۴۸۸ـ برزویه
برای درک عمیقتر شخصیت و رنجهای برزویه، باید به مقدمهای که ابنمقفع بر کلیله و دمنه افزوده است، نگاه دقیقتری انداخت. در اینجا ابعاد دیگری از مسیر دشوار او را بررسی میکنیم: فشار روانی ناشی از تضاد درونی، یکی از مهمترین بخشهای رنج برزویه بود. او در عین حال که به مقام طبیب مخصوص پادشاه رسیده بود، دچار بحران هویت و معنا شد. او در روایت خود میگوید: از ثروت و قدرت خسته شده بود و تنها چیزی که او را به ادامه زندگی وامیداشت، عشق به دانش و کشف حقیقت بود. این تنهاییِ فکری در میان درباریان، نوعی رنج پنهان برای او بشمار میرفت. در مسیر هند، او با چالشهای جسمانی بسیار جدی روبرو شد. در آن دوران سفر از ایران به هند نیازمند عبور از مسیرهای صعبالعبور کوهستانی، عبور از رودخانههای خروشان و تحمل بیماریهای مسری در سرزمینهای گرمسیر بود. برزویه که خود طبیب بود، میدانست که خطر مرگ در این سفر همواره او را تهدید میکند، اما اشتیاق به دسترسی به کتابهایی که در هند وجود داشت و در ایران نایاب بود، بر ترس او از مرگ غلبه میکرد. هنگامی که به هند رسید، بزرگترین مانع او نه فقط پادشاه، بلکه سیستم حفاظتی آن کتابها بود. پادشاهان هند بر این باور بودند که حکمت موجود در کلیله و دمنه، نیروی محافظ کشور است و اگر این کتاب در اختیار بیگانگان قرار گیرد، قدرت هند افول خواهد کرد. بنابراین، دسترسی به این کتاب نه تنها یک سرقت علمی، بلکه یک خیانت بزرگ تلقی میشد. امّا برزویه فقط یک گرته برداری از کتاب نیاز داشت، او برای جلب اعتماد، مجبور شد سالها وقت صرف کند تا به دایره نزدیکان شاه راه یابد. او نه فقط بعنوان یک طبیب، بلکه بعنوان یک مشاور و فردی مورد اعتماد شناخته شد. رنج نهایی او پس از پایان کار آغاز شد؛ پس از آنکه متن کتاب را در ذهن خود به پهلوی ترجمه کرد و آن را بصورت مکتوب درآورد، مجبور بود با پوششی کامل و در حالی که به شدت تحت نظر بود، از مرزهای هند خارج شود. او میدانست اگر در لحظه خروج بازرسی شود و نوشتهها کشف شود، نه تنها کتاب ضبط شده و جانش گرفته میشود، بلکه تمام سالهای رنج او بر باد خواهد رفت. در نهایت، پس از بازگشت به ایران، او هدیهای بسیار گرانبها به انوشیروان تقدیم کرد، اما جالب اینجاست که برزویه در پایان روایت خود، درخواست هیچ پاداش مادی نکرد. او تنها از پادشاه خواست تا اجازه دهد نامش در ابتدای کتاب ذکر شود و انوشیروان نیز موافقت کرد که این خود نشان میدهد برای برزویه، اعتبار معنوی و جاودانگی دانش، بسیار فراتر از تمامی رنجهای جسمی و روانی بود که در آن سالهای سخت متحمل شده بود.
توضیح پایانی درباره برزویه طبیب را میتوان در یک نکته اساسی خلاصه کرد: سفر برزویه تنها یک ماموریت دیپلماتیک یا علمی برای پادشاه نبود، بلکه او در جستجوی پاسخ به پرسشهای وجودی خویش بود. اکنون نگاهی کوتاه به کتاب کلیله و دمنه/ آورده اند كه در كوهی بلند درختی بود بزرگ، شاخههای آهخته ازو جسته، و برگ بسيار گرد او درآمده. و دران قريب هزار خانه زاغ بود. و آن زاغان را ملكی (پادشاهی) بود كه همه در فرمان و متابعت او بودندی، و اوامر و نواهی او را در دل، و عقد امتثال نمودندی. شبی ملك بومان (جغدان) بسبب دشمنانگی كه ميان بوم و زاغ است بيرون آمد، و به طريق شبيخون بر زاغان زد و كام تمام براند، و مظفر و منصور و مويد و مسرور بازگشت. ديگر روز ملك زاغان لشكر را جمله (جمع) كرد و گفت: ديديد شبيخون بوم ودليری ايشان؟ و امروز ميان شما چند كشته و مجروح و پركنده و بال گسسته است، و از اين دشوارتر جرات ايشان است و وقوف (آگاهی) برجايگاه و مسكن(شما)، و شك نكنم كه زود بازآيند وبار دوم دستبرد بار اول بنمايند. و هم از آن شربت نخست بچشانند. در اين كار تامل كنيد و وجه مصلحت باز بينيد. و درميان زاغان پنج زاغ بود بفضيلت رای و مزيت عقل مذكور و به يمن ناصيت و اصابت تدبير مشهور، و زاغان در كارها اعتماد بر اشارت و مشاورت ايشان كردندی. در حوادث بجانب ايشان مراجعت نمودندی/ این پنج زاغ، پنج مشاور هستند که هر کدام مشکل را از دیدگاهی خاص تجزیه و تحلیل میکنند/ از کلیله و دمنه چاپ سنگی کهن.