۴۴۸- خلاقیت
توی دانشگاه مدتی مُد شده بود دخترها وقتی میرفتن دستشویی، بعد از آرایش کردن، آئینه رو میبوسیدن تا جای رژ لبشون روی آئینه دستشویی بمونه، و هر چی تذکر میدادند بی فایده بود تا مستخدم بیچاره از بس جای رژ لب پاک کرده بود خسته شده و موضوع رو با رئیس دانشگاه خیلی جدی در میون گذاشت... بالاخره فکری کردند... فرداش رئیس دانشگاه تمام دخترها رو جمع کرد جلوی درب دستشویی و گفت: اونایی که این کار رو میکنند خیلی برای مستخدم ایجاد زحمت میشه و حالا برای اینکه شما ببینیند پاک کردنش چقدر سخته، یه بار جلوتون پاک میکنه... مستخدم با آرامش کامل رفت دستمال رو فرو کرد تو چاله توالت، بعد که دستمال خیس شد، شروع کرد به پاک کردن آئینه. خلاصه از اون روز به بعد، دیگه هیچکس آئینه رو نبوسید. شما برای حل مشکلات زندگی از چه ترفندی استفاده میکنید که جواب بده؟ البته شما هم سعی کنید از راهکار های خلاقانه در زندگیتون استفاده کنید. چون بعضی وقتا زبون خوش جواب نمیده.

چون نگين آفرينش مرتضى است
تا ابد او باب الطاف خداست
ذكر حق باشد نفس هايش مدام
باز هم بر او و بر وُلدش سلام
نيست جز حيدر اميرالمؤمنين
بانگ تكبير است آن سردار دين
فخر بر عالم كند بيت الحرام
چون به ميلاد على بگرفت نام
عشق او بر عرش پروازت دهد
گنجها از غيبِ پر رازت دهد
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
تحقیق پیرامون شخصیت و انجیل برنابا، بخش پنجم، تاریخچه اناجیل و رواج انجیل برنابا:
پولس از نظر برنابا: پیش از این در شرح برنابا گفتیم که کتاب اعمال رسولان به اختلاف فکری برنابا و پولس اشاره کرده است و همین اختلاف شد که برنابا از همکاری با پولس دست کشید. به نظر میرسد نقطه ی آغاز این اختلاف وقتی بوده است که پولس میخواسته اندیشههای ویژۀ خود را ظاهر کند. برنابا حواری پاک و یکتاپرست با سرسختی بسیار با پولس مخالفت میکند که البته این مخالفت به مصلحت کلیسا، در کتاب اعمال رسولان نقل نشده است. اما برنابا در اول و آخر انجیل خود با شدت از پولس سخن میگوید و اینک عین گفتار برنابا: برنابا فرستاده ی یسوع ناصری مسمی به مسیح آرزو میکند برای همۀ ساکنین زمین اسلام و تسلیه را. ای عزیز بدرستی که خدای بزرگ عجیب تفقد نموده است ما را در این روزهای پسین به پیغمبر خود یسوع مسیح برحمت بزرگ از برای تعلیم، و آیاتی که گرفته است آنها را شیطان وسیلۀ گمراه نمودن بسیاری را به دعوی پرهیزگاری، که بشارت دهندگانند به تعلیمی که سخت کفر است، و خوانندگان را پسر خدا، و ترک کنندگانند ختنه را که امر کرده است به او خدا همیشه، و تجویز کنندگانند هر گوشت ناپاک را، آنان که گمراه شده در شمارۀ آنها نیز پولس که سخن نمیگویم از او مگر با افسوس و او باعث است که بسبب او مینگارم آن حقی را که دیدهام و شنیدهام در اثنای معاشرتم با یسوع تا اینکه خلاص شوید و گمراه نکند شما را شیطان که هلاک شوید در جزای خدا، و بنابراین پس حذر کنید از هر کسی که بشارت میدهد شما را به تعلیم جدیدی که مخالف است با آنچه مینویسم او را تا خلاص شوید خلاص ابدی، و خدای بزرگ با شما باد و حفظ کند شما را از شيطان و از هر شری. آمین. (اول انجیل برنابا). در آخر انجیل خود میگوید: و پس از آنکه یسوع رفت شاگردان در اطراف مختلف اسراییل و جهان پراکنده شدند. اما حق مکروه شیطان بود و آن را باطل جلوه داد چنانکه همیشه بر همین حال بوده است، زیرا فرقه ای از اشرار مدعیان اینکه ایشان نیز شاگردانند بشارت دادند اینکه یسوع مرده و برنخاسته و دیگران بشارت دادند به اینکه در حقیقت مُرد و همیشه بشارت میدهند به اینکه همان خداست و در شمارۀ ایشان پولس هم فریب خورد، اما ما پس همانا که بشارت میدهیم به آنچه نوشتهام کسانی را که از خدا میترسند تا در روز پسین از دادخواهی خدا خلاص باشند. به هر صورت برنابا میگوید پولس فریب شیطان را خورده و تعلیم میدهد که عیسی پسر خداست.
