یک خاخام صهیونیست، ریختن خون کودکان غزه را به خاطر اینکه ممکن است در آینده به صف مجاهدان فلسطینی بپیوندند، مباح دانست.

یک خاخام صهیونیست در پیامی ویدئویی خواستار کشتن کودکان و زنان فلسطینی در غزه شد.

مالی که رئیس یک مدرسه وابسته به صهیونیست های دینی است در این ویدئو، جنایات رژیم اشغالگر در غزه را جنگ مقدس اعلام کرد.

وی گفت: اگر در جنگ های گذشته، زنان و کودکان را کشته بودیم، امروز همان کودکان به مبارزه علیه ما برنخاسته بودند و این زنان، کودکانی را پرورش نمی دادند که بخواهند در آینده با ما بجنگند.

این خاخام صهیونیست افزود: اگر زنان و کودکان غزه کشته نشوند، در آینده به مبارزه علیه اشغالگران خواهند پیوست، بنابراین کشتن آنها از نظر اخلاقی اشکالی ندارد.

مدرسه ای که این خاخام صهیونیست، مدیریت آن را برعهده دارد، از جمله مدارس همکار ارتش رژیم صهیونیستی است و هرساله تعداد زیادی از فارغ التحصیلان آن به ارتش و دیگر نیروهای نظامی رژیم می پیوندند.

اظهارات این خاخام صهیونیست که علنی شده به نوعی توجیه کننده نسل کشی رژیم اشغالگر در غزه است. آنچه اشغالگران امروز در غزه انجام می دهند، نوعی پاک‌سازی قومی است.

🌷🌷🌷🌷🌷

در مورد قیامت و رجعت و بعثت و حشر و نشر🌺

🌷🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🌷
قیامت، بنابر آموزه های اسلامی نام روزی است که تمام انسان ها به خواست الهی برای محاسبه اعمالی که در دنیا انجام داده اند در پیشگاه الهی جمع می شوند. پیش از این روز وقایعی شگفت در زمین و آسمان روی می دهد که به اشراط الساعه معروف است. قرآن و روایات تاکید دارند که زمان قیامت، بر کسی جز خدا معلوم نیست.
برای محاسبه اعمال انسان، علاوه بر اعمالی که به صورت مُجَسَّم و عینی در پیش چشم او قرار دارد، نامه اعمال انسان که تمام اعمال انسان در آن ضبط شده به او داده می شود. کسی که نامه اعمالش به دست چپش داده شود، اهل دوزخ است و آنکه نامه اعمالش به دست راستش داده می شود، یعنی نیکوکار بوده و اهل بهشت و رستگاری است. گواهانی نیز که شاهد اعمال انسان بوده اند برای شهادت دادن وجود دارند.
اعمال انسان در آن روز با پیشوایان دینی(پیامبر اکرم (ص)، امامان و صالحان (ع) ) سنجیده می شود و کسی که اعمال و اعتقاداتش شباهت بیشتری با اعمال و اعتقادات ایشان داشته باشد، سعادتمند خواهد بود.
طبق تعریفی دیگر🌺
روز قیامت یا روز رستاخیز به زمانی اطلاق می شود که حیات دنیایی انسانها به پایان رسیده و بعد وقوع حوادث هول انگیز همه انسانها در پیشگاه خداوند برای حسابرسی اعمال حاضر می شوند.
واژه قیامت مصدر است و از ریشه "ق و م" به معنای برخاستن و در اصطلاح علوم اسلامی قیامت به زمانی اطلاق می شود است که حیات دنیایی بشر پایان یافته و همه انسانها از اولین و آخرین در پیشگاه خداوند حاضر می شوند.
اعتقاد به معاد و قیامت یکی از ارکان اسلام و بنا بر تحقیق بعضی از محققین در حدود هزار و هفتصد آیه از قرآن مجید راجع به قیامت و ثواب و عقاب و بازگشت اعمال است، بدین طریق نزدیک به یک سوم قرآن در بیان قیامت می باشد.
