻛﻮﻉ ﻛﻦ .(٤٣)
آل عمران. ذَٰلِكَ مِنْ أَنبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ وَمَا كُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلَامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَمَا كُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ. ﺍﻳﻦ [ ﺣﻘﺎﻳﻖ ] ﺍﺯ ﺧﺒﺮﻫﺎﻱ ﻏﻴﺒﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻭﺣﻲ ﻣﻰ ﻛﻨﻴﻢ . ﻭ ﺗﻮ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﻗﻠﻢ ﻫﺎﻱ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ [ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻗﺮﻋﻪ ﺯﺩﻥ ﺩﺭ ﺁﺏ ] ﻣﻰ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﻛﺪﺍﻣﻴﻚ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﺳﺮﭘﺮﺳﺘﻲ ﻣﺮﻳﻢ ﺭﺍ ﻋﻬﺪﻩ ﺩﺍﺭ ﺷﻮﺩ ، ﻭ ﻧﻴﺰ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ [ ﺑﺮﺍﻱ ﻛﻔﺎﻟﺖ ﺍﻭ ] ﺑﺎ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﺟﺪﺍﻝ ﻭ ﺳﺘﻴﺰ ﻣﻰ ﻛﺮﺩﻧﺪ ، ﻧﺰﺩ ﺁﻧﺎﻥ ﻧﺒﻮﺩﻱ .(٤٤)
آل عمران. إِذْ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهًا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ. [ ﻳﺎﺩ ﻛﻨﻴﺪ ] ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻓﺮﺷﺘﮕﺎﻥ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﺍﻱ ﻣﺮﻳﻢ ! ﻳﻘﻴﻨﺎً ﺧﺪﺍ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻛﻠﻤﻪ ﺍﻱ ﺍﺯ ﺳﻮﻱ ﺧﻮﺩ ﻛﻪ ﻧﺎﻣﺶ ﻣﺴﻴﺢ ﻋﻴﺴﻲ ﺑﻦ ﻣﺮﻳﻢ ﺍﺳﺖ ﻣﮋﺩﻩ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺩﻧﻴﺎ ﻭ ﺁﺧﺮﺕ ﺩﺍﺭﺍﻱ ﻣﻘﺒﻮﻟﻴّﺖ ﻭ ﺁﺑﺮﻭﻣﻨﺪﻱ ﻭ ﺍﺯ ﻣﻘﺮﺑّﺎﻥ ﺍﺳﺖ .(٤٥)
آل عمران. وَيُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَمِنَ الصَّالِحِينَ. ﻭ ﺑﺎ ﻣﺮﺩم ﺩﺭ ﮔﻬﻮﺍﺭﻩ [ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻛﺎﺭﻱ ﺧﺎﺭﻕ ﺍﻟﻌﺎﺩﻩ ] ﻭ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺳﺎﻟﻲ [ ﺑﺎ ﺯﺑﺎﻥ ﻭﺣﻲ ] ﺳﺨﻦ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺷﺎﻳﺴﺘﮕﺎﻥ ﺍﺳﺖ .(٤٦)
آل عمران. قَالَتْ رَبِّ أَنَّىٰ يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ قَالَ كَذَٰلِكِ اللَّهُ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ إِذَا قَضَىٰ أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ. [ ﻣﺮﻳﻢ ] ﮔﻔﺖ : ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ ! ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪﻱ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﻫﻴﭻ ﺑﺸﺮﻱ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺗﻤﺎﺱ ﻧﮕﺮﻓﺘﻪ ؟ ! [ ﺧﺪﺍ ] ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﭼﻨﻴﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﻲ [ ﻭﻟﻲ ﻛﺎﺭ ﺧﺪﺍ ﻣُﻘﻴّﺪ ﺑﻪ ﻋﻠﻞ ﻭ ﺍﺳﺒﺎﺏ ﻧﻴﺴﺖ ، ] ﺧﺪﺍ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ [ ﺑﺎ ﻣﺸﻴّﺖ ﻣﻄﻠﻘﻪ ﺧﻮﺩ ] ﻣﻰ ﺁﻓﺮﻳﻨﺪ ، ﭼﻮﻥ ﭼﻴﺰﻱ ﺭﺍ ﺍﺭﺍﺩﻩ ﻛﻨﺪ ﺟﺰ ﺍﻳﻦ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﺪ : « ﺑﺎﺵ » ﭘﺲ ﺑﻲ ﺩﺭﻧﮓ ﻣﻰ ﺑﺎﺷﺪ ;(٤٧)🌹
غير از بصيرت به طهارت ذاتي مريم (ع) و مقام والاي او نزد پروردگار ، آگاهي دلنشيني راجع به چگونگي بارداري وي تا ولادت فرزندش عيسي (ع) تحصيل ميكنيم : طهارت و عفت مريم و يا كرامات او در دوره صباوتش موجب شده بود كه سران يهود كفالت وي را براي خود مباهاتي دانسته و براي اين كار با يكديگر به مشاجره پردازند و عاقبت به حكم قرعه سرپرستي او را به زكرياي پيغمبر (ع) محول دارند (آية 44 از سورة آل عمران). وقتي مريم به سن بلوغ رسيد به امر خدا و بدون داشتن شوهر باردار گرديد و پس از طي دوره عادي حاملگي وضع حمل كرد و عيساي مسيح از وي متولد شد.🌹
مريم. وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مَرْيَمَ إِذِ انتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَكَانًا شَرْقِيًّا. ﻭ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻛﺘﺎﺏ [ ﺳﺮﮔﺬﺷﺖِ ]ﻣﺮﻳﻢ ﺭﺍ ﻳﺎﺩ ﻛﻦ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﺵ [ ﺩﺭ ] ﻣﻜﺎﻥ ﺷﺮﻗﻲ ﻛﻨﺎﺭﻩ ﮔﺮﻓﺖ .(١٦)
مريم. فَاتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَابًا فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا. ﻭ ﺟﺪﺍ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﭘﻮﺷﺶ ﻭ ﭘﺮﺩﻩ ﺍﻱ ﺑﺮﺍﻱ ﺧﻮﺩ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ . ﻭ ﻣﺎ ﺭﻭﺡ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﺍﻭ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻳﻢ ، ﭘﺲ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻭ [ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ] ﺑﺸﺮﻱ ﺧﻮﺵ ﺍﻧﺪﺍم ﻭ ﻣﻌﺘﺪﻝ ﻧﻤﻮﺩﺍﺭ ﺷﺪ .(١٧)