انجیل برنابا به پارسایی دعوت میکند: دکتر خلیل سعادت مترجم مسیحی انجیل برنابا به زبان عربی چنین اظهار میدارد: این انجیل مشتمل است بر آیات باهرۀ حکمت و طراز خوب فلسفۀ ادبیه و اسلوبهایی که به بلاغت عالیۀ خود عقول را جادو میکند، با سادگی در تعبیر و مقصودش ترقی دادن همت بشری است بسوی افقی بلند و منزه ساختن آنست از شهوات حیوانیه در حالی که امر کننده ی به معروف و نهی کننده ی از منکر و وادارنده ی بر فضایل و تقبیح کننده ی رذایل و دعوت کننده ی انسانست به قربانی کردن نفس در راه احسان به مردم تا از او تمام آثار انانیت زایل شود و برای منفعت برادران خود زندگی نماید (مقدمه ی ترجمه ی انجیل). نویسندگان دائرة المعارف آمریکا نیز (در کلمه ی برنابا) اظهار داشته اند که انجیل برنابا روی مسایل اخلاقی ویژه ای تکیه کرده است. انجيل مورد بحث ما برای پاک ساختن فرد و اجتماع از پلشتی و پلیدیهای روحی که به مراتب از کثافات جسمی بدتر و زشت تر است کوشیده و سعی کرده آنچه حضرت مسیح علیه السلام در این باره اظهار داشته است، به دقت بنویسد.
سلیم بن قیس هلالی گوید: چون با امیرالمؤمنین علی علیه السّلام از صفّین باز میگشتیم، در نزدیکی دَیر یک نصرانی اطراق کردیم که پیری خوش سیما و خوش منظر، در حالی که کتابی در دست داشت، نزد ما آمد و بخدمت امیر المؤمنین علی علیه السّلام رسید و سلام کرده، سپس گفت: من از نسل یکی از حواریون عیسی بن مریم هستم که بهترین حواریون دوازده گانه بود و محبوب تر از همه نزد عیسی، و عیسی علیه السلام او را وصیّ خود قرار داده، کتاب و علم و حکمت خود را به وی منتقل نمود و این خاندان همچنان بر کیش او هستند و متمسّک به او. نه کافر شده اند و نه مرتد و نه دین او را تغییر داده اند. و آن کتابها نزد من است، با املای عیسی بن مریم و با دست خط پدرمان. در این کتابها هرچه مردم پس از وی انجام میدهند، ثبت شده است، همین طور نام یک یک پادشاهانشان و اینکه خداوند مردی عرب از فرزندان ابراهیم خلیل را از سرزمینی به نام تهامه و شهری بنام مکه به نبوّت مبعوث میکند. و گفته شده که این شهر دوازده نام دارد و بعثت او را یاد کرده و نیز تولد و مهاجرت او و اینکه چه کسی با وی میجنگد و چه کسی او را یاری میکند و چه کسی با وی دشمنی میورزد و چه قدر عمر میکند و پس از وی بر سر اُمّتش چه میرود تا اینکه عیسی بن مریم از آسمان فرود میآید. در این کتاب سیزده مرد از فرزندان اسماعیل بن ابراهیم خلیل الله نام برده شده اند که بهترین مخلوقات خدایند و محبوب ترین آنها نزد وی؛ و خداوند دوست دار دوست داران ایشان و دشمن دشمنان ایشان است؛ هرکس از ایشان اطاعت کند، هدایت یافته و آنکه نافرمانی شان کند، گمراه گردد. اطاعت از آنان برای رضای خدا عبادت و نافرمانی ایشان نزد خدا گناه است؛ نام و نسب و صفات ایشان و اینکه هرکدام چند سال عمر میکنند، یک به یک نوشته شده است و اینکه چند نفر از آنها دین خود را نهان داشته و از قومش پوشیده میدارد و اینکه از میان چه کسانی ظهور کرده و مردم مطیع فرمان او خواهند شد تا اینکه عیسی بن مریم به زمین میآید و در صف پشت سر وی نماز میگزارد. اولین آنها بهترین آنها و افضل ایشان کسی است که پاداش او همانند پاداش آنها و پاداش کسانی است که از آنان اطاعت کرده و به ایشان هدایت یافته باشند؛ او رسول خدا صلی الله علیه و آله است که نامش محمّد و بنده خداست و یاسین، فتّاح، خاتم، حاشر، عاقب، ماحی، قائد، نبیّ الله، صفی الله و جنب الله؛ و هرجا که نام خدا برده شود، نام او نیز برده شود. او بزرگوارترین مخلوقات خدا نزد اوست و نیز محبوب ترین آنها. خداوند فرشته مقرّبی یا پیامبر مرسلی از زمان آدم به بعد بهتر از او نیافریده است، در روز قیامت وی را بر عرش خود مینشاند او را شفیع هر که خواهد، میکند. قلم تقدیر در لوح محفوظ بنام او که محمّد رسول الله است جاری شده و قلم بنام پرچم دار روز حشر اکبر نیز جاری شده است؛ کسی که برادر و وصیّ و وزیر و جانشین رسول خدا در میان اُمّتش و محبوب ترین مخلوق خدا نزد پس از پیامبر، یعنی علیّ پسر عموی پدر و مادری او و ولیّ هر مؤمن پس از او؛ و نیز بنام یازده مرد از فرزندان محمّد جاری شده است که فرزندان او نیز هستند و نخستین آنها بنام دو پسر هارون یعنی شبر و شبیر هستند و نه نفر از فرزندان برادر کوچک تر که یکی پس از دیگری است و آخرین آنها همانی است که عیسی بن مریم پشت سر او نماز میگذارد/ غیبه نعمانی.