مهمترین نامها و اوصاف قیامت در قرآن عبارتند از: یوم الساعة، یوم القیامة، الیوم الاخر، یوم الحساب، یوم الدین، یوم الجمع، یوم الفصل، یوم الخروج، یوم الموعود، یوم الخلود، یوم عظیم، یوم الحسرة، یوم التغابن، یوم التناد، یوم التلاق، یوم ثقیل، یوم الازفة، یوم عسیر، یوم الیم، یوم الوعید، یوم الحق، یوم مشهود، یوم الوقت المعلوم، یوما عبوسا قمطریرا، یوم البعث (یوم یبعثون)
با آغاز قیامت حوادثی پی در پی اتفاق می افتاد. قران کریم این حوادث را اینگونه ترسیم می کند: در زمین، زلزله عظیمی پدید می آید و آنچه در اندرون آن است بیرون می ریزد و اجزای آن، متلاشی می گردد، و دریاها شکافته می شوند، و کوه ها به حرکت درمی آیند و در هم کوبیده می شوند و مانند تلّ شنی می گردند و سپس به صورت پشم حلاّجی شده درمی آیند و آنگاه در فضا پراکنده می شوند، ماه و خورشید و ستارگان عظیمی که بعضی از آن ها میلیون ها بار از خورشید ما بزرگ تر و پر فروغ تر است به تیرگی و خاموشی می گرایند،و نظم حرکت آن ها به هم می خورد،و از جمله ماه و خورشید به هم می پیوندند و آسمانی که همچون سقف محفوظ و محکمی بر این جهان، احاطه کرده است سست و متزلزل می شود و می شکافد و از هم می دردالرحمن:37 / مزّمل:18 / مرسلات:9 / نبأ:19/ انفطار:1/ انشقاق:1 و طومار آن در هم می پیچد و اجرام آسمانی به صورت فلزّ مذابی درمی آیند و فضای جهان پر از دود و ابر می شود
در چنین اوضاع و احوالی است که شیپور مرگ، نواخته می شود و همه موجودات زنده زمین می میرند و در جهان طبیعت، اثری از حیات نمی ماند، و وحشت و اضطراب، بر جان ها سایه می افکند مگر کسانی که از حقایق و اسرار هستی و دل هایی که غرق معرفت و محبّت الهی است. (این کار می‌تونه بصورت طبیعی رخ بده مثلا خدا به دو سیاره عطارد و زهره که به دور خورشید میگردند دستور بده بطرف زمین رها بشه و با اون سرعتی که داره اگه به زمین بخوره قطعا زمین بصورت گرد و غبار در این منظومه پودر میشه.
رجعت یعنی چی؟🌺
در همه ادیان به ظهور مصلح جهانی بشارت داده شده است و این مصلح جهانی است که وارث همه علوم و معجزات انبیاء گذشته می باشد و عدل و داد را برقرار می نماید و زمین را از لوث ستمکاران و خیانتکاران پاک می کند. امام زمان (عجّل الله فرجه الشریف) که همان مصلح موعود است همه معجزات پیامبران را خواهد داشت؛ بنابراین زنده شدن مردگان نیز از معجزات زمان ظهور آن حضرت خواهد بود. با در نظر گرفتن این امور و اثبات آن در اینجا نظر منکرین رجعت باطل خواهد شد.
الفاظ مختلفی برای این اصل اعتقادی در قرآن مجید و روایات اسلامی به کار رفته است، مانند: رجعت، کره، رد، حشر، که همه در معنای بازگشت مشترکند «ثُمَّ رَدَدْنا لَکُمُ الْکَرَّةَعَلَیْهِمْ»؛ و آیه: «قالُوا تِلْکَ إِذاً کَرَّةٌ خاسِرَةٌ»؛ وآیه:ِ «انَّهُ عَلی رَجْعِهِ لَقادِرٌ»؛ وَ آیه:«یَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِمَّنْ یُکَذِّبُ بِآیاتِنا فَهُمْ یُوزَعُونَ»؛ اما لفظ رجعت مشهورتر است.
← رجعت در لغت
اعتقاد به رجعت از باورهای ضروری و تردید ناپذیر شیعه است که بر آیات قرآن و احادیث معصومین (علیهم السّلام) استوار می باشد.مأمون به حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السّلام) عرض کرد یا ابا الحسن درباره رجعت چه می فرمایید؟حضرت فرمود:رجعت حق است و در امت های پیشین بوده است، قرآن هم از آن سخن گفته و پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) نیز فرمود: پس می آید برای این امت هر آنچه برای امت های گذشته پیش آمد، بدون کم و زیاد و فرمود هنگامی که مهدی (عجّل الله فرجه الشریف) از فرزندان من ظهور نماید، عیسی از آسمان پایین آمده پشت سر آن حضرت نماز می گذارد.مأمون عرض کرد سرانجام چه می شود؟ فرمود: حق به اهل خودش بر می گردد.