مريم. قَالَتْ إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمَٰنِ مِنكَ إِن كُنتَ تَقِيًّا. ﻣﺮﻳﻢ ﮔﻔﺖ : ﻫﻤﺎﻧﺎ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﻪ [ ﺧﺪﺍﻱ ] ﺭﺣﻤﺎﻥ ﭘﻨﺎﻩ ﻣﻰ ﺑﺮم ، ﺍﮔﺮ ﭘﺮﻫﻴﺰﻛﺎﺭ ﻫﺴﺘﻲ [ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﮕﻴﺮ . ](١٨)
مريم. قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلَامًا زَكِيًّا. ﮔﻔﺖ : ﺟﺰ ﺍﻳﻦ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﻣﻦ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﻢ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻧﻜﻪ ﭘﺴﺮﻱ ﭘﺎﻙ ﻭ ﭘﺎﻛﻴﺰﻩ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﺒﺨﺸﻢ .(١٩)
مريم. قَالَتْ أَنَّىٰ يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَلَمْ أَكُ بَغِيًّا. ﮔﻔﺖ : ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﻦ ﭘﺴﺮﻱ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﻧﻪ ﻫﻴﭻ ﺑﺸﺮﻱ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻪ ﺑﺪﻛﺎﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﺍم .(٢٠)
مريم. قَالَ كَذَٰلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَلِنَجْعَلَهُ آيَةً لِّلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِّنَّا وَكَانَ أَمْرًا مَّقْضِيًّا. ﮔﻔﺖ : ﭼﻨﻴﻦ ﺍﺳﺖ [ ﻛﻪ ﮔﻔﺘﻲ ، ﻭﻟﻲ ] ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ : ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ ﺑﺮ ﻣﻦ ﺁﺳﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ [ ﻓﺮﺯﻧﺪﻱ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﺨﺸﻴﺪﻥ ]ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻳﻦ [ ﺍﺳﺖ ]ﻛﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺍﻱ [ ﺍﺯ ﻗﺪﺭﺕ ﺧﻮﺩ ] ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺮﺩم ﻭ ﺭﺣﻤﺘﻲ ﺍﺯ ﺳﻮﻱ ﺧﻮﺩ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﻴﻢ ; ﻭ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ ﺷﺪﻧﻲ ﺍﺳﺖ .(٢١) 🌹
غير از بصيرت به طهارت ذاتي مريم (ع) و مقام والاي او نزد پروردگار ، آگاهي دلنشيني راجع به چگونگي بارداري وي تا ولادت فرزندش عيسي (ع) تحصيل ميكنيم : طهارت و عفت مريم و يا كرامات او در دوره صباوتش موجب شده بود كه سران يهود كفالت وي را براي خود مباهاتي دانسته و براي اين كار با يكديگر به مشاجره پردازند و عاقبت به حكم قرعه سرپرستي او را به زكرياي پيغمبر (ع) محول دارند (آية 44 از سورة آلعمران). وقتي مريم به سن بلوغ رسيد به امر خدا و بدون داشتن شوهر باردار گرديد و پس از طي دوره عادي حاملگي وضع حمل كرد و عيساي مسيح ازوي متولد شد.🌹
موضوع باروري و بارداري مريم و زائيدن او و زندگي فرزند او، از مسائل پر صدا و پر گفتگوي تاريخ بشر است و از اين كه حقيقت اين موضوعها از تصور اغلب مردم خارج بود، لذا تعبيرات گوناگون و تأويلات ناصحيح از آن شده و از نسبت هاي افترا آميز يهوديان هم به دور نبوده است. يكي از علل تعبيرات ناصحيح و كفرآميز كه تاكنون از طرف معاندان و يا غاليان در باره حضرت عيسي و مادرش شده، بي پدر به دنيا آمدن آن پيغمبر است. توضيحي كه در قرآن راجع هيچ يك از انبياء و حتي پيغمبر اسلام بيان نگرديده است. اين توضيحات بيشتر براي رد تعبيرات نادرست و ناشايست هایی است كه از جانب دشمنان و زياده روان و گمراهان، نسبت به شارع مسيحيت ذكر شده است. توضيح نسبتاً مفصل قرآن راجع به زندگي مسيح و سوابق خانوادگي او شايد از اين جهت هم مفيد باشد كه اگر در وقتي مثل زمان ما، بخواهند با تكيه به نتايج منطقي علمي، در آثار آفرينش واز جمله خلقت استثنايي مسيح بن مريم تحقيق كنند با تمسك به قرآن و هدايت آن، دريافت حقايق آسان تر باشد. از شواهد بارز و قطعي بر استواري قرآن و آسماني بودن آن، يكي همين است كه اين كتاب هيچ يك از اديان توحيدي را مورد انكار قرار نميدهد و دفاع از يك دين حقه، مانند مسيحيت اصيل را كه در نتيجه اغراض ودخالت هاي نادرست، شكل توحيدي اش تغيير يافته و صورتي از شرك و ضلالت را به خود گرفته، با بيان حقايقي از زندگي پيغمبر آن دين، به عهده ميگيرد.
