کسی که درونش آرام نباشد، حتی در بهشت هم آسایش نخواهد داشت. توماس کمپیس
کسی که دیگران را می‌فهمد، خردمند است؛ کسی که خود را می‌فهمد، بیدار است. لائوتسه
از کودکی همیشه فکر میکردم شبها کسی زیر تختم پنهان شده است. نزد پزشک اعصاب رفتم و مشکلم را گفتم. روانپزشک گفت: فقط یک سال هفته‌ای سه روز جلسه ای ۵۰ میلیون بده و بیا تا درمانت کنم.
شش ماه بعد اون پزشک رو تو خیابان دیدم. پرسید، چرا نیومدی؟ گفتم، خُوب، جلسه‌ای پنجاه میلیون، برای یک سال خیلی زیاد میشد. یه نجّار منو مجانی معالجه کرد و حالا خوشحالم که اون پول رو پس‌انداز کردم و یه ماشين نو خریدم. پزشک با تعجّب گفت، عجب! میتونم بپرسم اون نجّاره چطور تو را معالجه کرد؟ گفتم: به من گفت اگه پایه‌های تختخوابم را ببُرم؛ دیگه هیچکس نمی‌تونه زیر تختم قایم بشه!

برای هر تصمیم گیری و كاري شتاب نکنیم و به راه حل های مختلفی بیندیشیم. با بهترین فکر بهترین باش! ذهن تو زندگی وسرنوشتت رو رقم میزنه.


خلاصه گل حیات🌺
با این اطلاعات ما به کجا میریم؟
سعی میكنم بهت نشان دهم كه فقط یك تصویر در همه چیز وجود دارد و این تصویر و ذهنیته كه همه چیز را آفریده و حوزه الكترو مغناطیس را در اطراف بدن ما قرار داده است و همانند قوانین هندسی كه در زندگی ما وجود دارد ، در اطراف هر چیزی از جمله سیارات، كهكشانها و اتم ها نیز وجود دارد. ما این تصویر را با جزییات دقیق مورد بررسی قرار میدیم. همچنین می خواهیم به تاریخ سیاره زمین بپردازیم زیرا برای موقعیت كنونی ما بسیار حائز اهمیت است. اگر روندی كه ما را به اینجا می رساند، ندانیم واقعاً نمی توانیم درك كنیم چگونه به اینجا آمده ایم. بنابراین کمی به بررسی حوادث گذشته می پردازیم، بعد كم كم پیش می رویم تا بفهمیم چه اتفاقی داره میفته. چون همگی بهم تنیده شده است- حقیقتی كهن كه به پیش آمده ، ادامه دارد و هرگز نمی ایستد. عده ای از ما كه راست مغزی هستیم ممكن است مایل باشیم موضوعات مربوط به چپ مغزی ها را از قلم بیاندازیم اما مهمترین مسئله این است كه در یك تعادل ، توانایی معنوی ما به سوی ما باز می گردد.
موقعی كه نیمكره چپ مغز یگانگی و توحید را درك می كند شروع به استراحت می كند و اجازه می دهد دو نیمكره بهم متصل و با هم تلفیق بشن. با ارتباط بین نیمكره راست و چپ مغز ، اطلاعات بین دو نیمكره مبادله می شود و هماهنگی بین دو بخش متضاد مغز ایجاد می گردد.
این عمل چشم سوم را فعال می سازد و این امكان را برای ما فراهم میکنه كه در حین تعمق مركابا را فعال سازیم. سپس روند صعود به سطوح بالاتر آگاهی فراهم می شود و این یك روند تدریجی و تكاملی است. اگر ما تعلیمات معنوی دیگری را تمرین می كنیم، لازم نیست برای فعال سازی مركابا، تمرینها را متوقف كنیم مگر اینكه معلم اجازه ندهد این تمرینها را با هم ادغام كنیم. مراقبه ها و تعمق های دیگری كه بر پایه واقعیت هستند، می توانند در زمان شروع چرخش مركابا بسیار مفید باشند زیرا نتایج قابل توجهی در زمان كوتاهی بدست می آید. كالبد نورانی مركابا هیچ تقابلی با هر گونه مراقبه ای یا مراسم مذهبی كه بر پایه یكتاپرستی و توحید باشد ندارد... چون بحث طولانیه. ادامه دارد.
عالم ذر🌺
رمز و راز ملك نقاله و اسرار معراج جسمانی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)
چند روایت در این باره .
امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
اولین كسی كه پیشتر از همه، (در عالم میثاق) پیمان بست، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بودند؛ زیرا ایشان نزدیك ترین خلایق به خداوند تبارك و تعالی بود و در مكانی قرار داشت كه چون در شب اسراء به آسمان عروج كرد، جبرئیل به او گفت: «ای محمّد! پیش بیا، در جایی قدم گذاشته ای كه هیچ فرشته ی مقرّب و هیچ پیامبر مرسلی در آنجا قدم نگذاشته است». اگر روح او و خودش متعلّق به آن مكان نبود، نمی توانست به آنجا برسد و فاصله ی او تا خداوند چنان كه خود خداوند می‌فرماید، این گونه بود: «فاصله ی او با پیامبر به اندازه ی فاصله ی دو كمان یا كمتر بود. » یعنی بلكه كمتر بود. سپس امام صادق (علیه السلام) فرمودند: میثاقی كه از آنها گرفته شد بر ربوبیّت خداوند و نبوّت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و امامت امیرالمؤمنین و ائمّه (علیهم السلام) گرفته شد؛ خداوند فرمود: آیا پروردگار شما نیستم و محمّد، پیامبر شما و علی امامتان و ائمه ی هدایتگر، امامان شما نیستند؟! گفتند: چرا! خداوند فرمود: گواهی دادیم تا مبادا روز قیامت بگویید كه: ما از این امر غافل بودیم. اولین چیزی كه خداوند عزّوجل از پیامبران بر آن میثاق گرفت، ربوبیت بود. آیه ی «وَ إِذْ أَخَذْنَا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثَاقَهُمْ» به همین معنا است. پس تمام پیامبران را ذكر نمود. سپس برترین آنان را با بردن نامشان جلوه داد. و فرمود: «وَ مِنك » یعنی و از تو ای محمّد! میثاق گرفتیم. خداوند، نام رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را پیش از دیگر انبیاء ذكر نمود؛ چون او برترین آنها است. سپس فرمود: «وَ مِن نُّوحٍ وَ إِبْرَاهِيمَ وَ مُوسَي وَ عِيسَي ابْنِ مَرْيَمَ» پس این پنج تن، برترین انبیاء هستند و رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) برترین این پنج تن است. سپس خداوند از انبیاء پیمان گرفت كه به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) ایمان بیاورند و امیرالمؤمنین (علیه السلام) را یاری كنند.
بنگرید كه چگونه امام صادق (علیه السلام) در تعلیل رسیدن نبی خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) به عرش الهی فرموده اند: «اگر روح او و خودش متعلّق به آن مكان نبود، نمی توانست به آنجا برسد».
در حدیث دیگر، ابو الصباح كنانى از حضرت صادق (علیه السلام) نقل كرد كه:
مردى خدمت حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمد، در حالی كه آن آقا در مسجد كوفه بوده و به شمشیر خود تكیه داشتند. آن مرد گفت: یا امیرالمؤمنین! یك آیه در قرآن، موجب تباهى دل من و تردیدم در دین شده است؟ پرسیدند: آن آیه كدام است؟ عرض كرد: این آیه: وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا یعنی: «از پیامبرانى كه قبل از تو فرستاده ایم سؤال كن. » بفرمائید آیا در زمان حضرت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) پیامبرى وجود داشت كه آن حضرت از او بپرسند؟. حضرت على (علیه السلام) به او فرمودند: بنشین! ان شاء اللّه برایت توضیح می‌دهم. خداوند در قرآن می‌فرماید: سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بارَكْنا حَوْلَهُ لِنُرِيهُ مِنْ آياتِنا یعنی: «منزه است آن خدایى كه بنده اش (پیامبر) را شبانگاهى از مسجدالحرام به سوى مسجد الاقصى كه پیرامون آن را بركت داده ایم سیر داد تا از نشانه هاى خود به او بنمایانیم. »
از جمله نشانه‌هایی كه خداوند به پیامبرش در شب معراج نشان داد این بود كه جبرئیل ایشان را از مكه به بیت المقدس رساند و بعد بُراقی برای ایشان آورد و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را به آسمان برد تا به بیت المعمور رسیدند. جبرئیل وضو گرفت و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز مانند او وضو گرفتند. جبرئیل اذان و اقامه گفت و به حضرت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) عرض كرد جلو بایستید و با صداى بلند نماز بخوانید؛ زیرا پشت سر شما گروهى از ملائكه هستند كه تعداد آنها را جز خدا نمی داند. در صف اول، پدرتان آدم و نوح و هود و ابراهیم و موسى و هر پیامبرى كه خدا از ابتداى آفرینش، تا موقع بعثت شما فرستاده ایستاده اند. پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) پیش رفته و بدون ترس و ابائی، دو ركعت نماز خواندند؛ پس از تمام شدن نماز، خدا به ایشان وحى كرد: وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا «بپرس از پیامبرانى كه قبل از تو فرستاده ایم. » پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) روى به آنها نموده، فرمودند: گواهى به چه چیز می‌دهید؟ گفتند: گواهى می‌دهیم به اینكه خدایى نیست جز پروردگار یكتا كه شریكى ندارد و تو پیامبر اویی و على (علیه السلام) امیرالمؤمنین و وصى تو است و هر پیامبرى كه از دنیا رفت جانشینى از خانواده خود گذاشت غیر از این شخص" و اشاره به عیسى بن مریم كردند چرا كه او چون از طرف پدر، خویشاوندى نداشت، شمعونِ صفا پسر حمون بن عمامه را وصی خود قرار داده بود. " و گواهى می‌دهیم كه تو رسول خدا و سید انبیاء هستى و على بن ابى طالب (علیه السلام) سرور اوصیاء است. همانا كه از ما نسبت به شما پیمان گرفته شده است. آن مرد گفت: یا امیرالمؤمنین! دلم را زنده كردى و عقده ی دلم را گشودى.
پس پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در شب معراج، جمیع انبیاء را دیده اند. وقتی گفته می‌شود جمیع انبیاء را مشاهده كرده اند منظور روح پیامبران نیست؛ بلكه روح و بدن ایشان است؛ چرا كه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) سفری خیالی ننموده و یا به عالم برزخ مسافرت نكرده اند و یا اینكه در خواب، این صحنه‌ها را ندیده اند؛ بلكه در بیداری و با جسم و روحشان به معراج رفته اند و هر چه را دیده اند واقعیتش را مشاهده نموده و انبیاء را نیز با جسم و روح دیده اند. آری! انبیاء، چون همه ی بدنشان بدن اصلی است پس از مرگ ظاهری، از قبر خارج شده و به اختلاف رتبه هایشان در درجات عالیه ی ملكوت جای گرفته اند. در روایتی بس طویل كه علی بن ابراهیم قمی در تفسیرش نقل كرده، پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) در شب معراج در هر آسمانی عده ای از انبیاء را دیده اند كه نشان دهنده تفاوت مقام ایشان است تا جایی كه خود به حدی بالا می‌روند كه جای هیچ بشر و ملكی نیست.
حضرت باقرالعلوم (علیه السلام) نیز در ضمن بیان یك حدیث طولانی فرموده اند:
یكى از آیاتى كه خداوند تبارك و تعالى در معراج به نبی خویش، محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) نشان داد این بود كه همه ی پیامبران و رسولان را از اولین تا آخرین، جمع كرد و سپس به جبرئیل فرمان داد تا اذان گوید، و او هر بند از اذان را دو بار گفت: و هر بند اقامه را هم دو بار تكرار كرد و در اذانش «حی على خیر العمل» را هم گفت، سپس محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) جلو ایستاده و با گروه پیامبران نماز جماعت خواندند، و چون از نماز فارغ گشتند به آنها فرمود: بر چه شهادت مى دهید و كه را مى پرستیدید؟ آنها گفتند: ما همه گواهیم كه نیست شایسته پرستشى جز خداى یگانه كه شریکی ندارد و گواهیم بر اینكه تو پیامبر خدایى و بر این عقیده از ما عهد و پیمان ستانده شده است. پس پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به برزخ سفر نكرده اند كه بگوییم روح انبیاء را دیده اند؛ بلكه به معراج و ملكوت رفته اند و ایشان را با جسم و بدن دیده اند. یكی از نكات دیگر معراج این است كه پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) اوصیاء خویش از ائمه اطهار (علیهم السلام) را نیز دیده اند.
پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
ای علی! خدای متعال تو را با من در هفت موطن شاهد قرار داد و سپس شمردند و در مورد دوم فرمودند: چون جبرئیل مرا به آسمان برد به من گفت: پس برادرت كو؟ گفتم: او را بجای خودم جانشین قرار دادم. جبرئیل گفت: خدا را بخوان تا او را به تو برساند. پس از خدا خواستم و ناگهان دیدم كه تو با منی؛ آن وقت پرده از هفت آسمان و هفت زمین برداشته شد به طوری كه ساكنین و مأموران آنجا را مشاهده كردم و هر فرشته ای را در محلّ خودش دیدم و هرچه من دیدم تو نیز مشاهده كردی.