رجعت و علمای شیعه🪻🪻🪻
علامه مجلسی در بحارالانوار به بیش از صد و شصت آیه و روایت در باب رجعت اشاره می کند و می گوید: برای کسانی که به گفتار ائمه اطهار (علیهم السّلام) ایمان دارند، جای شک و تردید باقی نمی ماند که مساله رجعت، حق است؛ زیرا روایات وارده در این باب ازائمه اطهار (علیهم السّلام) در حد تواتر است و نزدیک به دویست روایت وارد شده است که در این امر صراحت دارند و این روایات را بیش از چهل تن از بزرگان علماء و محدثین عالیقدر در بیش از پنجاه کتاب معتبر روایت کرده اند. آنگاه یک به یک نام این بزرگان را برمی شمرد مانند: صدوق، کلینی، طوسی، علم الهدی، نجاشی، کشی، عیاشی، قمی، مفید، کراجکی، نعمانی، صفار، ابن قولویه، ابن طاووس، طبرسی، ابن شهر آشوب و راوندی،...سپس از کتاب هایی که در خصوص مسأله رجعت نگاشته شده یاد می کند. سید مرتضی می گوید: ملاک در اثبات رجعت اتفاق علماء امامیه است بر اینکه خداوند تعالی برخی از اولیاء و دشمنان را در هنگام قیام امام زمان (عجّل الله فرجه الشریف) زنده می کند. امام رضا (علیه السّلام) یکی از عقاید مهم و موثر در ایمان را اعتقاد به رجعت بیان می کنند و آن را در راستای اعتقاد به توحید و نبوت و امامت و معراج و سوأل قبر و.....قرار می دهند. امام باقر (علیه السّلام) و امام صادق (علیه السّلام) در تفسیر ایام الله فرموند: ایام الله روز قیام مهدی موعود و روز رجعت و روز قیامت است. بطور کلی فرهنگ مذهب حقه شیعه به گونه ایست که امید به رجعت را در دل شیعیان زنده نگه می دارد که در بسیاری از زیارات و ادعیه وارد شده است، از جمله زیارت جامعه و زیارت وارث و اربعین و آل یاسین و رجبیه و وداع و عهد و..🌺
چون رَجعَت از باورهای اختصاصی شیعه، به معنای بازگشت برخی از انسان ها به دنیا پس از مرگ ،در ظهور امام مهدی(عج) است. آیات قرآن به زنده شدن برخی انسانها در گذشته نیز اشاره کرده است. بر اساس روایات، برخی مؤمنان کامل و کافران محض در آینده به دنیا بازمی گردند که در این میان بر رجعت امامان، به ویژه رجعت امام علی(ع) و امام حسین(ع) تأکید بیشتری شده است. اصل وقوع «رجعت» به دلیل روایات متواتر، یقینی است ولی درباره جزئیات آن قطعیتی وجود ندارد.
واژه رجعت، مصدر از ماده «ر ـ ج ـ ع»، در لغت به معنای بازگشت است. در قرآن مجید و روایات الفاظ مختلفی برای این اصل اعتقادی به کار رفته است، مانند: رجعت، کرّه، ردّ، حشر. اما لفظ رجعت مشهورتر است. رجعت مصدر مرّه به معنی بازگشتن است.
رجعت در اصطلاح بدین معناست که خداوند هنگام ظهور امام مهدی(ع) برخی از درگذشتگان را به همان صورت و با همان بدنی که در دنیا بوده اند زنده می کند. عزت مومنان و ذلت کفار و بوجود آمدن فرصتی برای کمال مومنان از جمله دلایلی است که برای رجعت بیان شده است. در روایتی از امام رضا(ع) آمده است که در رجعت، مومنانی که به شهادت نرسیده بودند در دوران رجعت خود، به این فیض می رسند.
در مورد بعثت🌺
این صفحه مدخلی از نثر طوبی است
«وَقَالُواْ إِنْ هِیَ إِلاَّ حَیَاتُنَا الدُّنْیَا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِینَ» (سوره انعام، 29) گفتند: غیر این زندگی پست ما زندگی دیگر نیست و ما زنده شدنی نیستیم.