🌹 توليد مثل هاي غير مزدوج🌹 تصور ولادت فرزند بدون دخالت توليدي پدر اگر در هرزمان قبول نكردني بود، از نظر علوم زيستي امروز، غيرممكن و ناصحيح نميباشد. امروز در زيست شناسي راجع به توليد مثلهاي غير مزدوج ، يعني توليدي كه در آن فرد ماده ، ظاهراً بدون تماس با فرد نر بارور ميشود بحث زياد ميكنند و شواهد زياد از اين قبيل باروري ها را ذكر مي نمايند و نيز از نظر علمي نشان ميدهند كه در نوع انسان هم بعضي از زنها ذوجنبتين يعني داراي ساختمان دروني خاصي هستند كه به تنهايي قادر براي توليد فرد جديد ميباشند در روزنامه اطلاعات مورخ 30 مهر ،۱۳۴۵ به نقل از سرويس پزشكي خبرگزاري فرانسه يادداشتي تحت عنوان «مادر كودكي ممكن است پدر او هم باشد» نوشته شده بود كه مراجعه به آن از نظر آنچه در متن مورد بحث است خالي از فايده نيست.🌹
توليد نسل هاي غير معمولي كه دو قسم آنها در زير ذكر میشه، در بسياري از موجودات زنده جاري است و تكثير اين موجودات گاهي از همين طريق صورت ميگيرد. دو جنسه بودن یا «نر مادگي» يا «هرمافرديسم» و «باكره زايي» يا «پارتنوژنز» دو نوع از توليد مثل هاي غير معمول است كه در بعضي از اقسام موجودات زنده و يا موقتاً و به طور غير معمول ، در هر نوع از آنها (جهش)ظهور و بروز ميكند: نرمادگي يا (هرمافرديسم) ، اجتماع غده هاي جنسي نر و ماده در يك فرد است. اين صفت طبيعي در تمام گياهان عالي و بعضي از خانواده هاي جانوران بي استخوان عموميت دارد. بعضي از جانوران بند بند و انواعي از نرمتنان مجاور «حلزونها» نيز به همين شكل توليد مثل ميكنند. در استخوانداران (مهره داران) ، هر چند كه اساس توليد بر نر و ماده جداگانه قرار دارد، معذلك در بعضي از انواع اين شاخه از حيوانات ، «هرمافرديسم» نيز ديده ميشود، از اين قبيل است بعضي از ذوحياتين عالي و بعضي از پرندگان : در مرغ معمولي ، تخمدان سمت راست يك عضو جنسي ساده نيست بلكه اثري از عضو جنسي نر هم به آن ضميمه است، چنانكه با آزمايش هاي دقيق روي اين عضو ، توانسته اند بعضي مرغها را بدون تماس با خروس، نطفه دار نمايند. هرمافرديسم (نر مادگي) را در انسان هم ديده و مطالعه كرده اند : در مطالعه اعضاء داخلي بعضي از افراد انسان ، ملاحظه كرده اند كه در يـك طـرف شـكم، تخمـدان و در طرف ديگر غدة جنسيِ نر وجود دارد، بعضي ديگر در يك طرف داراي تخمدان و در طرف ديگر غـده جنسي مختلط ، نر و ماده و بالاخره پاره اي ديگر در هر دو طرف شكم داراي غده جنسي مخـتلط جنـسي مـيباشـند. كيفيت «نر مادگي» در زنها بيشتر بروز ميكند. چنين زنها علاوه بر داشتن غده هاي تناسلي مختلط، بعضي از صفات ظاهري مردها از قبيل موي صورت را نيز ممكن است دارا شوند و از اين قبيل نمونه ها در بشرامروز كمياب نيست. باكره زايي يا «پارتنوژنز» در بعضي از حيوانات ، تخمك حاصل از تخمدان جنس ماده ، بدون آنكه به وسيله سلول جنسي نر تلقيح شود، خود باور ميگردد. به عبارت ديگر، در اين قبيل موجودات، سلول جنسي ماده بدون آنكه با سلول نر براي ايجاد تخم يكي شود، خود نمو ميكند، تقسيم ميشود، تكثيرمييابد و بالاخره فرد جديدي را به وجود مي آورد. اين تخمها را غير تلقيحي ، و اين نوع توليد مثل را «باكره زايي» يا «پارتنوژنز» ميگويند. (ما در قرآن سوره نحل داریم. یعنی زبور عسل. چرا؟) ملكه زنبور عسل متناوبا،ً توليد مثل تلقيحي و غير تلقيحي دارد و توليد غير تلقيحي آن نمونه اي از بي پدر زائي است : ملكه زنبور عسل كه تنها زنبور مولد هر كندو است، وقتي باكره است تخم ميكند. اين تخمها ، خود بارور ميشوند و زنبورهاي نر به وجود مي آورند. هنگام خروج ملكه از كندو و پرواز دسته جمعي زنبورها، جفت گيري با ملكه به وسيله زنبورهاي نر انجام ميشود و هر ملكه در عمرش يك مرتبه پرواز لقاح آميز دارد.