۵۱۱- پرت و پلا
صدای خوب واقعاً نعمتیه كه بايد خوب ازش استفاده کنیم. البته من خودم از اين نعمت بی بهره هستم، ولی اعتماد بنفس خوبی دارم و مثل همه مردم، از صدای خودم خوشم میاد، صرفاً به خواندن در حمام هم قانع نیستم و هر کجا پا بده میزنم زیر آواز، هر چند گاهی مثل آنروز میشود، آخه یه روزی توی خونه زدم زیر آواز، جناب مادر گرامی بنده هم هی میرفت لب پنجره میایستاد و باز برمیگشت، آخرش اعصابم خورد شد، گفتم: مامان اینقدر نرو جلو پنجره و برگرد.. تمرکزم را بهم میزنی. مامان گفت: من هی میرم جلو پنجره که همسایهها منو ببینند، میترسم همسایهها خیال کنن من دارم کتکت میزنم.

این منم یارب بدین گفتار نغز
یا که من چون پوستم گوینده، مغز؟
شوخ شیرین مشرب من، کیستی؟
ای سخنگوی از لب من، کیستی؟
قصهیی مطلوب میگویی، بگو
نکتهیی مرغوب میگویی، بگو
از زید بن یونس شحام روایت شده که گفت: از پدر امام رضا علیه السلام پرسیدم: یکی از موالیان شما نافرمان است، شراب مینوشد و گناهان کبیره از او صادر میشود، آیا از او تبرّی جوییم؟ فرمود: از فعل وی تبرّی جویید ولی از افعال خیر او تبرّی نجویید، و تنها با عملش دشمنی کنید. پرسیدم: آیا میتوانیم بر او فاسق فاجر بگوییم؟ پاسخ فرمود: خیر، مراد از فاسق فاجر منکران ما و اولیای ما هستند، خداوند دوست ندارد که شیعه ما فاسق و فاجر باشد. ولو به هر کاری دست بزند، ولیکن بگویید: عملش فسق و عملش فجور است. نفس او مؤمن ولی فعل او خبیث و زشت است و روح و بدن او طیب است، نه به خدا سوگند هرگز دوست ما از دنیا بیرون نمیرود مگر این که خدا و پیامبرش و ما از او خشنودیم، خداوند او را با همه آن گناهان سپیدرو و با گناهان پوشیده محشور کرده، در حالیکه این اضطرابهای او به امنیت بدل شده. بر او بیم و اندوهی نیست، چه اینکه وی از دنیا بیرون نمیرود مگر این که گناهانش پاک میشوند، زیرا یا به مصیبت مالی و یا جانی و یا مصیبت در فرزند و یا به بیماری دچار میشود و کمترین چیزی که ولی ما میبیند رویارویی هولناک است که خداوند به او نشان میدهد و صبح با اندوه از خواب بر میخیزد. همین کفاره گناهان او میشود، و یا ترسی از ناحیه دولت باطل بر او وارد میشود و یا به هنگام مرگ بر او سخت گرفته میشود، در این صورت خداوند را پاک از همه گناهان در حالیکه بیم او بواسطه محمد و علی امیرالمؤمنین علیهما السلام به امنیت و سلامت مبدل شده ملاقات میکند. در اینصورت در پیش روی وی یکی از دو امر است: رحمت واسعه الهی که از همه زمین گسترده تر و وسیع تر است، و یا شفاعت حضرت محمدصلی الله علیه وآله و امیرالمؤمنین علیه السلام دستگیر او میشود. در این هنگام رحمت واسعه الهی را که سزاوار اوست و او شایستگی آن را دارد ملاقات مینماید و خداوند به او احسان و بخششهای خاص خود را دارد. و در کافی به اسنادش به عبداللَّه بن ابی یعفور روایت کرده که گفت: به امام صادق علیه السلام گفتم: من بسیار با مردم (سنی) آمیزش دارم، از این گروه که شما را به ولایت نگرفتند و فلان و فلان را ولی خود گرفتند بسیار در شگفتم. چه این که امانتدار و راستگو و اهل وفا هستند و عده ای که شما را ولی خود گرفتند چنان امانت و وفا و راستگویی را ندارند. حضرت امام صادق علیه السلام صاف نشست و به سان خشمگینان به من روی آورد و فرمود: کسی که به ولایت امام جائر که از ناحیه خدا نیست خداوند را اطاعت کرد دین ندارد، و کسی که امامت امام عادل الهی خداوند را اطاعت کرد هرگز بر وی عقابی نیست. پرسیدم: آن عده دین ندارند و این عده عقابی ندارند؟ فرمود: بله، آنها دین ندارند و بر اینها عقابی نیست، آنگاه فرمود: مگر سخن خدای - عزّوجل - را نشنیده ای که فرمود: اللَّهُ وَلِی الَّذِینَ آمَنُوا یخْرِجُهُمْ مِنْ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ یعنی ایشان را از سیاهیهای گناهان به نور توبه و آمرزش میکشاند. چه اینکه ایشان ائمه عادل را ولی خود گرفتند. و فرمود: وَالَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمْ الطَّاغُوتُ یخْرِجُونَهُمْ مِنْ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ مراد این است که ایشان بر نور اسلام هستند و هنگامی که ائمه جائر را ولی خود گرفتند، بواسطه ولایت ایشان از نور اسلام به ظلمتها و تاریکیهای کفر بیرون شدند، خداوند بر ایشان به همراه کفار آتش را واجب کرد، پس ایشان مصداق آیه شریفه اند که أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ/ کافی، ج ۱
ارسطو و افلاطون حدود چهارصد سال قبل از میلاد مسیح میزیستند و تاثیر آنان بر فرهنگ غرب قابل توجه بوده است. نیوتن مطمئنا به شدت تحت تاثیر مذهب و کاتبان متقدم بود. کوپرنیک، تیکو براهه، کپلر، و گالیله درست قبل از نیوتن در صحنه ظاهر شدند و راه را برای تحقیقات او هموار کردند. نیوتن در همان روزی در سال ۱۶۴۲ به دنیا آمد که گالیله درگذشت و او از بسیاری از یافتههای گالیله در توسعه قوانین معروف حرکت خود استفاده کرد. نیوتن هم دانشمند و هم معتقد به خدا بود. او اثر اپتیکس یا رسالهای از بازتاب ها، انکسارها، انعطاف پذیریها و رنگهای نور را در سال ۱۷۰۴ میلادی نوشت. اپتیکس دومین کتاب بزرگ نیوتن در زمینه علوم طبیعی است. او در آن رساله علمی این پرسش فلسفی را مطرح کرد که چرا در طبیعت هیچ امری بیهوده رخ نمیدهد؟ آن همه نظم و زیبایی که در جهان میبینیم از کجا نشات میگیرد؟ آیا چشم بدون مهارت در اپتیک و گوش بدون آگاهی از صداها ساخته شده اند؟ او در ادامه میافزاید: آیا از پدیدهها چنین برنمی آید که موجودی غیر جسمانی، زنده، هوشمند، همه جا حاضر در فضای نامتناهی اشیاء را از نزدیک میبیند و بطور کامل آنها را درک میکند؟ نیوتن در اثر (اصول ریاضی فلسفه طبیعی) نوشته بود: این موجود بر همه چیز حکومت میکند نه بعنوان روح جهان بلکه بعنوان خداوند بر همه چیز، خداوند متعال موجودی ازلی، نامتناهی مطلقا کامل است. از سلطه واقعی او چنین بر میآید که خدای حقیقی موجودی زنده، هوشمند و قدرتمند است. او ازلی و نامتناهی است. او مدت و مکان نیست بلکه پابرجا و حاضر است. نیوتن هم چنین نوشته بود: وقتی رساله خود را در مورد نظام مان نوشتم به اصولی توجه داشتم که ممکن است با در نظر گرفتن افراد برای اعتقاد به خدا کار کند و هیچ چیز نمیتواند بیشتر از اینکه آنرا برای این منظور مفید بدانم مرا خوشحال کند. بعبارت دیگر، نیوتن امیدوار بود که نوشتههای علمی او مردم را به تفکر و ایمان به خدا سوق دهد. او نوشته: در امور بشری اغلب پدر خانواده و خانه را پدر مشترک خویشاوند میدانند: در اینجا کل خلقت بعنوان یک خویشاوند یا خانوادهای به این نام از جانب خداوند پدر مشترک همه در نظر گرفته میشود. بنابراین، برای نیوتن، آمیختگی طبیعی علم و اعتقاد به خدا وجود داشت.