قوله تعالی: «ان هی الا حیاتنا الدنیا» یعنی عالم دیگر وجود ندارد. «و ما نحن بمبعوثین» ما زنده نمی شویم. کسانی که قائل به آخرتند گویند: هم اکنون که این عالم دنیا هست، عالم آخرت هم هست و بهشت و جهنم اکنون موجودند. گروهی تناسخی معتقد بودند، عالم دیگر نیست اما روح انسان جاوید است از بدنی به بدن دیگر می رود. آنها نیز وجود آخرت را منکرند اما زنده شدن و بعث مردم را در بدن دیگر انکار ندارند پس «ان هی الا حیاتنا الدنیا» می گفتند «و ما نحن بمبعوثین» نمی گفتند.
آخرت آن نیست که در این دنیا بار دیگر زنده شوند اگر دنیا را در زمان متاخر آخرت بنامیم باید زمان ما نسبت به زمان پیغمبر صلی الله علیه و آله آخرت باشد و زمان آن حضرت نسبت به زمان حضرت ابراهیم علیه السلام آخرت و هکذا.
عالم آخرت نوعی دیگر است اجسام آن نه از سنخ اجسام دنیا و ارواح آن نه از سنخ نفوس این جهان غذا و خوراک و حرکت و لذات و عذاب آن نه مانند دنیا است چنانکه از آیات و احادیث معلوم می گردد. فرق میان آخرت و تناسخ بسیار است اجسام دنیا به آتش می سوزد و نابود می شود و زنده در آتش نمی ماند اما در آخرت می ماند.🪻🥀🪻 اجسام دنیا فاسد و از هم گسیخته و پیر می شود و از آن آخرت بی تغییرند اجسام حیوان و نبات در دنیا مرکب از عناصر خاصی است با اکسیژن تنفس می کند و به آب زنده است و سموم آن را می گسلد و حرارت می گدازد و سرما می فسرد و با روح در جنگ است اما بدن آخرتی تابع روح است اگر روح بخواهد هر جا بپرد و برود بدن مانع او نیست بلکه با او می رود و روح از بدن اعراض نمی کند چون بدن آخرت فاسد نمی شود هر چه در عالم آخرت و احوال آن دقت بیشتر کنی فرق آن با دنیا بیشتر هویدا می گردد.🌺
در روایت آمده است که در نزدیکی شام راهب نصرانی از حضرت امام محمدباقر صلوات الله علیه سه مسئله پرسید: یکی آن که چگونه مردم بهشت طعام می خورند و مدفوع ندارند. دوم آن که چگونه از میوه های بهشتی هر چه بچینند چیزی کاسته نمی شود و سیم مربوط به فرض ما نیست. آن حضرت جواب داد غذای بهشتیان مانند غذای جنین در رحم مادر مدفوع ندارد و میوه های بهشتی هر چه بچینند مانند چراغ است که هر چه از روشنی آن بردارند و چراغ دیگر روشن کنند، تمام نمی شود.
« إِن کُنتُمْ فِی رَیْبٍ مِّنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن تُرَابٍ» (سوره حج، 5) اگر در بعث شک دارید ما شما را از خاک آفریدیم الخ باید دانست بعث در نزد اصحاب ملل و پیغمبران بازگشت همان شخص است که در دنیا عمل نیک یا زشت کرد برای مکافات عمل خود پس باید با همان روح و شخصیت بازگردد و انکار کفار نیز به همان راجع است که مؤمنین معتقدند.
اگر از پیکر مرده کرم یا سایر حشرات پدید آید عقاب آن حیوانات به گناه شخص مرده صحیح نیست چون تشخیص هر کس به روح او است و باید برای مکافات همان روح اول به تن بازگردد و پس از زنده شدن همان کس باشد که اول بود و چون به خاطرش آورند تو چنان کردی و چنان گفتی به یاد آورد گرچه صورتش دگرگونه شود. مثلاً زیبا و سفید بود زشت و سیاه شود و دندانش بزرگ مانند کوه احد و چنان سهمگین و قبیح باشد که بوزینه و خوک نزد او زیبا نمایند چنانکه در روایت است یا کسی به صورت حیوانات محشور شود و ظاهرش از آنچه بود بگردد و دیگرگون شود باید روحش همان باشد که بود. مطابق افکار و اعمالی که ازش سرزده.
در مورد حشر🌺
حشر از لغاتی است که بارها در قرآن تکرار شده است و در موارد بسیاری به معنای برانگیختن، زنده کردن یا گرد آوردن و یکی از اسامی قیامت است.
در کتاب «أقرب الموارد» آمده است که : حشر به معنای جمع است ، وَ یَوْمُ الْحَشْرِ یَوْمُ الْبَعْثِ وَ الْمَعادِ وَ هُوَ مَأْخوذٌ مِنْ حَشَرَ الْقَوْمَ إذا جَمَعَهُمْ. روز حشر یعنی روز بعث و بازگشت ؛ و از حَشَرَ الْقَوْم گرفته شده است ، یعنی آنها را جمع کرد.