🌺 از تخم گذاري بعد از پرواز، زنبورهاي ماده پديد مي آيند. اينها عموماً زنبورهاي عقيم اند و كارگر كندو ميباشند . همين اينها هستند كه حاصل و ناقل شيره گلها به كندو و سازنده موم و عسل اند. فقط يكي از اينها كه بهتر تغذيه و پذيرايي ميشود بزرگتر از ديگران گرديده ملكة آيندة كندوي جديد و يا همان كندو خواهد گرديد. ملكه در آخر عمر خود كه آثار لقاح در داخل بدنش تمام شد، باز تخمگذاري ميكند واز اين تخم هاي تلقيح نشده باز منحصراً زنبور عسل نر پديد مي آيد. در بسياري از حيوانات بي استخوان از قبيل بعضي از خارپوستان (اقسام مجاور ستاره دريايي) ، بعضي از پروانه ها و حشرات قاب بال (اقسام مجاور حشره كفشدوزک) 🐞 باكره زايي كامل و يا ناكامل مشاهده شده است، همينطور است در مهره داران (استخوانداران) چنانكه به تجربه دريافته اند كه در تخم بعضي از بوقلمونها ، كه به كلي از نر جدا بوده اند، نطفه و جنين تشكيل شده و جنين در همان تخم نمو كرده است. سلولهاي اين رويان تا تشكيل تمام سه پرده جنين: اكتودرم و مزودرم و آندودرم تكثير و تنوع يافته اند اما بعداً متوقف شده اند (باكره زايي ناكامل) . بعضي از جوندگان پستاندار هم با باكره زايي توليد مثل مينمايند. پديده باكره زايي اغلب تابع شرايط طبيعي و جغرافيايي و فيزيولوژي است، چنانكه به تجربه دريافته اند با تغيير دادن نمكها و گازهاي محلول در آب، باكره زايي را در حيوانات آبزي ميتوان شديدتر و يا ضعيفتر گردانيد و يا متوجه شده اند يك نوع حيوان كه در شرايط جغرافيايي و طبيعي متفاوت زندگي ميكند، در يك محيط توليد مثل عادي دارند و در محيط ديگرباكره زا ميشوند و غيره. 🎀
حضرت مريم و فرزندش (ع) دو فرد از انسانها بودند كه بعضي از صفات غيرعادي بشري را داشتند ولي با داشتن اين صفات ، پيوند و بستگي آنها با سلسله بشري منقطع نبود. اينكه آيات متعدد قرآن در بيان انساب و سلسله نسلي آن مادر و فرزند است بيشتر براي آن است تا تصور غير بشري در باره آن دو انسان پاك نكنند. بي شوهر زائيدن مريم يكي از مظاهر صفات غيرعادي او بوده است، اين صفات هر چند غير معمول است اما غيرطبيعي و غير بشري نيست و بنا به اجمالي كه در پاورقي اين صفحات ذكر شده نميباشد. آيات 16 تا 21 از سورة مريم(19) كه متن و ترجمه آنها در صفحه 157 ذكر شده است چگونگي باروري مريم عليها السلام ، و طبيعي و بشري بودن اين گونه توليد را روشن ميدارد. جمله دوم و قسمت اخير از آية 17 سورة مريم(19) كه به اين بيان است : 🌺
مريم. فَاتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَابًا فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا. ﻭ ﺟﺪﺍ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﭘﻮﺷﺶ ﻭ ﭘﺮﺩﻩ ﺍﻱ ﺑﺮﺍﻱ ﺧﻮﺩ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ . ﻭ ﻣﺎ ﺭﻭﺡ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﺍﻭ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻳﻢ ، ﭘﺲ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻭ [ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ] ﺑﺸﺮﻱ ﺧﻮﺵ ﺍﻧﺪﺍم ﻭ ﻣﻌﺘﺪﻝ ﻧﻤﻮﺩﺍﺭ ﺷﺪ .(١٧) 🌺
اين آيه ميرساند كه روحي از پروردگار به شكل بشري آراسته و سامان يافته بر مريم ظاهر گشت و او را تحت تأثير قرار داد. اين تظاهر ملكوتي ، به مضمون جمله :
قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلَامًا زَكِيًّا. ﮔﻔﺖ : ﺟﺰ ﺍﻳﻦ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﻣﻦ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﻢ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻧﻜﻪ ﭘﺴﺮﻱ ﭘﺎﻙ ﻭ ﭘﺎﻛﻴﺰﻩ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﺒﺨﺸﻢ .(١٩)
، كه در آية 19 مذكور است، جز براي بارور ساختن مريم عذرا نمي بود. از كلمه تمثل. كه در آية 17 سورة مريم(19) ذكر شده است نكته هايي دريافت ميشود : اين كلمه از باب تفعل است كه مفهوم دفعات و درجات متوالي را دارد و لذا ميرساند كه تجسم رسول وحي پروردگار ، يك مرتبه صورت نگرفته بلكه مراتبي در اين تظاهر بوده تا از يك طرف موجب وحشت و ناراحتي و آثار سوء هراس در ايجاد نسل نشود و از طرف ديگر براي امكان ترشح غدد تناسلي و آمادگي آن ، وجود پاك مريم را تدريجاً تحت عوالم ملكوتي قرار دهد. به طور خلاصه با توجه به شواهد علمي كه امروزه در دست است و با قرائن و تصريحاتي كه در چند آيه از قرآن شده، ترديدي نيست كه مريم عليها السلام ، از نظر غدد جنسي داخلي ذوجنبتين بوده و تمثل روح الهي به شكل بشري آراسته ، باعث تأثير دروني در مريم و موجب باروري و بارداري و بالاخره بي شوهر زايي وي گرديده است. مسئله دقيق در باروري و بارداري مريم، پيوندي از روح و قدرت الهي بر طبيعت بشري مريم است تا آنكه از اين پيوند فردي پديد آيد كه با نيروي غيرعادي ، امكان تصرف در عقول و عواطف انسانها داشته و جامعه بشري را به مرحله جديد از تكامل فكري و روحي وارد سازد. براي امكان اين پيوند اولاً در خود مريم، از نظر طهارت نسل و حسن تربيت ، زمينه مساعد و آمادگي فراهم شده بود و ثانياً در اولين جوانه حيات مسيح، مادر او چنان غرقه جلوه هاي ملكوتي گرديد كه به مقتضاي اصول وراثت ، بهره اي نصيب فرزند هم گرديد و نتيجه آن همان آثار عالي غير عادي بود كه در سراسر زندگي از وجود بشري عيسي بن مريم (ع) ظهور و بروز ميكرد.🌺
