۱۹۵_ زنگ تفریح
يه بابايی ميخوره زمين دستش پيچ ميخوره ، منتها تنبلیش مياد بره دكتر نشونش بده ...دستش يه مدت همينجور درد مي كرده ، تا يه روز رفيقش بهش ميگه : اين داروخونه ی سر كوچه يه كامپيوترآورده كه صد تومن ميگيره ، فوری هر مرضی رو تشخيص ميده !!!يارو پیشِ خودش ميگه : خوب ديگه صد تومن كه پولی نيست ، بريم ببينيم چه جورياس ...ميره اونجا ، مي بينه يه دستگاه گذاشتن ، جلوش يه شكاف داره ، روش نوشته :لطفا اسكناس صد توماني رو وارد كنيد ...يارو صد تومنی رو ميذاره ، يهو يه چيزه قيف مانند مياد بيرون.
ميگه : نمونه ادرار !!!طرف هم با خجالت قیفُ می بره پُر می کنه و میاره !!!بعد از دو سه دقيقه ، كامپيوتره يه تيكه كاغذ ميده بيرون كه روش نوشته بوده :يكي از تاندن های دست شما آسیب دیده ، بايد يه هفته ببندينش و باهاش كار سنگين نكنيد تا خوب بشه !!!يارو كف مي كنه كه اين لامصب اينهمه چيزُ چطور از یکم ادرار فهمیده ؟؟؟!!!خلاصه كرمش مي گيره كه ببينه ميشه گولش زد يا نه ...فرداش يه شيشه مربا ورميداره ، تا نصف توش آبِ شير ميريزه ، بعد ميده سگش توش جیش کنه ، يه دونه از آدامسای دخترشُ هم ميندازه توش ، یه معجون درست می کنه ، بعدم ميره همون داروخونه ، معجونش رو ميريزه به جاي نمونه ادرار !!!كامپيوتره يه ۱۵ دقيقه قيژ قيژ و دلنگ دلونگ مي كنه ، بعد يه كاغذ پرینت و چاپ ميكنه ميده بيرون كه روش نوشته بوده :آبِ شيرتون آهک داره ، بايد لوله كش بياريد تصفیه بذاره و درستش كنه ...سگت قلبش ناراحته ، همين روزها تموم ميكنه ...دخترت حامله س ، بايد بری خِرِ پسره طبقه پايينی رو بگيری ...درضمن ، اگه بخواي همينجوری شیشه مرباهای سنگین سنگین بلند کنی ، تاندن دستت هيچ وقت خوب نميشه.
(اطلاعات عمومی: تاندون دست دو نوع مختلف دارند بهنام تاندون های فلکسور که باعث خمشدن انگشتان میشوند یا تاندون های اکستنسور که نقش مهمی در بازکردن انگشتان دارند. معمولا، آسیبدیدگی تاندون دست با نوعی تروما شروع میشود که میتواند از یک ضربه ی سطحی دست باشد یا کشیدن ناگهانی یا مچاله و فشرده شدن انگشتان)

یه کلاغ و يه خرس سوار هواپيما بودن کلاغه سفارش چايي ميده چايي رو که ميارن يه کميشو ميخوره باقيشو مي پاشه به مهموندار. مهموندار ميگه چرا اين کارو کردي؟
کلاغه ميگه دلم خواست پررو بازيه ديگه پررو بازي!
چند دقيقه ميگذره باز کلاغه سفارش نوشيدني ميده باز يه کميشو ميخوره باقيشو ميپاشه به مهموندار. مهموندار ميگه : چرا اين کارو کردي؟ کلاغه ميگه دلم خواست پررو بازيه ديگه پررو بازي ! بعد از چند دقيقه کلاغه چرتش ميگيره . خرسه که اينو ميبينه به سرش ميزنه که اونم يه خورده تفريح کنه ...
مهموندارو صدا ميکنه ميگه يه قهوه براش بيارن قهوه رو که ميارن . يه کميشو ميخوره باقيشو ميپاشه به مهموندار
مهموندار ميگه چرا اين کارو کردي؟ . خرسه ميگه دلم خواست پررو بازيه ديگه پررو بازي. اينو که ميگه يهو همه مهموندارا ميريزن سرش و کشون کشون تا دم در هواپيما ميبرن که بندازنش بيرون
خرسه که اينو ميبينه شروع به داد و فرياد ميکنه. کلاغه که بيدار شده بوده بهش ميگه: آخه خرس گنده تو که بال نداري مگه مجبوري پررو بازي دربياري!!!!!!!!
نکته مدیریتی : قبل از تقلید از دیگران منابع خود را به دقت ارزیابی کنید!
خر وصیّت کرد : فرزندم ! بیا و خر نباش !
این همه خر بوده ای ، کافی ست ، پس دیگر نباش !
یا تلاشت را بکن با پارتی پُستی بگیر !
یا فرار مغزها کن ! توی این کشور نباش !
کار کردن مثل خر در شأن ما هرگز نبود !
همتی کن وارثِ این شغل زجرآور نباش !
سعی کن یا رانت خواری یا زمین خواری کنی !
هر چه می خواهی بخور اما پی عرعر نباش !
آخورت را پُر کن و تنها خودت از آن بخور !
بیخودی دلسوز اسب و قاطر و استر نباش !
از مترسک هم نترس ، اصلا به او جفتک بزن !
لیک روی خط قرمزهای گاو نر نباش !
کهنه پالانی به تن کن ، حفظ ظاهر کن ولی
در تجمّل از الاغ کدخدا کمتر نباش !
گوسفندان را بترسان از جهان آخرت !
باطناً اما خودت هرگز بر این باور نباش !
هر چه در دِه یونجه موجود است ، یکشب جمع کن
صبحش از اینجا برو ، یک لحظه هم اینور نباش !
تیز اگر باشی دُمَت را هم نمیگیرد کسی
حال و حولت را بکن ، دلواپس کیفر نباش !
شاعر و نویسنده : شروین سلیمانی

عکاسی که عکساشو به کسی نمیده!!!

گروه بر فراز جنگل


ما وروستا وآش ترش و ماجراهای بعدش!!!

به سوی روستای اتو...


شالیزارهای پاشاکلا






دو عاشق

گردنه ی گدوک

رد پای برف...

با تشکر