و در «صِحاحُ اللغة » گفته است : حَشَرْتُ النّاسَ أحْشِرُهُمْ وَ أحْشُرُهُمْ حَشْرًا: جَمَعْتُهُمْ؛ وَ مِنْهُ یَوْمُ الْحَشْرِ. حشر یعنی جمع کردن ، و به همین مناسبت روز قیامت را یوم حشر گویند.
و در «لسانُ العرب » پس از اینکه آنچه را که از «صِحاح » نقل کردیم آورده است ، گفته است : وَ الْحَشْرُ جَمْعُ النّاسِ یَوْمَ الْقِیَمَةِ. حشر به معنای جمع کردن مردم در روز قیامت است .
علامه شعرانی در نثر طوبی می گوید: «(حشر) برانگیختن .زنده کردن. گرد آوردن. راندن. روز قیام را یوم الحشر گویند چون همه موجودات زنده می شوند.»
«ارسل فی المدائن حاشرین» بفرست در شهر گرد آورندگان یعنی کسانی که جادوگران را از شهرها نزد فرعون آورند. «هو الذی أخرج الذین کفروا من أهل الکتاب لاول الحشر»(سوره حشر/آیه2) در این آیه به معنی راندن و بیرون کردن است.
این آیه در باره بنی نضیر آمده و آنان گروهی بودند از یهودیان که چون پیغمبر صلی الله علیه و آله به مدینه هجرت فرمود با او عهد بستند دشمن را بر خلاف او یاری نکنند اما بعدا پیمان را به هیچ نگرفتند و با کفار قریش پس از جنگ احد عهد بستند که در مخالفت پیغمبر صلی الله علیه و آله یاری آنان کنند
قرآن راندن بنی نضیر را اول الحشر خواند که نخستین بار بود که پیغمبر صلی الله علیه و آله یهودیان پیمان شکن را از نواحی مدینه بیرون کرد و بار دوم فتح بنی قریظه بود دو سال پس از بنی نضیر و وجوه دیگری نیز گفته شده است. سهیلی در روض الانف گوید عمربن الخطاب به حدیثی از پیغمبر تمسک جست که دو دین در بلاد عرب نباشد و همه یهود خیبر و غیر آن را از حجاز به شام فرستاد و این حشر دویم بود پس از حشر اول که بنی النضیر را بیرون راندند.🌺
معنی حُشِرَ: گرد آورده شد(کلمه حشر به معنای بیرون کردن و کوچ دادن قومی از قرارگاهشان به زور و جبر است )
معنی حَشْرٌ: محشور کردن -بیرون کردن از دیار(کلمه حشر به معنای بیرون کردن و کوچ دادن قومی از قرارگاهشان به زور و جبر است )
معنی حَشَرَ: گرد هم آورد(کلمه حشر به معنای بیرون کردن و کوچ دادن قومی از قرارگاهشان به زور و جبر است)
معنی سَیَحْشُرُهُمْ: به زودی آنان را محشور خواهد کرد(کلمه حشر به معنای بیرون کردن و کوچ دادن قومی از قرارگاهشان به زور و جبر است)
معنی حَشَرْنَا: گرد آوردیم(کلمه حشر به معنای بیرون کردن و کوچ دادن قومی از قرارگاهشان به زور و جبر است)
معنی حَشَرْنَاهُمْ: آنان را محشور کردیم(کلمه حشر به معنای بیرون کردن و کوچ دادن قومی از قرارگاهشان به زور و جبر است)
معنی مَحْشُورَةً: گردآوری شده -محشور شده(کلمه حشر به معنای بیرون کردن و کوچ دادن قومی از قرارگاهشان به زور و جبر است)
معنی نَحْشُرُ: محشور کنیم(کلمه حشر به معنای بیرون کردن و کوچ دادن قومی از قرارگاهشان به زور و جبر است )
معنی نَحْشُرَنَّهُمْ: حتماً آنها را محشور می کنیم(کلمه حشر به معنای بیرون کردن و کوچ دادن قومی از قرارگاهشان به زور و جبر است)
تکرار در قرآن: ۴۳(بار)
«حشر» به گفته «راغب» در «مفردات» به معنای خارج کردن گروهی از مقر خود، و گسیل داشتن آنها به میدان جنگ و مانند آن است. این واژه در بسیاری از موارد به معنای جمع کردن نیز آمده است.