ج : عيسي (ع) و آثاري از زندگي او 🎀
حيات حضرت مسيح (و احياناً امثال او) با آثاري همراه بوده كه معمول ساير افراد انسان نيست. متن كتابهاي مقدس مسيحيان بيشتر در بيان همين آثار غيرعادي از زندگي مسيح است و كمتر در آنها به ذكر احكام تشريعي و عبادي پرداخته شده است و در بيان آثار زندگي عيسي(ع) نيز اغلب مبالغه نموده و نتايج كفرآميز از آن گرفته اند. چنانكه قبلاً هم گفته شد، قرآن روشن ترين بيان را در باره زندگي حضرت عيسي و انساب وي دارد و نكات برجسته و موارد غيرعادي از زندگي او را در آيات متعدد ذكر فرموده است. چون اين آيات از جهاتي مكمل يكديگرند لذا آنهايي را كه تصريح بيشتر دارند يك جا جمع نموده و متن وترجمه آنها را در زير منعكس مي سازيم: 🌻🌹
البقره. تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ مِّنْهُم مَّن كَلَّمَ اللَّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِينَ مِن بَعْدِهِم مِّن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَلَٰكِنِ اخْتَلَفُوا فَمِنْهُم مَّنْ آمَنَ وَمِنْهُم مَّن كَفَرَ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلُوا وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ. ﺍﺯ ﺁﻥ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﮔﺎﻥ ﺑﺮﺧﻲ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺑﺮﺧﻲ ﺑﺮﺗﺮﻱ ﺑﺨﺸﻴﺪﻳﻢ . ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﻛﺴﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺖ ، ﻭ ﺑﺮﺧﻲ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭﺟﺎﺕ ﻭ ﻣﺮﺍﺗﺒﻲ ﺑﺎﻟﺎ ﺑﺮﺩ . ﻭ ﻋﻴﺴﻲ ﺑﻦ ﻣﺮﻳﻢ ﺭﺍ ﺩﻟﺎﻳﻞ ﻭ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺭﻭﺷﻦ ﺩﺍﺩﻳﻢ ، ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺭﻭﺡ ﺍﻟﻘﺪﺱ ﺗﻮﺍﻧﺎﻳﻲ ﺑﺨﺸﻴﺪﻳﻢ . ﻭ ﺍﮔﺮ ﺧﺪﺍ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ [ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﻗﺮﻭﻥ ﻭ ﺍﻋﺼﺎﺭ ] ﺁﻣﺪﻧﺪ ، ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻧﻜﻪ ﺩﻟﺎﻳﻞ ﻭ ﺑﺮﺍﻫﻴﻦ ﺭﻭﺷﻦ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺳﻴﺪ ، ﺑﺎ ﻫﻢ ﻧﻤﻰ ﺟﻨﮕﻴﺪﻧﺪ ، ﻭﻟﻲ [ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻭ ﻛﻔﺮ ﺑﺎ ﻫﻢ ]ﺍﺧﺘﻠﺎﻑ ﻛﺮﺩﻧﺪ ، ﭘﺲ ﺑﺮﺧﻲ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﺮﺧﻲ ﻛﻔﺮ ﻭﺭﺯﻳﺪﻧﺪ ، ﻗﻄﻌﺎً ﺧﺪﺍ ﺍﮔﺮ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻧﻤﻰ ﺟﻨﮕﻴﺪﻧﺪ ، ﻭﻟﻲ ﺧﺪﺍ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﻫﺪ [ ﺍﺯ ﺭﻭﻱ ﺣﻜﻤﺖ ﻭ ﻣﺼﻠﺤﺖ ]ﺍﻧﺠﺎم ﻣﻰ ﺩﻫﺪ .(٢٥٣) 🍓
آل عمران. إِذْ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهًا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ. [ ﻳﺎﺩ ﻛﻨﻴﺪ ] ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻓﺮﺷﺘﮕﺎﻥ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﺍﻱ ﻣﺮﻳﻢ ! ﻳﻘﻴﻨﺎً ﺧﺪﺍ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻛﻠﻤﻪ ﺍﻱ ﺍﺯ ﺳﻮﻱ ﺧﻮﺩ ﻛﻪ ﻧﺎﻣﺶ ﻣﺴﻴﺢ ﻋﻴﺴﻲ ﺑﻦ ﻣﺮﻳﻢ ﺍﺳﺖ ﻣﮋﺩﻩ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺩﻧﻴﺎ ﻭ ﺁﺧﺮﺕ ﺩﺍﺭﺍﻱ ﻣﻘﺒﻮﻟﻴّﺖ ﻭ ﺁﺑﺮﻭﻣﻨﺪﻱ ﻭ ﺍﺯ ﻣﻘﺮﺑّﺎﻥ ﺍﺳﺖ .(٤٥) 🌳
آل عمران. وَيُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَمِنَ الصَّالِحِينَ
ﻭ ﺑﺎ ﻣﺮﺩم ﺩﺭ ﮔﻬﻮﺍﺭﻩ [ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻛﺎﺭﻱ ﺧﺎﺭﻕ ﺍﻟﻌﺎﺩﻩ ] ﻭ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺳﺎﻟﻲ [ ﺑﺎ ﺯﺑﺎﻥ ﻭﺣﻲ ] ﺳﺨﻦ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺷﺎﻳﺴﺘﮕﺎﻥ ﺍﺳﺖ .(٤٦) 🙏
آل عمران. وَيُعَلِّمُهُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنجِيلَ
ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻛﺘﺎﺏ ﻭ ﺣﻜﻤﺖ ﻭ ﺗﻮﺭﺍﺕ ﻭ ﺍﻧﺠﻴﻞ ﻣﻰ ﺁﻣﻮﺯﺩ .(٤٨) 🍒
آل عمران. وَرَسُولًا إِلَىٰ بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُم بِآيَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُم مِّنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَىٰ بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُنَبِّئُكُم بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ💝 ﻭ ﺑﻪ ﺭﺳﺎﻟﺖ ﻭ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﻱ ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﺑﻨﻲ ﺍﺳﺮﺍﺋﻴﻞ ﻣﻰ ﻓﺮﺳﺘﺪ ﻛﻪ [ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﮔﻮﻳﺪ : ] ﻣﻦ ﺍﺯ ﺳﻮﻱ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺗﺎﻥ ﺑﺮﺍﻱ ﺷﻤﺎ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺍﻱ [ ﺑﺮ ﺻﺪﻕ ﺭﺳﺎﻟﺘﻢ ] ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍم ; ﻣﻦ ﺍﺯ ﮔِﻞ ﺑﺮﺍﻱ ﺷﻤﺎ ﭼﻴﺰﻱ ﺑﻪ ﺷﻜﻞ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﻣﻰ ﺳﺎﺯم ﻭ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﻰ ﺩَﻣﻢ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺍﺭﺍﺩﻩ ﻭ ﻣﺸﻴّﺖ ﺧﺪﺍ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺍﻱ [ ﺯﻧﺪﻩ ﻭ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺍﺯ ] ﻣﻰ ﺷﻮﺩ ; ﻭ ﻛﻮﺭ ﻣﺎﺩﺭﺯﺍﺩ ﻭ ﻣﺒﺘﻠﺎﻱ ﺑﻪ ﭘﻴﺴﻲ ﺭﺍ ﺑﻬﺒﻮﺩ ﻣﻰ ﺑﺨﺸﻢ ; ﻭ ﻣﺮﺩﮔﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍِﺫﻥ ﺧﺪﺍ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﻰ ﻛﻨﻢ ; ﻭ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﻰ ﺧﻮﺭﻳﺪ ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎﻳﺘﺎﻥ ﺫﺧﻴﺮﻩ ﻣﻰ ﻛﻨﻴﺪ ﺧﺒﺮ ﻣﻰ ﺩﻫﻢ; ﻣﺴﻠﻤﺎً ﺍﮔﺮ ﻣﺆﻣﻦ ﺑﺎﺷﻴﺪ ﺍﻳﻦ [ﻣﻌﺠﺰﺍﺕ] ﺑﺮﺍﻱ ﺷﻤﺎ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺍﻱ [ ﺑﺮ ﺻﺪﻕ ﺭﺳﺎﻟﺖ ﻣﻦ] ﺍﺳﺖ ;(٤٩) 👏
آل عمران. وَمُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَلِأُحِلَّ لَكُم بَعْضَ الَّذِي حُرِّمَ عَلَيْكُمْ وَجِئْتُكُم بِآيَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ
ﻭﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﻮﺭﺍﺕ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺑﻮﺩﻩ ، ﺗﺼﺪﻳﻖ ﺩﺍﺭم ﻭ [ﺁﻣﺪﻩ ﺍم] ﺗﺎ ﺑﺮﺧﻲ ﺍﺯ ﭼﻴﺰﻫﺎﻳﻲ ﺭﺍ ﻛﻪ [ﺩﺭ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﻪ ﺳﺰﺍﻱ ﺳﺘﻤﻜﺎﺭﻱ ﻭﮔﻨﺎﻫﺎﻧﺘﺎﻥ] ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﺣﺮﺍم ﺷﺪﻩ ﺣﻠﺎﻝ ﻛﻨﻢ ، ﻭﺑﺮﺍﻱ ﺷﻤﺎ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺍﻱ [ ﺑﺮﺻﺪﻕ ﺭﺳﺎﻟﺘﻢ ] ﺍﺯ ﺳﻮﻱ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺗﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍم ; ﭘﺲ [ ﺍﻱ ﺑﻨﻲ ﺍﺳﺮﺍﺋﻴﻞ ! ] ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﭘﺮﻭﺍ ﻛﻨﻴﺪ ﻭ ﻣﺮﺍ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺑﺮﻳﺪ ;(٥٠) 🇮🇷
آل عمران. إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَىٰ إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَرَافِعُكَ إِلَيَّ وَمُطَهِّرُكَ مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَجَاعِلُ الَّذِينَ اتَّبَعُوكَ فَوْقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأَحْكُمُ بَيْنَكُمْ فِيمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ. [ ﻳﺎﺩ ﻛﻨﻴﺪ ] ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺧﺪﺍ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺍﻱ ﻋﻴﺴﻲ ! ﻣﻦ ﺗﻮ ﺭﺍ [ ﺍﺯ ﺭﻭﻱ ﺯﻣﻴﻦ ﻭ ﺍﺯ ﻣﻴﺎﻥ ﻣﺮﺩم ] ﺑﺮ ﻣﻰ ﮔﻴﺮم ، ﻭ ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﻟﺎ ﻣﻰ ﺑﺮم ، ﻭ ﺍﺯ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺍﺟﺘﻤﺎﻉ ﺁﻟﻮﺩﻩ ﻛﺎﻓﺮﺍﻥ ﭘﺎﻙ ﻣﻰ ﻛﻨﻢ ، ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﭘﻴﺮﻭﻱ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﺗﺎ ﺭﻭﺯ ﻗﻴﺎﻣﺖ ﺑﺮﺗﺮ ﺍﺯ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻛﺎﻓﺮ ﺷﺪﻧﺪ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻰ ﺩﻫﻢ ; ﺳﭙﺲ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ، ﻭ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﺁﻧﭽﻪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺍﺧﺘﻠﺎﻑ ﺩﺍﺷﺘﻴﺪ [ ﺑﻪ ﺣﻖّ ﻭ ﻋﺪﺍﻟﺖ ] ﺩﺍﻭﺭﻱ ﻣﻰ ﻛﻨﻢ ;(٥٥) 🍇