و حضرت صادق (علیه السلام) در یكى از نامه هاى خود نوشتند:
هیچ موقفی نیست كه خدا به پیامبرش نشان داده باشد و یا او را شاهد گرفته باشد مگر آنكه برادرش و همراهش و پسر عم و وصی اش علی بن ابی طالب (علیه السلام) با او بوده و میثاق هر دو را با هم گرفته است. صلوات اللّه علیهما و على ذریتهما الطیبین. و پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
در شبى كه خداوند مرا به آسمان‌ها برد، به من وحى كرد كه سؤال كن از پیامبران پیش از خود كه بر چه امری رسالت داشته اند.؟ پس به ایشان گفتم: شما را بر چه چیز مبعوث نموده اند؟. پاسخ دادند: بر نبوت شما و ولایت على بن ابى طالب (علیه السلام) و ائمه از شما دو نفر. سپس خدا به من وحى كرد كه التفاتی به طرف راست عرش كن، توجه نمودم دیدم على و حسن و حسین و على بن الحسین و محمّد بن على و جعفر بن محمّد و موسى بن جعفر و على بن موسى و محمّد بن على و على بن محمّد و حسن بن على و مهدى در هاله اى از نور مشغول نماز هستند. خداوند به من فرمود اینها حجت‌ها و اولیاء من اند و این شخص از دشمنانم انتقام می‌گیرد. (یعنى مولا و ولی امر ما حضرت مهدى عجل اللّه فرجه الشریف و علیه افضل الصلاة و السلام).
🌺
ده حدیث از فرمايشات حضرت علي (ع)
1. بزرگترين گناه ترس است.
2. بزرگترين تفريح كار است.
3. بزرگترين بلا نا اميدي است.
4. بزرگترين شجاعت صبر است.
5. بزرگترين استاد تجربه است.
6. بزرگترين اسرار مرگ است.
7. بزرگترين افتخار ايمان است.
8. بزرگترين سود فرزند نيك است.
9. بزرگترين هديه گذشت است.
10. بزرگترين سرمايه اعتماد به نفس است.

پنج حدیث از جهاد با نفس
حديث :
494 - سعيد بن علاقه گويد: از اميرالمؤمنين عليه السلام شنيدم كه مى فرمود: چند چيز موجب فقر و نادارى مى شود: باقى گذاردن تار عنكبوت در خانه ، و بول كردن در حمام ، و خوردن در حال جنابت ، و خلال نمودن دندان با چوب درخت گز، و ايستاده شانه كردن ، و نهادن خاكروبه در خانه ، و سوگند دروغ ، و زنا كردن ، و آشكار نمودن حرص ، و خوابيدن بين نماز مغرب و عشاء، و خوابيدن قبل از طلوع خورشيد، و عادت كردن به دروغگويى ، و زياد گوش دادن به غناء، و شبانه مرد سائل را رد كردن ، و ترك تدبر و انديشيدن در امور زندگانى ، و قطع كردن و بريدن پيوند خويشاوندى ، اينها امورى است كه همگى موجب فقر و نادارى مى شود، - سپس فرمود: - آيا پس از اين شما را نسبت به آنچه كه باعث زيادى در رزق و روزى مى شود آگاه نسازم ؟ عرض كردند: آرى اى اميرمومنان ! حضرت فرمود: چند چيز موجب زيادى رزق و روزى مى گردد: جمع نمودن بين دو نماز (ظهر و عصر و مغرب و عشاء)، و خواندن تعقيبات نماز بعد از نماز صبح و نماز عصر، و به جاى آوردن صله رحم ، و جارو كردن و روفتن صحن حياط خانه يا گرداگرد و اطراف خانه ، و يارى رساندن به برادر دينى در راه خداى عزوجل و صبح زود در طلب رزق رفتن ، و استغفار نمودن ، و امانتدارى كردن ، و گفتن سخن حق ، و اجابت نمودن (و تكرار نمودن اذان ) موذن ، و سخن نگفتن در مستراح ، و ترك كردن حرص ، و به جاى آوردن شكر نعمت دهنده ، و دورى كردن از قسم دروغ ، و وضو گرفتن پيش از خوردن غذا، و خوردن آنچه كه از سفره مى ريزد، و كسى كه خداوند را در هر روز سى مرتبه تسبيح گويد (به پاكى ياد كند) خداوند هفتاد نوع بلا و گرفتارى را از او دور مى كند كه آسانترين آنها فقر ست .