جمع کردن. آن جمع کردنی است که بر ما آسان است. در مجمع ذیل آیه 202 از سوره بقره گفته: حشر گرد آوردن قوم است به یک مکان... اصل باب از جمع شدن است در اقرب الموارد هست: «حَشَرَ النّاسُ:جَمَعَهُمْ». آیات قرآن مجید در این معنی به کار رفته است مثل برای سلیمان لشگریانش از جنّ و انس و پرنده جمع شدند. اگر مردید یا کشته شدید به سوی خدا جمع می‏شوید . راغب آن را اخراج معنی کرده گوید: حشر بیرون کردن جماعت از مقرّ آنهاست به جنگ و نحو آن. ولی قول مجمع البیان با آیات قرآن بهتر می‏سازد و اگر اخراج معنی شود شاید برای آن است که اخراج توأم با جمع کردن است . بهتر است «تحشرون» در این آیه و نحو آن به معنای حال گرفته شود یعنی الان به سوی خدا جمع می‏شود و در این صورت مراد از آن، جمع شدن در عالم مرگ و یا مطلق است زیرا مردم از حین آفریده شدن به تدریج در حال جمع شدن به سوی پروردگاراند. آن گاه که وحوش جمع گردند. ممکن است آیه راجع به مقدمات قیامت و ابتدای فنای عالم باشد و ممکن است مراد از آن جمع شدن در قیامت باشد. در این صورت آیا برای وحوش حشر و نشر و حساب و کتابی هست؟ اللّه اعلم. در آیه دیگری آمده این آیه از آیه ما قبل اعمّ است و تمام جنبندگان و پرندگان را امّت و دارای نظام خوانده و در آخرگوید: سپس به سوی خویش محشور و جمع می‏شود.در ذیل دو آیه فوق در تفاسیر سیعه و اهل سنت روایات و مطالبی نقل شده که حاکی از حشر حیوانات و غیره است و مرحوم مجلسی در ج ۷ بحار طبع جدید آیات و روایات آن را نقل کرده است . نا گفته نماند اثبات و ردّ این مطلب، تحقیق و وقت بیشتر لازم دارد و علم آن در نزد خداست و حقیقت امر هر چه باشد مورد تسلیم و قبول است . این حشر درباره اخراج طائفه‏ای از یهود از اطراف مدینه است. معنی آیه چنی است: او کسی است که کفّار اهل کتاب را برای اوّلین راندن، بیرون کرد. اخراج و راندن، بیرون کرد. اخراج و راندن معنای کنایه‏ای جمع کردن و لازم آن است. در اقرب الموارد آمده: «حشر الجمع»: اخرجه من مکان الی آخر». پس حاشرین از معانیش گرد آورندگان میشه.
در مورد نشر🌺
معنی نَشْراً: نشر دادنی وصف ناشدنی و نگفتنی (از کلمه نشر به معنای گستردن و متفرق کردن است)
معنی نَّاشِرَاتِ: نشر دهندگان - گسترش دهندگان (اسم فاعل از نشر به معنای گستردن است)
معنی نُشِرَتْ: گشوده شد - باز شد(از کلمه نشر به معنای گستردن و متفرق کردن است)
معنی تَنتَشِرُونَ: منتشر می شوید(از کلمه کلمه نشر به معنای گستردن است)
معنی مَّنشُورٍ: گسترده شده - باز شده (کلمه نشر که مصدر کلمه منشور است به معنای گستردن و متفرق کردن است)
معنی مُنشَرِینَ: زنده شدگان بعد از مردن (اصل این کلمه به معنای نشر طومار و جامه ، یعنی گشودن آن بعد از جمع کردن و پیچیدن آن است )
معنی نُشُوراً: زنده کردن مردگان پس از مرگشان - از جهت پراکنده شدن - از جهت برخاستن و جنب و جوش مجدد(کلمه نشور و همچنین کلمه نشر به معنای احیای مردگان بعد از مردن است و یا در عبارت "وَجَعَلَ ﭐلنَّهَارَ نُشُوراً " به معنی "از جهت پراکنده شدن یا از جهت برخاستن و جنب و...