النساء. وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَٰكِن شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا. ﻭ ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﮔﻔﺘﺎﺭِ [ ﺳﺮﺍﺳﺮ ﺩﺭﻭﻍ ]ﺷﺎﻥ ﻛﻪ ﻣﺎ ﻋﻴﺴﻲ ﺑﻦ ﻣﺮﻳﻢ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﻛﺸﺘﻴﻢ . ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﻲ ﻛﻪ ﺍﻭ ﺭﺍﻧﻜﺸﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺍﺭ ﻧﻴﺎﻭﻳﺨﺘﻨﺪ ، ﺑﻠﻜﻪ ﺑﺮ ﺁﻧﺎﻥ ﻣُﺸﺘﺒﻪ ﺷﺪ [ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺧﺎﻃﺮ ﺷﺨﺼﻲ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮔﻤﺎﻥ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻋﻴﺴﻲ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺩﺍﺭ ﺁﻭﻳﺨﺘﻨﺪ ﻭ ﻛﺸﺘﻨﺪ ] ; ﻭ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺍﻭ ﺍﺧﺘﻠﺎﻑ ﻛﺮﺩﻧﺪ ، ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻭﺿﻊ ﻭﺣﺎﻝ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺷﻚ ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﻭ ﺟﺰ ﭘﻴﺮﻭﻱ ﺍﺯ ﮔﻤﺎﻥ ﻭ ﻭﻫﻢ ، ﻫﻴﭻ ﺁﮔﺎﻫﻲ ﻭ ﻋﻠﻤﻰ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ، ﻭ ﻳﻘﻴﻨﺎً ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﻜﺸﺘﻨﺪ .(١٥٧) 🥭
النساء. بَل رَّفَعَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا. ﺑﻠﻜﻪ ﺧﺪﺍ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﻟﺎ ﺑﺮﺩ ; ﻭ ﺧﺪﺍ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺗﻮﺍﻧﺎﻱ ﺷﻜﺴﺖ ﻧﺎﭘﺬﻳﺮ ﻭ ﺣﻜﻴﻢ ﺍﺳﺖ .(١٥٨) 🍅
النساء. يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ وَلَا تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَىٰ مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِّنْهُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَلَا تَقُولُوا ثَلَاثَةٌ انتَهُوا خَيْرًا لَّكُمْ إِنَّمَا اللَّهُ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ سُبْحَانَهُ أَن يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَكِيلًا🪽
ﺍﻱ ﺍﻫﻞ ﻛﺘﺎﺏ ! ﺩﺭ ﺩﻳﻦ ﺧﻮﺩ ﻏﻠﻮّ [ ﻭ ﺍﻓﺮﺍﻁ ] ﻧﻮﺭﺯﻳﺪ ، [ ﻭ ﺍﺯ ﭼﻬﺎﺭﭼﻮﺏ ﺁﻳﺎﺕ ﻧﺎﺯﻝ ﺷﺪﻩ ﺍﺯ ﺳﻮﻱ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺁﻣﻮﺧﺘﻪ ﺍﻧﺪ ، ﺧﺎﺭﺝ ﻧﺸﻮﻳﺪ ] ﻭ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺟﺰ ﺣﻖ ﻣﮕﻮﻳﻴﺪ . ﺟﺰ ﺍﻳﻦ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﻣﺴﻴﺢ ﻋﻴﺴﻲ ﺑﻦ ﻣﺮﻳﻢ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺧﺪﺍ ﻭ ﻛﻠﻤﻪ ﺍﻭﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣﺮﻳﻢ ﺍﻟﻘﺎ ﻛﺮﺩ ﻭ [ ﺍﻳﻦ ﺑﻨﺪﻩ ﭘﺎﻙ ﻭ ﺧﺎﻟﺺ ] ﺭﻭﺣﻲ ﺍﺯ ﺳﻮﻱ ﺍﻭﺳﺖ ; ﭘﺲ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻭ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﮔﺎﻧﺶ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﻳﺪ ، ﻭ ﻣﮕﻮﻳﻴﺪ : [ ﺧﺪﺍ ] ﺗﺮﻛﻴﺒﻲ ﺍﺯ ﺳﻪ ﺣﻘﻴﻘﺖ [ ﺍَﺏ ، ﺍِﺑﻦ ﻭ ﺭﻭﺡ ﺍﻟﻘﺪﺱ ] ﺍﺳﺖ . [ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻋﻘﻴﺪﻩ ﺑﺎﻃﻞ ] ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﻱ ﻛﻨﻴﺪ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺧﻴﺮ ﺷﻤﺎﺳﺖ . ﺟﺰ ﺍﻳﻦ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺧﺪﺍ ﻣﻌﺒﻮﺩﻱ ﻳﮕﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ . ﻣﻨﺰّﻩ ﻭ ﭘﺎﻙ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪﻱ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻭ ﺑﺎﺷﺪ . ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻦ ﺍﺳﺖ ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﺳﻴﻄﺮﻩ ﻣﺎﻟﻜﻴّﺖ ﻭ ﻓﺮﻣﺎﻧﺮﻭﺍﻳﻲ ﺍﻭﺳﺖ ، ﻭ ﺧﺪﺍ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﻛﺎﺭﺳﺎﺯﻱ [ ﻫﻤﻪ ﺍﻣﻮﺭ ﺁﻓﺮﻳﻨﺶ ] ﻛﺎﻓﻲ ﺍﺳﺖ .(١٧١)🦃
المائده. إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَىٰ وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدتُّكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَىٰ بِإِذْنِي وَإِذْ كَفَفْتُ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَنكَ إِذْ جِئْتَهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ إِنْ هَٰذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّبِينٌ🍌
