۵۰۳- هجمه
در صورت مشاهده افرادی که لباس آنها زننده و خارج از عرف ایرانی است، از آنان تصویر گرفته و به آیدی وزارت اطلاعات ارسال کنید؛ این اشخاص پروژه بگیر هستند که با دریافت مبالغی وظیفه تردد و حرمت شکنی دارند اکثر بازداشت شدگان غیر مسلمان و از فرقه ضاله بهائیت و تحت کنترل اسرائیل میباشند، همکاری مردم گام موثر شناسایی و بازداشت بهائیان اسرائیلی در ایران است (زن ایرانی عفیف و پوشش کامل دارد) َستادخبری وزارت اطلاعات 113 است، در ارتباط باشید.
وطنم ایران، به خون شهیدان قسم که از این نجاست ها پاکت میکنیم.
شبیخون کند تا در خان من
از ایران بیازند بر جان من
دلاور شد آن مردم نادلیر
گوزن اندر آمد ببالین شیر
برین کینه گر کار سازیم زود
وگرنه برآرند زین مرز دود/ شاهنامه فردوسی
بخشی از آخرین رساله آلبرت انیشتین: در سال ۱۹۵۳ میلادی (۱۳۳۲ شمسی) اتفاقی رخ داد. جمعی از فرقه شيخيه كه مقيم امريكا هستند، من (انیشتين) را به يك كنفرانس تبليغاتی دعوت نمودند. موضوع جلسه در مقام شخصی به نام شيخ احمد احسائی بود. تا نام او را بردند به ياد آن اسناد محرمانه ای افتادم كه پاپ پيوس دوازدهم به من نشان داده بود. در آن اسناد يكی از جاسوسان درجه اول انگلستان همين فرد (شيخ احمد احسائی) بود كه لباس روحانی به تن كرده و در زمان سلطنت فتحعليشاه قاجار مأمور تبليغ ضدّ دين اسلام در ايران بود! من (انیشتين) از ماهيت اعتقادات احسائی به خوبی آگاهی داشتم. وی فردی لامذهب وجيره خوار انگلستان بود. در نامه هائی كه نوشته بود حتی پيامبر اسلام را به تمسخر گرفته وگاه ناسزا گفته بود! ولی با اين همه شيخيه، بابيه و بهائيه (شيخ احمد احسائی) را تجسم دوباره ای از تجسم پيامبراسلام ميدانند! من به سختی جلسه را تحمل ميكردم. حالات ظاهری من عوض شده بود. يكی از حضار از دور متوجه من شد و نزديك آمده گفت:جناب انیشتين! گويا حالتان بد شده است! ميتوانم نوشيدنی برای شما بياورم؟ من نيز فرصت را غنيمت شمرده گفتم: ميل نوشيدنی ندارم؛ اگراجازه بدهيد سالن را ترك ميكنم! با اينحال هنگام ترك مجلس يك جزوه به من (انیشتين) دادند كه به انگليسی بود و در آن جزوه شخصيت ملاصدرا و فيض كاشانی و شيخ احمد احسائی و سيدعلی باب و حسينعلی بهاء بعنوان پنج ركن مكتب اسلام مطرح شده بود! بعلاوه عمده آن رساله در تمسخر و استهزاء به علماء اسلام از جمله محمدباقرمجلسی بود. عبارات رساله خيلی بی ادبانه، تند و غيرمنطقی، كودكانه واحساسی بود، آن رساله پوشالی را با عجله و گذرا مطالعه كردم، پس چون مبانی فكری آن پنج نفر را تحقيق نمودم، همگی را به سختی مورد حملات علمی خودم قرار دادم... (علت ترور انیشتین را باید در لابلای این وقایع جستجو کرد)
آمریکا ۳۸ روز عراق را بمباران کرد و مثل ایران زیر ساخت اقتصادی و پل ها و پایگاه های نظامی را هدف قرار داد. رسانه ها از حمله زمینی و تغییر حکومت در عراق میگفتند. ولی رسانه های عراق از عدم موفقیت آمریکا در حمله زمینی و تغییر نظام میگفت. اواخر جنگ همانطور که ما تنگه هرمز را داریم، صدام هم موفق شده بود کویت رو نگهداره... بوش هم حرف های همین ترامپ قمارباز رو میزد، میگفت کل زیر ساخت ها و ناوگان هوایی و دریایی صدام رو از بین بردم. در نهایت تصمیم به مذاکره گرفته شد و شوروی میانجی مذاکراه شد. توافق بعد از مدتی کشمکش امضا شد. صدام شروع به تخلیه نیروهایش از کویت کرد، بوش توافق را زیر پا گذاشت و به تمام نیروهای هواییش دستور داد آنها را در یک محیط باز بصورت غافلگیرانه بمباران و قتل عام کنند، صد هزار نیروی نخبه عراق با ۷۲ ساعت بمباران کشته شدند، که الان بهش امروزه اتوبان مرگ میگند. حتی محاصره دریایی هم که چند روز لغو شده بود بازگشت و کل نفت کش ها و کانتینر برها توقیف شد. صدام دوباره بعد از اینکه موشک هاشو داد، آمریکای بدعهد زد زیر توافق و محاصره را لغو نکرد، در نهایت تا سال ۲۰۰۳ صدام نفت میداد و غذا میگرفت، زیر ساخت ها را هم که نتوانست بازسازی کنه و نیروی نظامی و کشورش هم فرسوده شد، آمریکا هم به بهانه ۱۱ سپتامبر دوباره بهش حمله کرد و در عرض ۲۰ روز عراق اشغال شد. اگر صدام مذاکره نمیکرد و به مقاومت ادامه میداد عاقبتی مثل ویتنام داشت، یعنی بجاش آمریکا فرسوده و مجبور به خروج میشد، اما چون بقا را انتخاب کرد و رفت به سمت مذاکره، هم به کشورش ضربه زد و هم به عاقبت خودش... آمریکا با بد عهدی و حیله گری با همان هدف داره با ما مذاکره دروغین میکنه، مسئولین سیاسی ما هم بیدار شوند، وبیخیال مذاکره شوند. عاقل دوبار از یک سوراخ گزیده نمیشه، ملتی که از تاریخ عبرت نگیره محکوم به تکراره، زور را به التماس ندهیم. تا ابله در جهان باقیست مفلس در نمیماند.