تکرار در قرآن: ۲۱(بار) (یعنی معادل ابجدی نشورا)
نشر در اصل به معنی گستردن و گسترده شدن است لازم و متعدی به کار رود «نَشَرَ الثَّوْبَ وَ الْکِتابَ نَشْراً: بَسَطَهُ» لازم و متعدی بودن آن در مصباح و اقرب مذکور است. . آنگاه که نامه‏ها گسترده و باز شوند. . قسم به کتاب نوشته شده در پوستی گسترده. . قسم به بادهای گسترنده که ابر را به طرز مخصوصی می‏گسترند. نشر و انشار به معنی زنده کردن آمده «نَشَرَ اللَّهُ الْمَوْتی وَ اَنْشَرَهُمْ: اَحْیاهُمْ» به نظر می‏آید این از آنجهت است که زنده شدن یکنوع گسترده شدن است ذرات بدن در اثر حرکت و جنبش رشد کرده و گسترده شده بدن را تشکیل می‏دهند. . سپس آنگاه که خواهد او را زنده می‏کند . او که از آسمان آب به اندازه نازل کرد و به وسیله آن سرزمین مرده را زنده نمود مثل . انتشار: گسترده شدن و پراکنده شدن. . پس چون نماز تمام شد در زمین متفرق شده و در طلب روزی و فضل خدا باشید. . از آیات خداوند آنست که شما را از خاک آفرید آنگاه شما بشرید که در زمین گسترده و منتشر می‏شوید. نشور: مصدر است لازم و متعدی هر دو آید . با آن آب سرزمین مرده را زنده کردیم زنده شدن مردگان نیز همانطور است. . بلکه از زنده شدن نمی‏ترسیدند.
در مورد دابه الارض🌺
دابَّةُ الأرض یا جنبنده زمینی، موجودی ناشناخته که از زمین خارج شده و کافر و مؤمن را از هم جدا می کند. این موجود از نشانه های آخرالزمان یا قیامت دانسته شده است. دابة الارض ممکن است از یکی از زمین های نجف، مدینه، مکه، بین صفا و مروه، بیرون آید. وی پس از خارج شدن از زمین به سمت یمن و شام می رود. در قرآن آیه ۸۲ سوره نمل به ماجرای دابة الارض اشاره شده است.
برخی از علمای شیعه دابة الارض را بر امام علی(ع) یا امام مهدی(ع) تطبیق کرده اند و گروهی دیگر نیز آن را با رجعت مرتبط دانسته اند. در مقابل، برخی از اهل سنت آن را موجودی غیر عادی، بسیار بزرگ، داری دُم و پَر معرفی کرده اند. علامه طباطبایی دابة الارض را موجودی جاندار می داند ولی معتقد است ماجرای دابة الارض از اسرار قرآن است.
دابة الأرض به معنای جنبنده زمینی از نشانه های آخرالزمان یا قیامت است. قرآن در آیه ۸۲ سوره نمل به ماجرای دابة الارض اشاره کرده است. بنابر این آیه، دابة الارض هنگام قیامت از زمین خارج می شود و با مردم سخن می گوید. مفسران شیعه و سنی در ذیل آیه، دابة الارض را توضیح داده اند. بنابر گزارش برخی مفسران و روایات، دابة الارض انگشتر سلیمان و عصای حضرت موسی(ع) را به همراه خود دارد. وی کافر و مؤمن را از هم جدا می کند و بر آنها علامت می گذارد. دابة الارض به رجعت (زنده شدن دوباره امامان شیعه) نیز تفسیر شده است🌺
مو شکافی در باره دابه الارض🌻🌻🌻🌻🌻
توضیح و تبیین کلمه دابه الارض در متن تحلیلی.
دیپلم ؛ منشعب از کلمه ی دیب و دیبا شدن.
به مفهوم دیپ شدن و دیبا شدن در مسائل به مفهوم پرداختن به عمق مسائل و آداب و رسوم را به صورت علمی و کلاسیک عمیق شدن و یاد گرفتن.
به مفهوم عمق پیدا کردن و عمیق شدن در مسائل.
در زبان انگلیسی با نگارش deep در حال استفاده می باشد.
کلمه ی دیپلماسی نیز تحت عنوان پرداختن به عمق مسائل و رعایت آداب حکومت داری در حال استفاده است.