از خواستگاری تا ازدواج زال و رودابه
نگاهی به انواع شوخطبعی و طنز در شاهنامۀ.
پادشاهی منوچهر، زال با سخنان ترحّمآمیز و سیاست مدارانهاش، پدرش سام را که با دستور مستقیم و صریح منوچهر، قصد بهآتشکشیدن دم و دستگاه سلطنت مهراب کاولی و قتل عام خانوادهاش را دارد، منصرف میکند:
چو زال اندر آمد به پیش پدر
زمین را ببوسید و گسترد پر
یکی آفرین کرد بر سام گُرد
وُزآب دو دیده همی گِل سپرد
که بیداردلپهلوان شاد باد
روانش گرایندۀ داد باد
ز تیغ تو الماس بریان شود
زمین روز جنگ از تو گریان شود
کجا دیزۀ تو جهد روز جنگ (دیزه: اسب سیاه مایل به خاکستری)
شتاب آید اندر سپاه درنگ
سپهری کجا بادِ گرز تو دید
بماند، ستاره نیارد کشید
زمین نسپَرد شیر با داد تو
روان و خرد گشت بنیاد تو
مگر من که از داد بیبهرهام
وُگر چه به پیوند تو شهرهام
یکی مرغپروردهام خاکخَورد
به گیتی مرا نیست با کَس نبرد
ندانم همی خویشتن را گناه
که بر من کسی را بدان هست راه
مگر آنک سام یلستم پدر
دگر هست با این نژادم هنر
ز مادر بزادم بینداختی
به کوه اندرم جایگه ساختی
این دو بیت جعلی و الحاقی هست:
(نه گهواره دیدم نه پستان نه شهر
نه از هیچ خوشی مرا بود بهر
ببردی به کوهی بیفکندیم
دل از ناز و آرام برکندیم)
فکندی به تیمار زاینده را
به آتش سپردی فزاینده را
تو را با جهانآفرینست جنگ
که از چه سیاه و سپیدست رنگ
هنر هست و مردی و تیغ یلی
یکی یار چون مهتر کاولی
ابا گنج و با تخت و گرز گران
ابا رای و با داد و تاج سران
نشستم به کاول به فرمان تو
نگه داشتم رای و پیمان تو
که چون کینه جویی بهکار آیمت
درختی که کِشتی بهبار آیمت
ز مازندران هدیه این ساختی
هم از گرگساران بدین تاختی
که ویران کنی خان آباد من؟
چنین داد خواهی همی داد من؟
من اینک به پیش تو استادهام
تن بنده خشم تو را دادهام
به ارّه میانم به دو نیم کن
ز کاول مپیمای با من سخُن
سپهبد چو بشنید گفتار زال
برافراخت گوش و فرو برد یال
بدو گفت آری همینست راست
زبانت بدین راستی پادشاست
همه کار من با تو بیداد بود
دل دشمنان بر تو بر شاد بود
استفاده از شگردهای طنزآفرینی: اغراق (بزرگنمایی) و تخفیف (کوچکنمایی)، تشخیص، توصیفهای بامزه، تشبیهات ملیح و کنایۀ رندانه
حديث :
محمد بن مسلم از امام باقر عليه السلام يا امام صادق عليه السلام روايت كند كه: كسى كه در قلبش به اندازه دانه اى خردل كبر و بزرگ منشى باشد به بهشت وارد نمیشود. راوى گويد: با شنيدن اين سخن، من استرجاع نمودم يعنى (انا لله و انا اليه راجعون گفتم، حضرت فرمود: چرا استرجاع میكنى؟ عرض كردم: بخاطر سخنى كه از شما شنيدم. حضرت فرمود: اينگونه كه مى پندارى نيست بلكه مراد من انكار و بى اعتقادى است (يعنى كبرى كه از روى انكار كبريايى خداوند و بى اعتقادى باشد)
حديث :
امام صادق عليه السلام فرمود: سه خصلت هست كه هرگاه آن سه در كسى باشد اگر بگويى آن خصلتها جهنمى است گناهكار نيستى: يكى بد زبانى و هرزه گويى و ديگرى تكبر و ديگرى فخر فروشى و بخود نازيدن.