[ ﻳﺎﺩ ﻛﻨﻴﺪ ] ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺧﺪﺍ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺍﻱ ﻋﻴﺴﻲ ﺑﻦ ﻣﺮﻳﻢ ! ﻧﻌﻤﺘﻢ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺧﻮﺩ ﻭ ﺑﺮ ﻣﺎﺩﺭﺕ ﻳﺎﺩ ﻛﻦ ، ﺁﻥ ﮔﺎﻩ ﻛﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺭﻭﺡ ﺍﻟﻘﺪﺱ ﺗﻮﺍﻧﺎﻳﻲ ﺑﺨﺸﻴﺪم ، ﻛﻪ ﺑﺎ ﻣﺮﺩم ﺩﺭ ﮔﻬﻮﺍﺭﻩ [ ﺑﻪ ﺍﻋﺠﺎﺯ ] ﻭ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺳﺎﻟﻲ [ ﺑﻪ ﻭﺣﻲ ] ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻲ ، ﻭ ﺁﻥ ﮔﺎﻩ ﻛﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻛﺘﺎﺏ ﻭ ﺣﻜﻤﺖ ﻭ ﺗﻮﺭﺍﺕ ﻭ ﺍﻧﺠﻴﻞ ﺁﻣﻮﺧﺘﻢ ، ﻭ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺍﺫﻥ ﻣﻦ ﺍﺯ ﮔِﻞ ، ﻣﺠﺴﻤﻪ ﺍﻱ ﺑﻪ ﺷﻜﻞ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﻣﻰ ﺳﺎﺧﺘﻲ ، ﭘﺲ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﻰ ﺩﻣﻴﺪﻱ ﻭ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﻣﻦ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺍﻱ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﻰ ﺷﺪ ، ﻭ ﻛﻮﺭ ﻣﺎﺩﺭ ﺯﺍﺩ ﻭ ﺷﺨﺺ ﭘﻴﺲ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺫﻥ ﻣﻦ ﺷﻔﺎ ﻣﻰ ﺩﺍﺩﻱ ، ﻭ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﮔﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻣﻦ [ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﺯ ﮔﻮﺭ ] ﺑﻴﺮﻭﻥ ﻣﻰ ﺁﻭﺭﺩﻱ ، ﻭ ﺁﻥ ﮔﺎﻩ ﻛﻪ [ ﺷﺮّ ﻭ ﺁﺳﻴﺐ ]ﺑﻨﻲ ﺍﺳﺮﺍﺋﻴﻞ ﺭﺍ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻧﺎﻥ ﺩﻟﺎﻳﻞ ﺭﻭﺷﻦ ﺁﻭﺭﺩﻱ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺘﻢ ، ﭘﺲ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﻛﺎﻓﺮ ﺷﺪﻧﺪ ، ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﺍﻳﻦ [ ﺩﻟﺎﻳﻞ ﻭ ﻣﻌﺠﺰﺍﺕ ] ﺟﺰ ﺍﻓﺴﻮﻧﻲ ﺁﺷﻜﺎﺭ ﻧﻴﺴﺖ .(١١٠) 🪶🦂🦜🐧
مريم. فَأَشَارَتْ إِلَيْهِ قَالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَن كَانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا. ﭘﺲ ﻣﺮﻳﻢ ﺑﻪ ﻧﻮﺯﺍﺩ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻛﺮﺩ [ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺑﭙﺮﺳﻴﺪ . ]ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﺎ ﻛﻮﺩﻛﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﮔﻬﻮﺍﺭﻩ ﺍﺳﺖ ، ﺳﺨﻦ ﺑﮕﻮﻳﻴﻢ ؟ !(٢٩) 🎁🥀🌷🪻
مريم. قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا
ﻧﻮﺯﺍﺩ [ ﺍﺯ ﻣﻴﺎﻥ ﮔﻬﻮﺍﺭﻩ ] ﮔﻔﺖ : ﺑﻲ ﺗﺮﺩﻳﺪ ﻣﻦ ﺑﻨﺪﻩ ﺧﺪﺍﻳﻢ ، ﺑﻪ ﻣﻦ ﻛﺘﺎﺏ ﻋﻄﺎ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﻣﺮﺍ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ .(٣٠) 🍄🪷💐
مريم. وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا. ﻭ ﻫﺮ ﺟﺎ ﻛﻪ ﺑﺎﺷﻢ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺑﺎﺑﺮﻛﺖ ﻭ ﺳﻮﺩﻣﻨﺪم ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ، ﻭ ﻣﺮﺍ ﺗﺎ ﺯﻧﺪﻩ ﺍم ﺑﻪ ﻧﻤﺎﺯ ﻭ ﺯﻛﺎﺕ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .(٣١) 🌺
مريم. وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا. ﻭ ﻣﺮﺍ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﺎﺩﺭم ﻧﻴﻜﻮﻛﺎﺭ [ ﻭ ﺧﻮﺵ ﺭﻓﺘﺎﺭ ] ﮔﺮﺩﺍﻧﻴﺪﻩ ﻭ ﮔﺮﺩﻧﻜﺶ ﻭ ﺗﻴﺮﻩ ﺑﺨﺘﻢ ﻗﺮﺍﺭ ﻧﺪﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ .(٣٢) 🌺
مريم. وَالسَّلَامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدتُّ وَيَوْمَ أَمُوتُ وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا. ﻭ ﺳﻠﺎم ﺑﺮ ﻣﻦ ﺭﻭﺯﻱ ﻛﻪ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﺪم ، ﻭ ﺭﻭﺯﻱ ﻛﻪ ﻣﻰ ﻣﻴﺮم ، ﻭ ﺭﻭﺯﻱ ﻛﻪ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﺮﺍﻧﮕﻴﺨﺘﻪ ﻣﻰ ﺷﻮم .(٣٣)🌹
مريم. ذَٰلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِي فِيهِ يَمْتَرُونَ. ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻋﻴﺴﻲ ﺑﻦ ﻣﺮﻳﻢ ، ﻫﻤﺎﻥ ﻗﻮﻝ ﺣﻖ ﻛﻪ [ ﻳﻬﻮﺩ ﻭ ﻧﺼﺎﺭﻱ ]ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺗﺮﺩﻳﺪﻧﺪ .(٣٤) 🍓