دیبا: با توجه به قانون چرخش حروف در کلمات و خاصیت لاتین بودن زبان که همچون ملات در مَلّاته در غالب یا پاتیل کلمات در حال لت خوردن و متلاطم شدن برای ایجاد مفاهیم جدید هست کلمه دیبا یعنی محصولی یا شخصیتی که بر مبنای یک آدابی شکل گرفته باشد و آباد شده باشد گویند. در مورد اشیا معمولا در مورد پارچه ابریشمین که با طرح و نقش های بسیار زیبا و جنس مرغوب بافته می شد می گفتند اما در مورد شخصیت ها به کسانی اطلاق می شود که آداب دان و ادیب و مبادی آداب هستند و با رعایت آن آداب و قوانین به مخزن علم ابدی دست پیدا می کنند. مَنِش انسانهای ادیب و دیبا نیز تدبیر نمودن در امور و به کار بستن آن در عالم واقعیت هست. در کل ریشه و مصدر یا بن واژه این کلمه ادب می باشد. مترادف موازی و مفهومی این کلمه قانون می باشد. اصطلاحاً یک جمله ای در عالم ارتباطات کلامی زیاد استفاده می شود با این مضمون که هر کاری یا شغلی یک آدابی داره، قانونی داره که تا آن آداب و قوانین رعایت نشود فلسفه وجودی آن کار یا شغل ایجاد نمی گردد. زنجیره ی ریشه ای این کلمه این جمله رو به ما انسانها می گه؛ مبادی آداب بودن به آباد شدن منتهی می شود. در کل اگر به صورت خیلی خلاصه تعریفی از کلمه دیبا داشته باشیم یعنی عمیق یعنی مبادی آداب یعنی آباد کننده. یعنی رعایت شیوه و اصول هر کاری که پشتوانه فکری عمیقی داشته باشد و با تکرار آن شیوه و اصول و آداب به کرامت و کریم شدن منتهی می گردد.
اگر هم رد کلمه دیبا رو در زبان انگلیسی بزنیم به دو کلمه deep و depth و دیپلم خواهیم رسید به مفهوم عمیق و دارای عمق.
کلماتی که مرتبط با کلمه دیبا می باشد و جریان مفاهیم رو در مورد این کلمه در درون خودشان به ما نشان می دهند کلماتی از قبیل؛ دیبا، ادب، ادیب، دیپلم ، آداب، مبادی، آباد، بودا، بودن، ابدال.
کلمه دیبا در واقع اهمیت علم و دانش و دانایی و به کار بستن علوم درجهت آبادی را خیلی به بیننده القا می کند.
دیو به مفهوم رشد یافته. مثل دیوان حافظ یا دیوان عالی کشور البته با نگارش اصیل تر این کلمه دیبان حافظ و دیبان عالی کشور صحیح تر می باشد. دیوا مرتبط با کلمه ی دیبا به مفهوم دارای عمق و پر بودن از چیزی. از کلمه ی دیبا در زبان انگلیسی با نام deep در حال استفاده می باشد. از زاویه قوانین ایجاد کلمات، کلمه ی ادب و آداب و آباد و ابد نیز همین مفهوم را در خود دارند. بر همین مبنا و برداشت از مفهوم کلمه ی دیو، در راستای ریشه ی این کلمه، به شخص مداوا کننده و داوود و دوا دهنده نیز قابل برداشت است. یعنی شخص دیوا و داوود شخصی هست مبادی آداب می باشد و بر مبنای یک آداب و رسوم ذاتی و حقیقی، مداوا و دیبایی ایجاد می کند.
کلماتی که از دیپ در جایگاه های کاربردی مختلف برای ساخت کلمات انشعاب می یابد عبارتند از دَب دُب داب دوب دیب.
مثلاً کلمه ی دَبّه به مفهوم ظرفی که دارای عمق بیشتری نسبت به مابقی ظروف باشد.
یا کلمه ی دُبُر قابل تبدیل به دُبُل که به مقعد و کون و باسن و ما تحت ترجمه و برگردان شده است به مفهوم عضوی که دارای عمق باشد معنا و مفهوم دارد.
یا کلمه ی دبیر و مدبر و تدبیر که در جایگاه علمی و فکری کاربرد خودش را دارد.
کلمه ی دابه الارض به مفهوم زمین دارای عمق زیاد. مرتبط با کلماتی مثل دابگان و دابغان به مفهوم مکان پست و دارای عمق زیاد
یا اصطلاح تُپ تُپ کردن در هنگام ضربه زدن به چیزی که توخالی و دارای عمق باشد.
یا اصطلاح ادبار به مفهوم گذشتگان ، ریشه ، پشت ، اجداد. در قرآن اصطلاح ادبار النجوم به معنی ستارگان ناپدید شده.
یا کلمه ی دوبا قابل تبدیل به کلمه ی طوبا به معنی درخت ریشه دار.🌺