منیت. هر جا (من) جلو بیفتد، ریا میآید:
- منِ خفن، منِ عابد، منِ دانا، منِ متواضع!
بزرگان میگویند: تواضعِ واقعی آن است که از (تواضعِ من) هم پرهیز کنی، یعنی حتی نخواهی که متواضع دیده شوی.
راهکار عملی: ذکرِ لاحَولَ وَلا قُوَّةَ إلّا بِالله را بعنوان پادزهرِ منیت تکرار کنیم. چون هر بار میگوییم، اعتراف میکنیم که هیچ نیرو و ارادهای از خودمان نداریم؛ همه از اوست. این اعتراف، ریشه ریا را میخشکاند.
محبت، مقصدِ اخلاص
اخلاص در نهایت ثمره محبت است، نه زور و ریاضتِ خشک. وقتی عاشق کسی باشی، برای او کار میکنی، بی آنکه کسی ببیند. مولانا این را زیبا گفته:
چون که عاشق شد دل بی من و بی منت شود
عاشقان را نیست اندر عشق غم از خویشتن
بنابر روایت، پیامبر صلیالله علیه و آله و سلم فرمودند: لا یَخلُصُ الإیمانُ حَتّی تَکونَ مَحَبَّتُهُ أَحَبَّ إلَیکَ مِن نَفسِک: ایمان خالص نمیشود مگر آنکه محبتِ او برایت از خودت محبوبتر باشد.
این برنامه برای تمرین اخلاص و مبارزه با ریا هست؛ نه برای اینکه انسان دائماً خودش را متهم کند. ریا یعنی انجام عبادت یا نیکوکاری برای جلب نظر مردم؛ اما خوشحالشدن از اینکه خداوند عمل نیک را آشکار کرده، بهخودیخود ریا نیست. همچنین وسواس درباره نیت نباید باعث ترک عبادت شود.
۱. واجبات را مقدم بداریم.
۲. از گناهانی که حق مردم را ضایع میکند دوری کنیم.
۳. عبادت پنهانی داشته باشیم.
۴. نیت را پیش از عمل اصلاح کنیم، اما بعد از عمل دائماً آنرا کالبدشکافی نکنیم.
۵. اگر در میانه عبادت متوجه ریا شدییم، عبادت را رها نکنیم؛ نیتمان را اصلاح و ادامه بدهیم. هر صبح، پس از بیداری بگویم: خدایا، امروز مرا یاری کن که آنچه انجام میدهم برای رضای تو باشد، نه برای نگاه مردم. نماز را برای اطاعت تو میخوانم. به خانواده خدمت میکنم چون این خدمت را دوست داری. زبانم را از دروغ و غیبت حفظ میکنم برای رضای تو.
در طول روز هرگاه خواستیم کاری را به دیگران نشان دهیم، سه پرسش از خودمان بپرسیم:
۱. اگر هیچکس نمیفهمید، باز هم این کار را انجام میدادم؟
۲. اکنون بیشتر به رضای خدا توجه دارم یا قضاوت مردم؟
۳. آیا میتوانم این کار را پنهانی انجام دهم؟
یادمون باشه که این پرسشها برای سرزنش خود نیست؛ برای بازگرداندن جهت دل است. و شب از خودمان بپرسیم:
- امروز کجا برای خدا کار کردم؟
- کجا نیاز به دیدهشدن داشتم؟
- فردا یک اصلاح و تغییر کوچک من چیست؟