حديث :
495 - پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در آخرين حج خود (حجه الوداع ) فرمود: همانا از نشانه ها و علامات (پايان دنيا و) بر پاشدن قيامت چند چيز است : مهمل گذاردن و واگذاردن نماز، و پيروى نمودن از خواسته هاى نفسانى ، و ميل نمودن به هواها و خواهشها و بزرگ شمردن مال و دارايى ، و فروختن دين در مقابل دنيا، در آن زمان قلب مومن در درونش گداخته و ذوب مى گردد همچنانكه نمك در آب حل مى شود زيرا (با چشم خويش ) منكر و ناروا را مى بيند ولى توانايى تغيير آن را ندارد. در آن هنگام ، ناروا روا مى گردد و روا ناروا جلوه داده مى شود و خيانتكار امين شمرده مى شود و به امين نسبت خيانت داده مى شود و دروغگو را راستگو مى دانند و به راستگو نسبت دروغ داده مى شود. در آن زمان زنان به رياست و كنيزكان مورد مشورت قرار مى گيرند و كودكان بر منبرها مى نشينند و درغگويى زيركى شمرده مى شود و دادن زكات خسارت دانسته مى شود و فى ء را براى خود غنيمتى مى دانند و شخص به پدر و مادر خود ستم مى كند ولى به دوست خود نيكى مى كند. در آن هنگام ، مرد به مرد و زن به زن میل میکند. از غلامان همانگونه كه از كنيزان در خانه مولاى خود بهره برده مى شود، بهره مى برند، و مردان خود را شبيه زنان سازند و زنان خود را به هيئت مردان در آورند، و زنان بر مرکب سوار شوند، پس بر چنين كسانى از امت من لعنت خدا باد. همانا در آن هنگام ، مسجدها به مانند كلسياى يهود و نصارى زینت شوند و قرآنها زينت گردند و مناره ها بلند ساخته شود و صفها زياد شود ولى دلها با يكديگر كينه و دشمنى و زبانها مختلف باشد. در آن هنگام ، مردان امت من خود را با طلا مى آرايند و لباس حرير و ابريشم مى پوشند و پوست يوزپلنگ را زینت مرکب خود قرار مى دهند. در آن زمان ، ربا آشكارا گرفته مى شود و با يكديگر نديده معامله مى كنند و رشوه مى ستانند و دين پايين آورده مى شود و دنيا بالا برده مى شود. در آن زمان ، طلاق زياد مى شود، پس ‍ حدى از حدود الهى اقامه نمى شود و اين هرگز به خداوند ضررى نمى رساند. در آن هنگام ، زنان خواننده و آلات نواختن زیاد مى شوند و بدترين هاى امت من به دنبال آنها راه مى افتند. در آن زمان ، ثروتمندان امت من براى گردش و تفريح و طبقه متوسط براى تجارت نمودن. فقيران براى ريا و خودنمايى به سفر حج مى روند. در آن هنگام ، گروه هايى هستند كه قرآن را براى غير خدا مى آموزند و آن را به صورت سرود و آواز مى خوانند و گروه هايى هستند كه براى غير خدا علم دين فرا مى گيرند، و زنازادگان زياد مى شوند، قرآن را به صورت غنا مى خوانند و به دنيا هجوم مى آورند، و اين امور و نشانه ها در زمانى است كه حرمت محارم برداشته مى شود و نيازمندى و فقر آشكار مى گردد و مردم به يكديگر فخرفروشى مى كنند و سازها و طبل را نيكو مى دانند و از امر به معروف و نهى از منكر خوددارى مى شود - تا آنجا كه فرمود: - آنان كسانى هستند كه در ملكوت آسمانها به عنوان پليد و ناپاك خوانده مى شوند.
حديث :
496 - امام صادق عليه السلام فرمود: شش چيز در مومن وجود ندارد: (بدخويى ) و كم خيرى و سر سختى و دروغگويى و حسد و ستم كردن .
حديث :
497 - از امام رضا عليه السلام روايت است كه ايشان نام شخصى را برد و فرمود: او رياست را دوست دارد. سپس فرمود: دو گرگ وحشى شكارى در گله گوسفندى كه چوپانهايش از آن جدا شده اند پر ضررتر نيستند از رياست طلبى در دين مسلمان .
حديث :
498 - امام صادق عليه السلام فرمود: كسى كه طالب رياست باشد هلاك مى شود.